علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در یادداشتی در کانال تلگرامی خود با عنوان «هنر، کمکهای اجتماعی و لزوم تولید شادی در شرایط بحران؛ قدردانی از امدادگران، بازسازی سرمایه اجتماعی است» نوشت: در شرایط بحران، جامعه نه تنها با آسیبهای عینی و بیرونی مواجه است، بلکه فرسایش درونی جامعه، تضعیف احساس امنیت، تضعیف احساس امنیت، تضعیف احساس امنیت، تضعیف احساس امنیت است. در چنین شرایطی، هر اقدامی که بتواند جامعه را تقویت کند، همدلی، اعتماد و یکپارچگی را باید بیش از یک اقدام دانست. مرضیه برومند رویدادی است که باید آن را یک اقدام اجتماعی و فرهنگی معنادار دانست.
بحران فقط زیرساخت ها را از بین نمی برد
از منظر جامعه شناختی، بحران به تخریب فیزیکی یا تلفات انسانی محدود نمی شود. هر بحرانی، بهویژه اگر تجربهای جمعی و آشفته باشد، لایههای عمیقتری از زندگی اجتماعی را نیز در بر میگیرد: اعتماد عمومی، احساس تعلق، امنیت روانی، و توانایی جامعه برای تداوم. به همین دلیل، نیروهایی که به کمک مردم در دل بحران می آیند، فقط کمک رسانی نمی کنند. آنها به جامعه اطمینان می دهند که شبکه ای از مسئولیت، مراقبت و دوستی حتی در مواقع سخت وجود دارد. نهادهای غیرنظامی و همه نهادها و سازمان هایی که قهرمانانه در جنگ گذشته در کنار مردم قرار گرفتند، در واقع حامل نوعی «اخلاق مراقبت» بودند. اخلاق رکن پنهان تداوم زندگی اجتماعی در شرایط بحرانی است.
شباهت عمیق بین هنر و نقش برجسته
اگرچه در نگاه اول به نظر می رسد که بین فعالیت تیم های امداد و نجات و فعالیت هنرمندان فاصله جدی وجود دارد، اما از منظر اجتماعی این دو حوزه دارای نقاط مشترک مهمی هستند. در حالی که منجی با جسم مجروح و جان در خطر سر و کار دارد، هنرمند با روح مجروح، غم و اندوه جمعی، اضطراب ها و نیاز جامعه به معنا و همراهی می پردازد. به خصوص در زمان های پر دردسر، سینما و موسیقی فقط ابزار سرگرمی نیستند. آنها فرصت ابراز درد مشترک، کاهش احساس تنهایی و تقویت حس سرنوشت مشترک را فراهم می کنند. اگر هنر از جامعه حمایت کند، می تواند بخشی از روند درمان روانی و اجتماعی باشد. به همین دلیل لازم است رفتار مردم، نیروهای امدادی و هنرمندان حامی رنج اجتماعی این روزها به عنوان مسئولیت اجتماعی درک شود.
درک ضرورت نیاز جامعه به شادی
در کنار همدردی و رفاقت، لازمه مهم دیگری نیز وجود دارد که در مواقع بحران نباید از آن غافل شد: «التزام به تولید شادی در جامعه». از نظر اجتماعی، شادی یک چیز تجملی یا حاشیه ای نیست. اگر جامعه ای تحت فشار بحران، اضطراب و اخبار دردناک فرصت شادی جمعی، امید مشترک و تنفس عاطفی را از دست بدهد، به تدریج دچار فرسودگی روانی و از هم گسیختگی اجتماعی می شود. شادی مسئولانه به معنای نادیده گرفتن رنج مردم نیست. بلکه به معنای کمک به حفظ جامعه است. موسیقی در این میان نقش ویژه ای دارد. موسیقی همچنین میتواند یادآور رنج مشترک باشد و فرصتی برای ایستادن، نفس کشیدن و بازیابی انرژی جمعی فراهم کند. جامعه برای مقاومت در برابر بحران ها به امید، درک و شادی و کمک و حمایت نیاز دارد.
پیوند هنر و جامعه برای ایران امروز یک ضرورت است. امروزه بیش از پیش نیاز به تقویت پیوند هنر و جامعه احساس می شود. اگر آنها نقش خود را به درستی درک کنند، نهادهای فرهنگی می توانند به کاهش شکاف های عاطفی، احیای حافظه جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی کمک کنند. هنر زمانی بیشترین تأثیر را دارد که مردم را از خود بیگانه نسازد و خود را در ارتباط با مشکلات واقعی جامعه تعریف کند.
در این میان تلاشهای صورت گرفته برای پیوند حوزه فرهنگی با مسائل اجتماعی از جمله اقدامات انجام شده توسط همایون اسعدیان در خانه سینما جای توجه و قدردانی دارد. این رویکرد نشان می دهد که از ظرفیت هنر می توان نه تنها برای ایجاد زیبایی، بلکه برای تقویت مسئولیت جمعی و شفای اجتماعی استفاده کرد.
قدردانی از امدادگران به عنوان یک اقدام اجتماعی
بزرگداشت امدادگران و سربازان نباید صرفاً یک حرکت احساسی یا تشریفاتی تلقی شود. در علوم اجتماعی، اعتراف به فداکاری و تعهد گروه های حاضر در شرایط بحران، نوعی تقویت سرمایه اجتماعی است. جامعه ای که بتواند فداکاری، مسئولیت و رفاقت را ببیند و ارزش قائل باشد، در واقع ارزش هایی را که برای بقا و بازسازی خود نیاز دارد حفظ می کند. بنابراین اقدامی ارزشمند و ستودنی است که خانه سینما، خانه تئاتر، خانه موسیقی نیز برای قدردانی از امدادگران پیشقدم شوند. این حرکت نشان می دهد که نهادهای فرهنگی می توانند از جایگاه صرفاً حرفه ای خود فراتر رفته و در لحظات حساس به نهادهایی اجتماعی و همدل تبدیل شوند. در این اقدام خانه سینما و خانه موسیقی در کنار قشری از جامعه قرار می گیرد که مستقیماً با دردها، زخم ها و دشواری های آن مواجه است.
غلبه بر بحران بدون بازسازی عاطفی ممکن نیست
برای عبور از بحران، تنها بازسازی زیرساخت ها و جبران خسارات مادی برای جامعه کافی نیست. بازسازی عاطفی، اخلاقی و نمادین نیز بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند بازسازی اجتماعی است. در این مسیر، هم امدادگران و هم هنرمندان نقش تعیین کننده ای دارند: یکی جان را نجات می دهد، دیگری امید را نجات می دهد. یکی با قرار گرفتن در یک محیط خطرناک، دیگری با حفظ روحیه جمعی. اگر جامعهای مقاومتر، همدلتر و بانشاطتر میخواهیم، هم باید فداکاری کسانی را که در مواقع خطر از مردم حمایت میکنند بشناسیم و هم از ظرفیت هنر برای تولید همدلی، معنا و شادی استفاده کنیم. این دو با هم نه تنها به بقای جامعه کمک می کنند، بلکه توانایی آن را برای ادامه زندگی نیز حفظ می کنند.»






ارسال پاسخ