مهدی آخریان در شارک نوشت: انتخابات شورای اسلامی شهر تهران یکی از مهم ترین عرصه های مشارکت شهروندان در مدیریت شهری است. نظارت بر این انتخابات بر اساس قانون برای صیانت از رای مردم و تامین سلامت رقابت طراحی شده است و وجود آن نه تنها محل تردید است، بلکه در نظام مدیریت شهری یک ضرورت انکارناپذیر تلقی می شود. با این حال، تجربه نشان داده است که کیفیت اجرای نظارت به اندازه اصل آن مهم است.
در ماههای اخیر و قبل از آغاز فرآیند بررسی صلاحیتهای نهایی، هشدارهایی داده شده است که باید بیطرفانه رعایت شود و منافع حزبی و جناحی در جایگاه نظارتی قرار نگیرد. این هشدارها به یک نگرانی آشکار اشاره می کند: وقتی مرز بین کنترل قانونی و مداخله سیاسی محو شود، اولین قربانی اعتماد عمومی خواهد بود.
با اعلام نتایج نظرسنجی امروز، این نگرانی ها بیشتر شده است. در فضایی که برخی از اعضای هیأت های نظارت دارای وابستگی ها و منافع حزبی و جناحی هستند، حذف منتقدان شناخته شده عملکرد شهردار تهران سؤالاتی قابل تامل را برای افکار عمومی مطرح کرد. سوالاتی که تنها با توسل به رویه های رسمی و اداری نمی توان به آنها پاسخ داد.
این چیزی بیش از چند نام است. مسئله اصلی ایجاد تصویری است که در آن انتقاد حرفه ای و مخالفت قانونی با دولت شهری و شخصیت های سیاسی پرهزینه می شود. از آنجایی که منتقدان یک به یک از شرکت در رقابت های انتخاباتی حذف می شوند، این پیام نامطلوب به افکار عمومی مخابره می شود که عرصه سیاسی بیش از آنکه به عرصه رقابت برنامه ها نزدیک باشد به محاصره جناحی نزدیک شده است.
چنین فرآیندی مستقیماً بر سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد. مشارکت شهروندان زمانی معنادار است که احساس کنند رای آنها می تواند منجر به تغییر، اصلاح و پاسخگویی شود. هر اقدامی که این احساس را تضعیف کند، در واقع منجر به کاهش اعتماد عمومی و بیگانگی مردم از نهادهای منتخب خواهد شد.
حال سوال این است که آیا حسابرسی به سمت مدیریت حرفه ای و حفظ حقوق شهروندی ادامه خواهد داد یا ناخواسته به ابزاری برای رفع انتقاد و همگن سازی فضای شورا و همفکری تبدیل خواهد شد؟ پاسخ به این سوال نه تنها سرنوشت انتخابات، بلکه آینده اعتماد مردم به مدیریت شهری تهران را رقم خواهد زد.






ارسال پاسخ