روزنامه فرهیختگان در مقاله خود به تحلیل رویکرد آمریکا در خصوص حضور ناوهای این کشور در چند قدمی ایران و طرح مذاکره با این کشور پرداخته است.
این روزنامه نوشت: پس از انجام دو اقدام آمریکا برای حمله به ایران؛ اما او با توجه به آمادگی و محور مقاومت کشور از این امر منصرف شد و حالا با تهدید بحث مذاکره را مطرح کرد.
اکنون و اکنون، بحث در مورد سناریوهای پیش رو برای ایجاد تصویر و نسخه ای معقول برای آینده نزدیک مهم است.
پیدایش ماجرا، تعلیق موضوع حمله نظامی و آمدن به میز مذاکره است. اما داستان از آوریل تا ژوئن اینگونه بود که در نهایت منجر به حمله نظامی در میانه مذاکرات شد، بنابراین هیچ فرد باهوشی این نگاه را دوست ندارد.
البته جمهوری اسلامی با آمادگی نظامی و تهدیدهای لفظی برای تکمیل بحث به ویژه در امور داخلی پای میز مذاکره رفت و در واقع آماده یک مذاکره عادلانه است. اما همه می دانند که نیروهای نظامی در آمادگی حداکثری برای ضربه زدن به دشمن با پاسخی همه جانبه در سطح منطقه هستند.
پس سناریوها و دلایل آنها چیست؟
1- مذاکره از روی ناچاری: از آنجایی که آمریکا بدون پاسخ جدی احتمالی ایران در مرحله بعد نمی تواند عملیاتی را که می خواهد به سرعت و قاطعانه انجام دهد، به پای میز مذاکره آمد تا با استفاده از سایه جنگ امتیاز بگیرد. در این زمینه، پذیرش حق غنیسازی آمریکا و پذیرش انتقال 400 کیلو اورانیوم توسط ایران، راهی برای خروج از بن بست یک ساله برای دستیابی به یک توافق محدود است. در واقع در این سناریو، آمریکا از هدف خود برای نابودی ایران ناامید شده و به سمت کسب امتیازات هسته ای حرکت می کند. این سناریو کمترین احتمال را دارد.
2- فریب و عملیات در مذاکرات: آمریکا قصد دارد مانند دور قبل ایران را وارد مذاکرات کند و سپس با فریب به ایران حمله کند. این سناریو نیز با توجه به تجربه قبلی و آمادگی حداکثری ایران بعید به نظر می رسد.
3- به دست آوردن زمان برای آماده شدن برای حمله: آمریکا برای جلوگیری از حمله ایران نیاز به اعزام نیروهای بیشتری به منطقه به ویژه در حوزه دفاعی دارد. روندی که در دو هفته گذشته دنبال شد. اما هنوز به نقطه نهایی نرسیده است. از سوی دیگر، بخشی از نقشه دشمن پیشروی با قدرت تروریسم داخلی است. اما حملات پلیس و نیروهای امنیتی به هسته های تروریستی در داخل ایران باعث شد تا وحدت و آمادگی لازم در این نیروهای قاتل از بین برود. بنابراین زمان لازم است تا این نیروها در داخل ایران احیا شوند. بنابراین آمریکا از مذاکره برای یافتن بهانه ای برای خرید زمان صحبت کرد. اما همچنین در حال بازسازی و تکمیل نیروهای نظامی و تروریستی خود است.
4- فرسایش زمان با شرطی کردن اقتصاد و جامعه ایران: هدف آمریکا نه مذاکره نتیجهمحور است و نه جنگ نظامی در کوتاهمدت، بلکه میخواهد اقتصاد و جامعه ایران را در معرض اخبار مختلف مذاکره-جنگ قرار دهد، فشار اقتصادی را افزایش دهد و بازار ارز، طلا و کالاهای اساسی را دستکاری کند و جامعه ایران را به اعتراض و سپس دوباره به ناآرامی بکشاند. در واقع نوعی فرسایش اجتماعی و اقتصادی داخلی است که باعث فروپاشی جامعه و نظام حکومتی آن یا نزدیک شدن به فروپاشی از درون می شود.
به موازات این روند، حضور مستمر نیروهای نظامی باعث خستگی این بخش شده و طرحهای فریبکاری مختلف ایران در فواصل زمانی مختلف توسط دشمن رصد میشود. این سناریو را می توان با سناریوی قبلی که مبتنی بر افزایش آمادگی نظامی در منطقه و بازآموزی گروه های تروریستی بود، تلفیق کرد. بنابراین این سناریو بالاترین احتمال را دارد.
نکته اصلی در همه این سناریوها این است که آمریکا عامل اولیه است و توانایی ابتکار عمل را دارد. در واقع در تمامی این سناریوها، نقش ایران منفعلانه و مبتنی بر تصمیمی است که باید پس از تصمیم آمریکا اتخاذ شود. اگرچه این به معنای منفعل و ضعیف بودن نیست; اما ابتکار عمل در دست ایران نیست. بنابراین مهمترین رکن در حال حاضر گرفتن ابتکار عمل از دشمن و اجرای برخی اقدامات برای به دست آوردن گزینه های مختلف از سوی دشمن است.
بحث تهدید منطقه ای که هفته گذشته به آمریکا گزارش شد و این هفته از سوی رهبر معظم انقلاب علنی شد، ظرفیت بزرگی برای بسیج بود. اما شکاف بین دایره اجرایی ایران و آمریکا هنوز باید پر شود و ایران می تواند ابتکار عمل را در دست بگیرد.
همانطور که رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تصریح کرد، تبدیل دکترین نظامی کشور از دفاع به حمله با عملیات سریع و همه جانبه نیز گامی رو به جلو است. اکنون زمان اجرای چند اقدام دیگر یا حداقل تصمیم گیری قاطع در مورد آنها است. ما برای سناریوهای اول و دوم، هم برای مذاکره واقعی و هم برای جنگ در کوتاه مدت آماده هستیم. با این حال، باید بیشتر برای سناریوی سوم و به خصوص چهارم آماده شویم.
اگر دشمن بخواهد ما را به فرسایش بکشاند، ایران باید اقدامات احتیاطی را به ویژه در تنگه هرمز انجام دهد و فرسایش مورد بحث باید به یک معضل جهانی تبدیل شود. طبیعتاً هدف نویسنده بستن گلو نیست. اما ایجاد برخی اختلالات قطعا می تواند کمک کننده باشد. به ویژه در شرایطی که دشمن می خواهد دست برتر را به دست آورد. اما حمله نکنید و در این میان ایران در فرسایش داخلی و نظامی فرو رفته است. در واقع، ایران وارد جنگ نمی شود. اما نمی تواند فرسایش را بدون ایجاد هزینه جهانی تحمل کند. در مورد جزییات این پیشنهاد باید بیشتر صحبت شود، اما مهم این است که امکان پذیر است.
علاوه بر این، باید با مردم صحبت شود و موضوع تروریسم برای آنها توضیح داده شود. در حال حاضر کمک مردم در شناسایی هسته های تروریستی بیش از هر چیز دیگری برای دستگاه امنیتی ضروری است. باید متواضعانه از مردم خواسته شود که به امنیت ملی خود کمک کنند و موارد مشکوکی مانند جنگ 12 روزه را گزارش کنند.






ارسال پاسخ