زاکانیسم لیبرال و قایق سواری در تخیل نیویورک

زاکانیسم لیبرال و قایق سواری در تخیل نیویورک

دولت در لغت به نوعی از رابطه آزاد زن و مرد اطلاق می شود که بر اساس تعهد یا قاعده خاصی نیست و در آن افراد می توانند انواع روابط عاطفی و جنسی را با یکدیگر تجربه کنند بدون اینکه اعمال خود را «رابطه» بنامند. وضعیتی که حتی ترجمه ای جهانی به فارسی ندارد، یکی از آخرین اشکال پیچیده جنسیت در دنیای امروز است. یکی از آخرین صورت‌بندی‌های میل لیبرال مبتنی بر سوژه‌هایی است که خود را در قالب اشکال جدید بیان می‌کنند.

لازم به ذکر است که این یادداشت از منظر علوم اجتماعی و در راستای تفسیر نظام معنایی فیلم نوشته شده و از هرگونه ارزیابی اخلاقی از واقعیات فیلم اجتناب می کند. برای یک جامعه شناس، هر چیزی که در سنت جوامع می تواند «بالا» یا «زشت» تلقی شود، وزن هستی شناختی یکسانی دارد و هدف نهایی پژوهش اجتماعی، قضاوت در مورد واقعیات نیست، بلکه بررسی آنها در چارچوب شکل گیری روابط اجتماعی و تحولات اجتماعی است.

داستان یک خطی فیلم ساده است: مردی که برای ازدواج با دختر جوانی نامزد شده است، به طور اتفاقی با «ایکس» خود ملاقات می کند و در اسرع وقت قبل از عروسی، قول و نامزدی خود را لغو می کند و به عشق قدیمی خود باز می گردد. به این ترتیب فیلم مسیر شخصیت‌های اصلی فیلم را طی می‌کند و تخطی از میل آنها را عادی می‌کند. رد و بدل شدن تلفن های همراه تصادفی، قرار دادن شخصیت سحر دولتشاهی در لباس عروس یا شکل گیری احساسات پدرانه نسبت به دخترش در نقش «مازیار» در خدمت ایجاد فضایی عاشقانه و انسانی بین کسانی است که نیاز به روی آوردن به یکدیگر دارند. جنبه دیگری از این عادی سازی را در روایت های مازیار و حدید از گذشته خود می بینیم. هدیه می گوید «دو کوه و چهار مهمانی رفتیم» و بعد صحنه «زیبا» دهه هفتاد را می بینیم که آن دو از ماشین پلیس فرار می کنند. گویی خود دولت با فیلمی که تأمین مالی می کند، دارد همان چیزهایی را که در سال های قبل با آن سروکار داشت عادی می کند: دور هم جمع شدن دختر و پسر خارج از ازدواج، رفتن به مهمانی ها و دیگر کارهای ممنوعه. «تهران زیبا» یکی از اصلی ترین شعارهای شهرداری تهران در چند وقت اخیر از این جهت حائز اهمیت است. تهران باید «نو» و «ناز» باشد و نسخه جدیدی از خودش بسازد.

فیلمی که با گفتمان «زاخانیزم» فیلمبرداری شده است، در واقع سفری قایق برای تماشاگر در تخیل حکومتی سیاسی است که آرمان های مدیریتی اش مانند سازوکارهای شرکت پست در فیلم «بهروز» به روز شده است و از این نقطه به بعد، مکانیزه شدن و نوسازی شرکت پست، تاکسی های برقی تهران و مدیریت تاکسی های برقی تهران و بیمارستان فرهنگی «هشمی جانیتی» راف خوانی باید همراه باشد. آرمان ها در ایران معاصر از این منظر، مهم ترین دیالوگ فیلم همان دیالوگی است که امین حیایی، کم اهمیت ترین شخصیت فیلم، به هدیه می گوید که همیشه به دنبال راه های «جدید و به روز» برای افزایش «بهره وری» است. تمرکز فیلم بر گفتمان جدید «بهره وری» نمونه دیگری از برجستگی «زیست سیاست» و «پسا سیاست» در آثار جشنواره امسال است. در «زنده‌شور» کل موضوع گذار از شکل‌های خشن حکومت سیاسی به شکلی جدید، لیبرال و کارآمد از حکومت است که دیگر بر اعمال و حفظ و «زندگی» سوژه‌ها تمرکز ندارد. «سفر قایق در تهران» نیز بر مفهوم «کارآمدی»، اثری پساسیاسی و بازنمایی «آزادی» در سطح روابط شخصیت ها تمرکز دارد. در دنیای پساسیاسی فیلم، مفهوم سیاست، که به معنای حوزه تضاد بین سوژه‌ها در مورد مشروعیت اعمال است، حذف می‌شود و جای خود را به دنیایی تکثرگرا و آزاد می‌دهد که در آن مسئله اصلی این نیست که کنش‌ها چیست، بلکه نحوه انجام کارها به «بهینه‌ترین» شکل ممکن است. در چنین جهانی، آزادی نه به عنوان یک آرمان سیاسی، بلکه به عنوان یک امکان آشکار برای زندگی در نظر گرفته می شود. امکانی که دیگر نیازی به توجیه ایدئولوژیک یا قضاوت اخلاقی ندارد. از این نقطه به بعد حتی مفاهیم متعالی و بزرگ نیز از بار هنجاری و قضاوتی خود رها شده و به عناصر سبک، روزمره و سرگرم کننده در بطن روابط انسانی تبدیل می شوند.

به عنوان مثال مفهوم «خدا» دو بار در فیلم بازنمایی می شود و هر دو بار شاهد مواجهه ای کنایه آمیز و طنز با مفهوم خدا هستیم. در مثال اول زن باردار به شوخی می گوید که گوشی های مازیار و هدا گم شده و رابطه قدیمی برگشته است «این کار خداست». در مثال دوم، Parmes; نامزد مازیار می گوید که با چشمان بسته می تواند رنگ اسمارتیزهایی که در دهانش گذاشته شده را تشخیص دهد و این یک «قدرت فوق العاده» است که «خدا» در او قرار داده است. برای خواندن این نشانه ها کافی است به پیشینه حاکمیت فیلم توجه کرد و به این نکته کنایه آمیز فکر کرد: خدای دهه شصت جامعه ایران که افق معنایی دفاع مقدس را تثبیت کرد و نظم کلامی جامعه را سامان بخشید، امروز رنگ هوشمندی برند آمریکایی «ام اند ام» را تشخیص داد و شرایطی را به وجود آورد که پیش شرطی بین مازیار و هدیه مازیار است. «استعداد وجود دارد» در ذهن پارمیس همان آرمان ذهنی گفتمان زاکانیسم است و از این رو می توان گفت لیبرالیسم به عنوان یک تکنیک مدیریتی نوین در ادبیات فوکو، مدت هاست که ذهن حاکمان ایران را به خود مشغول کرده است، هرچند همین حاکمان در سطح سیاسی شعارهای ضدغربی سر می دادند.

«سفر با قایق در تهران» مثالی عالی برای درک تفاوت سیاست اعلامی و سیاست کاربردی در نظام های سیاسی است. اشتباه تحریم‌گران و برخی رادیکال‌هایی که از وضع موجود انتقاد می‌کنند این است که آنچه گفتمان قدرت می‌گوید را با سیاستی که در عمل اجرا می‌کند یکی می‌دانند. غلبه «فلسفه» و تأکید بر «مفاهیم» در گفتمان عمومی ایران به همین مشکل دامن می زند و این تصور نادرست را ایجاد می کند که یک نظام حکومتی را می توان از طریق کلمات و گزاره های آن درک کرد. در این رویکرد، رویدادی مانند جشنواره صبح ممنوع شده و به ابعاد شعاری و رسمی آن تقلیل می یابد، در حالی که فیلم های امسال تصویری اساساً متفاوت و در تضاد با گفتمان رسمی را نشان می دهند. از منظر علوم اجتماعی، برای درک کارکرد و مناسبات واقعی جامعه، نه بر شعارها و گفتمان ها، بلکه بر عینی ترین جنبه کارکردی پدیده مانند نهاد دولت، یعنی کنش های واقعی دولت بر مبنای واقعی جامعه، ضروری است. به همین دلیل واقعیت اجتماعی گفتمان زاکانیسم به عنوان نمونه ای از گفتمان های مؤثر در تدوین نظام اداری ایران در پژوهشی که با پشتوانه نهادی این گفتمان ایجاد شده است قابل مشاهده است. هنر تخیل خالقان اثر را آشکار می کند و ناخودآگاه نویسندگان را آشکار می کند. بنابراین، خوانش جامعه‌شناختی از هنر ممکن است چیزی را آشکار کند که گفتمان فیلمساز ممکن است در حوزه خودآگاهی با آن مخالفت کند. «قایق‌سواری در تهران» به معنای گذار آرام و لیبرال از خود سیستم حاکمیتی، از طریق خلق خلاقانه «ناز» شهر و شهروندان آن معترض و پیرو «صباح» است. طلوع نظم جدیدی در حکومت ایران.

۵۹۲۴۴

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین