زیدآبادی: مین ها یکی پس از دیگری زیر پای پزشکان در حال انفجار هستند

زیدآبادی: مین ها یکی پس از دیگری زیر پای پزشکان در حال انفجار هستند

احمد زیدآبادی روزنامه نگار در یادداشت خود در کانال تلگرامی خود نوشت:

یارانه غیرمستقیم هر اقتصادی را از پایین به بالا تضعیف می کند و منجر به فساد و تخریب ساختاری می شود. این یک تجربه واضح و مختصر است. اگر جامعه به هر دلیلی نیاز به یارانه دارد، این یارانه باید مستقیماً به دست نیازمندان برسد.

خداوند روح عزت الله سحابی را قرین رحمت کند. در زمانی که بسیاری از مردم از یارانه مستقیم حمایت می کردند، این راه نجات اقتصاد کشور با رهایی از یارانه های غیرمستقیم و ارائه مستقیم آن به نیازمندان جامعه بود.

اکنون که آقای بیزیکیان منصرف شده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست خلاصی اقتصاد از یارانه های غیرمستقیم را با همه لوازمش ادامه دهد و این نظام ویرانگر و فاسد را که از هر نظر ناعادلانه است، ریشه کن کند.

دولت برای انجام این وظیفه به دو چیز نیاز دارد. اول، بستر و آزادی فراگیر که حامیان این سیاست می توانند بر اساس آن از آژیتاتورهایی که تحت عنوان حمایت از مردم فقیر و نیازمند، منافع خود را به عنوان «عدالت جویی» معرفی می کنند و مردم را نسبت به پیامدهای مثبت تبدیل کمک های غیرمستقیم به کمک های مستقیم متقاعد می کنند، دفاع، پاسخ داده و از آن دفاع کنند. برای این، دولت باید شبکه تلویزیونی خود را داشته باشد. برای دستیابی به چنین شبکه ای، دولت با مشورت نهادهای مسئول می تواند آنها را به پذیرش این موضوع ترغیب کند. بدون چنین شبکه ای، مین های مورد اشاره آقای بیزیکیان یکی یکی زیر پای دولت منفجر می شود و دولت و اقتصاد کشور با هم منفجر می شوند! من این را در جلسه رهبران حزب با دکتر پزشکی به او گفتم و نمی دانم چقدر جدی گرفته است.

دوم، تلاش صادقانه و آشکار دولت برای رفع تحریم هاست. حتی اگر تحریم ها برداشته نشود و یارانه های غیرمستقیم و مفسده پاک شود، فضای تنفس لازم برای اقتصاد کشور فراهم نمی شود و در نتیجه باید سرمایه کل کشور صرف یارانه های مستقیم شود تا دهک های مختلف جامعه از گرسنگی و فقر نجات پیدا کنند. به نظر من هنوز هم می توان تحریم ها را به صورت صحیح و منطقی لغو کرد. من در آن جلسه این موضوع را به آقای مزیکیان رساندم، اما در همان لحظه غوغایی در اطراف شرکت کنندگان برای گرفتن عکس دسته جمعی به راه افتاد و آقای مزیکیان فقط گفت; اینها را بنویس و به من تحویل بده! پاسخ من این بود: من هر روز می نویسم و ​​به هیچ وجه نمی توانم بار جدیدی از نوشتن را به دوش بکشم! چرا آنچه می نویسم به دست شما نمی رسد؟ در سوال مجموعه ای به ضخامت کتاب روی میزش گذاشتند تا هر روز بخواند. پرسیدم؛ آیا در این مجموعه قطور مجالی برای مقالات کوتاه و چند پاراگراف من نیست؟ انگار می گفتم گردش اطلاعات و سیستم اطلاعاتی در نهاد ریاست جمهوری خراب است و درست کار نمی کند، اما متأسفانه هیاهوی برخی از افراد حاضر در جلسه برای گرفتن عکس دسته جمعی که به نظر مهمترین دغدغه آنها بود، باعث شد آقای مزیکیان حرف های من را نشنود.