بعدی- دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه با انتشار پیامی در شبکه های اجتماعی برخورد تهدیدآمیز خود را نسبت به تهران به مرز هشدار نهایی رساند. وی ضمن اشاره به “پیشرفت های بزرگ” در مذاکرات، تاکید کرد که اگر تنگه هرمز فورا باز نشود، ایران به زیرساخت های حیاتی خود حملات بزرگی انجام خواهد داد. ترامپ در این پیام نوشت: «اگر بنا به دلایلی به زودی به توافق نرسید (که احتمالاً میشود) و تنگه هرمز بلافاصله «باز» نشد، با منفجر کردن تمام نیروگاهها، چاههای نفت و جزیره خارک در ایران و نابودی کامل آنها و شاید کارخانههای نمکزدایی به کارهای خوب خود پایان خواهیم داد. ما تا به حال آگاهانه به آن دست نزده ایم.»
این اولتیماتوم در زمانی داده شد که تنش های منطقه ای در اوج خود قرار داشت و قیمت نفت خام برنت از مرز 116 دلار در هر بشکه گذشت. بستن تنگه هرمز توسط ایران که تقریباً یک پنجم نفت جهان از آن عبور می کند، مستقیماً بر اقتصاد جهانی و رأی دهندگان آمریکایی تأثیر گذاشت. ترامپ در پیام خود جزیره خارک را یکی از اهداف اصلی حملات آتی معرفی کرد. این جزیره مهمترین پایانه صادرات نفت ایران محسوب می شود و تقریباً 90 درصد صادرات نفت خام ایران از این جزیره انجام می شود.
نکته قابل توجه در این پیام، اشاره به “نیروگاه های نمک زدایی آب” به عنوان اهداف بالقوه است. این زیرساخت ها که بخش قابل توجهی از آب آشامیدنی شهرهای جنوبی و مرکزی ایران را تامین می کنند، در حملات قبلی دست نخورده بودند. تهدید به هدف قرار دادن آنها به معنای عبور از خطوط قرمز قبلی و تشدید جنگ به سمت زیرساخت های غیرنظامی حیاتی است.
اگرچه ترامپ از «پیشرفت بزرگ» در مذاکرات صحبت کرد، اما تهران همچنان هرگونه مذاکره مستقیم را رد کرد. مقامات ایرانی پیشتر تاکید کرده بودند که بستن تنگه هرمز پاسخی به تهدیدات نظامی و فشار اقتصادی است و این وضعیت تا توقف حملات و لغو تحریم ها ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر افزایش چشمگیر نیروهای آمریکایی در منطقه و اولتیماتوم آتشین ترامپ نشان از عزم و اراده واشنگتن برای پایان دادن به این وضعیت به هر وسیله ای است.
به نظر می رسد کاخ سفید به جای تلاش برای وادار کردن ایران به عقب نشینی به این نتیجه رسیده باشد که فشار اقتصادی ناشی از بستن تنگه هرمز بر رای دهندگان آمریکایی تأثیر گذاشته و از محبوبیت ترامپ می کاهد.
کشتی فورد رفت، سناریوی زمینی باقی است/ معمای 50 هزار سرباز در کشوری به وسعت یک سوم آمریکا
اقدامات نظامی آمریکا در خاورمیانه در هفته های اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. استقرار صدها کماندوی نیروهای ویژه به همراه هزاران تفنگدار نیروی دریایی، تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه را به بیش از 50000 نفر رساند. این 10000 بیشتر از سطح عادی است. اما آنچه این حرکت را از یک مانور معمولی متمایز می کند این است که ماموریت خاصی برای این نیروها وجود ندارد و همزمان با ضرب الاجل دونالد ترامپ برای تهران است.
به گزارش نیویورک تایمز، بر اساس دو منبع آگاه، اگرچه هنوز برای این نیروهای ویژه وظایف مشخصی تعیین نشده است، اما سناریوهای اصلی تعریف شده برای آنها شامل سه محور اساسی است. الف- دفاع یا گشودن اجباری تنگه هرمز. ب- شرکت در عملیات تصرف جزیره استراتژیک هارک و ج-جستجوی ذخایر اورانیوم بسیار غنی شده در میدان هسته ای اصفهان.
هفته گذشته، پنتاگون دستور استقرار نزدیک به 2000 سرباز از لشکر 82 هوابرد را صادر کرد. این نیروها در یک مکان محرمانه در نزدیکی مرز ایران مستقر هستند و آماده شرکت در عملیات مشترک با تفنگداران دریایی در خارک یا سایر اهداف زمینی هستند. این حجم نیرو به عنوان نشانه ای از آمادگی برای یک «اشغال محدود» یعنی تصرف نقاط استراتژیک حیاتی بدون درگیری گسترده در عمق خاک ایران تعبیر می شود.
اما کارشناسان نظامی هشدار می دهند که 50000 سرباز برای عملیات زمینی در مقیاس بزرگ بسیار کم هستند. در مقام مقایسه، اسرائیل از بیش از 300000 سرباز در جنگ غزه استفاده کرد و تهاجم سال 2003 به عراق با 250000 سرباز آغاز شد. ایران با مساحتی معادل یک سوم مساحت ایالات متحده، جمعیت 93 میلیون نفری، زرادخانه پیشرفته و شبکه دفاعی وسیع، معادله ای کاملاً متفاوت از عراق یا غزه است.
نکته قابل توجه در این آرایش نظامی خروج ناو هواپیمابر جرالد آر فورد از منطقه است. این کشتی حامل 4500 سرباز در 23 مارس منطقه را به مقصد کرت ترک کرد و روز جمعه به کرواسی رسید. عدم وجود این ناو، پوشش هوایی فوری برای نیروهای مستقر را کاهش می دهد و عملیات زمینی محدود را خطرناک تر می کند.
برآوردهای نیویورک تایمز نشان می دهد که جدول زمانی اولیه واشنگتن برای پایان سریع جنگ (4 تا 6 هفته) به طور کامل خنثی شده است. اکنون ارزیابی واقع بینانه از منابع نظامی نشان می دهد که این درگیری حداقل تا شش ماه دیگر ادامه خواهد داشت. دو سناریو برای این دوره پیش بینی شده است:
الف- خروج زودهنگام در صورت موفقیت; اگر عملیات محدود موفق به گشایش تنگه هرمز یا کنترل خارک شود، جنگ می تواند ظرف چهار ماه پایان یابد.
ب – باتلاق فرسایش؛ اگر این عملیات به جنگ فرسایشی یا مقاومت پایدار ایران تبدیل شود، احتمالاً شش تا هفت ماه طول خواهد کشید و درگیری به باتلاقی تبدیل خواهد شد که یادآور تجربیات تلخ گذشته آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان است.
اسلام آباد در میانه میدان است/ تلاش مشکوک برای خروج از باتلاق با حضور عربستان و ترکیه
به گزارش سی ان ان، علیرغم تلفات سنگین هر دو طرف در ماه گذشته، هیچ نشانه ای از پایان جنگ وجود ندارد. آنچه اکنون مسیر جنگ را تعیین می کند، «توازن شکننده» بین فشارهای اقتصادی و سیاسی برای پایان دادن به درگیری و موانع استراتژیک است که تهدید به طولانی شدن درگیری می کند.
از یک سو، ایران با بستن تنگه هرمز، بحران اقتصادی جهانی را تشدید کرد و مستقیماً بر قیمت نفت و تجارت دریایی تأثیر گذاشت. این اقدام که یادآور تاکتیک «درد اقتصادی» خود ترامپ است، معادله کاخ سفید را پیچیده میکند: موضع نظامی آمریکا در برابر هزینههای اقتصادی سنگینی که رای دهندگان آمریکایی متحمل میشوند. به گفته ترامپ، ادامه این وضعیت مستقیما با شعار «اول آمریکا» او در تضاد است. محبوبیت او در حال کاهش است، قیمت سهام در حال کاهش است و رای دهندگان او از هزینه های بالای زندگی رنج می برند.
با گشودن جبهه های جدید، معادله جنگ پیچیده تر شد. شنبه گذشته، حوثیهای یمن با حمایت ایران، حمله موشکی به اسرائیل را آغاز کردند و عملاً «جبهه غربی» جدیدی را گشودند که ترافیک دریایی به کانال سوئز را تهدید میکرد. در پاسخ، جنگنده یو اس اس تریپولی به منطقه رسیده و واحدهای تفنگداران دریایی بیشتری و هزاران سرباز از لشکر 82 هوابرد مستقر شده اند.
تحلیلگران همچنین از احتمال عملیات علیه جزیره خارک یا تاسیسات هسته ای اصفهان صحبت می کنند. اما همانطور که سی ان ان هشدار می دهد، هر حمله زمینی می تواند با تلفات سنگین و حتی بحث های داغ داخلی در میان قانونگذاران طرفدار ترامپ همراه باشد.
جدی ترین ابتکار دیپلماتیک در این شرایط سخت در اسلام آباد صورت گرفت. پاکستان با میزبانی از مذاکرات با عربستان سعودی، ترکیه و مصر تلاش می کند نقش میانجی را ایفا کند. با این حال، شانس موفقیت این طرح “مشکوک” تلقی می شود. زیرا تناقض آشکاری بین ادعای ترامپ مبنی بر اینکه “تماس ها سازنده بوده و ایران بیشتر 15 خواسته آمریکا را پذیرفته است” و رد هرگونه مذاکره مستقیم از سوی تهران وجود دارد.
به نظر می رسد که متحد اصلی آمریکا، اسرائیل، با وجود تمایل ترامپ به عقب نشینی از موضع خود در صورت آتش بس، ادامه مذاکرات طولانی مدت را پذیرفته است.
سی ان ان با تشریح سه سناریو برای آینده جنگ گفت: «تاریخ می آموزد که بیشتر جنگ های مدرن با نتایجی بدتر از آنچه رهبران انتظار داشتند به پایان می رسد:
الف- سناریوی خوش بینانه (دو ماه بعد): اگر میانجیگری پاکستان بتواند خواسته های متضاد را با هم هماهنگ کند، ممکن است جنگ ظرف دو ماه آینده پایان یابد.
ب – سناریوی متوسط (چهار ماه دیگر): اگر تشدید محدود فعلی بدون کمک نیروی زمینی ادامه یابد، جنگ تا چهار ماه دیگر ادامه خواهد داشت.
ج – سناریوی بدبینانه (شش ماه یا بیشتر): در صورت ورود کامل نیروی زمینی آمریکا با توجه به شدت بحران اقتصادی جهانی، ممکن است جنگ به مدت شش ماه یا بیشتر ادامه یابد و به باتلاق فرسایشی تبدیل شود.
درب جدید پنتاگون به روی ایران باز می شود
در حالی که تحلیلهای نظامی تاکنون بر جزیره خارک، تنگه هرمز و تأسیسات هستهای اصفهان متمرکز بوده است، گزارشهای جدید نشان میدهد که پنتاگون در حال بررسی گزینه دیگری است: فرود نظامی در خلیج چابهار، در دریای عرب و نزدیک مرز با پاکستان.
به گفته دیمیتری لاسکاریس، روزنامهنگار و وکیل کانادایی مقیم ایران، یک منبع اطلاعاتی نظامی سابق آمریکا فاش کرد که پنتاگون گزینه چابهار را جایگزین ارزانتر و کم خطرتر برای عملیات مستقیم در خلیج فارس میداند. منطقه ای است که به دلیل حضور نظامی شدید و آمادگی دفاعی بالای ایران، گزینه ای پرهزینه محسوب می شود.
این گزینه بدون مشکل نیست. در کنارک واقع در همین استان یگان نیروی ویژه تیپ 3 نیروی دریایی ارتش مستقر است. هرگونه اقدام نظامی با مقاومت مستقیم و آماده مواجه خواهد شد.






ارسال پاسخ