صد و سی امین سالگرد ترور ناصرالدین شاه قاجار/میرزا رضا کرمانی کی بود؟

صد و سی امین سالگرد ترور ناصرالدین شاه قاجار/میرزا رضا کرمانی کی بود؟

امیر حسین عباسی میرزا رضا کرمانی پژوهشگر تحولات سیاسی کنونی ایران می نویسد:

22 اردیبهشت سالروز ترور ناصرالدین شاه قاجار به دست میرزا رضا کرمانی است. تروریسمی که تا به امروز نظرات متعدد و گاه متناقضی در مورد سوء ظن، دلایل وقوع، عاملان، مظنونان و همدستان آن داده شده است.

برخی این را به دلیل ظلم بی حد و حصر والی کامران میرزا، سومین پسر ناصرالدین شاه و وکیل الدوله آقا بالاخان به میرزا رضا نسبت دادند. حاج ملاحسن ناظم التجار شال و ترمه و عبا و … آن را می خرید و در خانه های اعیان و شاهزادگان می فروخت.

یکی از این شاهزادگان، والی کامران میرزا، حاکم تهران و وزیر جنگ بود که دو شال ترمه از میرزا خرید. سرهنگ کاساکوفسکی فرمانده تیپ قزاق در خاطرات خود می گوید که از پرداخت هزینه این شال ها خودداری کرده است. میرزا پس از دو سال انتظار، روزی در حضور وزرا و شاهزادگان درخواست خود را به ولیعهد تقدیم کرد و دستور داد که پول را با بهره به او بدهند و سود این بود: برای هر قرآن سیلی به پشت سر او بزن!

البته ماجرای درگیری میرزا رضا و کامران میرزا به همین جا ختم نشد و سال ها بعد به تدبیر کامران میرزا و با ترفند آقا بالاهان و میرزا آقا درویش، ملاقات مستقیمی بین آن دو صورت گرفت و میرزا از فرماندار کل خواست که سید جمال را به کشور بازگرداند و مردم را به سوی خود برگرداند. فشار و آزار مردم و… پیشنهادات و به دام انداختن میرزا که هرچه گفته بود از جمله جستجوی دوستان و همدستانش، امتناع از اعتراف و امتناع از شناسایی همدستانش و متعاقب آن شکنجه منجر به اقدام به خودکشی میرزا رضا و مجروح شدن شدید میرزا و البته دستگیری میرزا برای موارد دیگر شده است. مظنونین به نام جمهوری خواه و… و البته پس از آزادی. بازداشت میرزا از مجموع زندانیان 4 سال و 4 ماه به طول انجامید تا اینکه همسرش پس از چند ماه از وی طلاق غیابی کرد.

برخی نیز این ترور را تحریک و تحریک سید جمال الدین اسدآبادی، مراد و مرشد میرزا رضا کرمانی می دانند و بیان می کنند که این حادثه در مقبره شاه عبدالعظیم حسنی رخ داده است و چند سال پیش در همان مکان، مأموران حکومت شاه با خشونت، سید جمال را از کشور بیرون کردند و دستور دادند که سید جمال به آنجا بمانند. مقبره و از کشور. این امر موجب اعتراض شدید میرزا رضا و سپس دستگیری و زندانی شدن وی شد و البته اظهارات خود میرزا مبنی بر مجازات شاه در همان محل نیز برای تقویت فرضیه آنها و اقدام انتقام جویانه میرزا مطرح می شود.

البته در بازجویی های خود ضمن اعتراف به علم به سید جمال و تنها این اقدام، نظر سید جمال را در مورد لزوم کشتن کامران میرزا، نایب السلطنه ای که قساوت های فراوانی بر او تحمیل کرد، می پردازد و حتی سخنان سرزنش آمیز و تحریک آمیز سید را نقل می کند: «تو ظلم و ستم می کردی، ظلم می کردی، ظلم می کردی، ظلم می کردی. یک کلمه فرمان یا تشویق در آن اشاره ای به ترور سید جمال شاه نشده است.

میرزا در اعترافات خود علت ترور نشدن نایب السلطنه را اینگونه بیان می کند: «من هم در خواب دیدم که اگر او را بکشیم، ناصرالدین شاه هزاران نفر را با آن قدرت خواهد کشت. اما آنچه عموماً شبهه تحریک سید جمال را در اذهان گسترش داد، این بود که میرزا در جریان تیراندازی گفته بود «برای انتقام سید جمال».

همسرش در دفاع از خود چنین گفت: نمی دانم پشت سر شما چه اتفاقی افتاده است، هر کاری با این مرد کرد، با این مرد کرد، با یکی از دوستانش هم کرد.

سوء ظن سید جمال تا آنجا پیش رفته بود که دولت ایران می خواست سید جمال را استرداد کند و حتی دولت عثمانی را تهدید می کرد که اگر سید در استانبول باشد صلح و هماهنگی بین دو دولت برقرار نخواهد شد و این تهدیدها به جایی رسید که دولت عثمانی برای حذف سید جمال به فکر حذف هر دو دولت افتاد و البته مظف علیه آن بود.

برخی افزایش نارضایتی ها و پیچیدگی های نهضت تنباکو را عامل غیرمستقیم ترور ناصرالدین شاه می دانستند. برخی فکر می کنند که این ترور نتیجه توطئه فراماسونری بود که به ایران نفوذ کرده بود.

عده‌ای از جمله تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه، امین سلطان مغز متفکر داستان نیز صدراعظم ناصرالدین شاه را دیدند. چون ناصرالدین شاه قصد داشت او را از سلطنت خلع کند و اعتمادالسلطنه را جایگزین کند و با دسترسی به صندوق مخفی ناصرالدین شاه که کلید آن همیشه بر گردنش بود، از این تصمیم مطلع شد و قصد کشتن شاه را داشت. پادشاه، از جمله صدراعظم، از این موضوع اطلاع داشتند.

همچنین اظهارات میرزا در روز اعدام مبنی بر اینکه عده ای که قرار بود او را نجات دهند، عهدشکنی کرده اند و حاج سیاح، یکی از دوستان میرزا در زندان، دو نامه به امین السلطان صدراعظم فرستاد، یکی از طریق معین الطلیه در حرم و دیگری از طریق مشیرالرضادن از استانبول بازگشت. نامه ای که عبدالعظیم که با اجازه اکید نگهبانی مقبره آمده بود به نایب السلطنه خود و سپس به شاه و امین سلطان برای محافظت از خود نوشت بی پاسخ ماند و ملاقات اتفاقی با آقا بالاخان در مقبره و همچنین نامه ولیعهد مظفرالدین میرزا از تبریز به مظفر به قول مظفر به امین سلطان و بخت الدّین ماندن او در قبر. شاه در ادامه صدارت امین سلطان و مرگ مشکوک اعتمادالسلطنه از جمله دلایلی است که این ادعا را ثابت می کند. و فرضیه خودشان و حتی برخی تصور می کنند که مظفرالدین میرزا، ولیعهد نسبتا مسن ناصرالدین شاه که نزدیک به 40 سال در انتظار تاج و تخت بود، پشت ترور شاه بوده است.

این افراد مانع از دادن حکم اعدام مظفرالدین شاه شدند و بنی اسرائیل گفت: اگر بخواهم انتقام بگیرم باید همه مردم کرمان را بکشم! آنها آن را به دلایلی از قبیل: به عنوان شاهدی بر این مدعا ارزیابی کردند.

حتی شواهد محکمی دال بر مداخله سلطان عثمانی وجود دارد که مهمترین و مستندترین آنها این است که خود میرزا رضا در بازجویی های خود اعتراف کرده است که سلطان عثمانی تحت تأثیر سید جمال در فکر احیای خلافت اسلامی بوده و سعی کرده آن را به نام امیرالمومنین کشور اسلامی نامگذاری کند و به این ترتیب نستع الدین را متوجه هدف شاه دانسته است.

با وجود اهمیت همه این فرضیه ها و نقاط قوت و ضعف هر یک، اگر بخواهیم از متن عبرت بگیریم، بازجویی های محتاطانه و شجاعانه و اعترافات ضد و نقیض میرزا رضا و همچنین دردها و ظلم های تحمیل شده بر او را بررسی و تحلیل کنیم و دلایل اصلی را در مورد انگیزه او از این عمل بیابیم و دلیل اصلی این ادعا را بیابیم. کینه ای از استاندار و وکیل الدین آقا. بالاهان.

اما علیرغم مخالفت های میرزا و ترس از گرفتار شدن او در بازجویی ها و عدم تمایل او به نام بردن از دیگران، با توجه به روحیه اعترافات و سایر علائم و نشانه های وی، بسیار بعید به نظر می رسد که سید جمال و یا حتی افراد متنفذ در حکومت دخالت و تحریک نکرده باشند. اما علاوه بر بررسی دلایل و احتمالات دخالت میرزا رضا در این اقدام، تردیدی نیست که ترور نقش بی بدیلی در پیدایش و پیروزی انقلاب مشروطه داشته است.

مشروطه که سرآغاز گسست تاریخی و سیاسی جامعه ایران از سنت به مدرنیته بود، ریشه های اجتماعی و فرهنگی بسیار قوی داشت، اما علیرغم حضور قشر شهری جامعه هرگز به قیامی همگانی و فراگیر تبدیل نشد و بیشتر در نتیجه روشنگری روشنفکران و اقدامات فکری، فرهنگی و سیاسی آنان و البته حمایت های سازمانی طبقاتی و البته اصلاح طلبانه و اصلاح طلبانه جامعه ایرانی پدید آمد. بیشترین تأثیر و عمیق ترین تغییرات در ساختار سیاسی جامعه ایران است. ایران با پرداخت کمترین هزینه و زیان اجتماعی. ضربه بزنید

پس آیا اگر ناصرالدین شاه در مقابل بیماری و ضعف جسمانی مظفرالدین میرزا که 10 سال بعد از پدرش بیشتر از عمرش نگذشته بود و با توجه به اینکه به سن 64 سالگی نرسیده است و با توجه به اینکه به سن 64 سالگی نرسیده است، سلامت جسمانی او ادامه داشته باشد و سلطنت به سایر فرزندان مسعودالسلطنه و میرزاالسلطنه واگذار شود، این انقلاب به وقوع خواهد پیوست. والی کامران میرزا؟ او همچنین سرباز و وزیر جنگ بود. آیا حداقل در آن مقطع هنوز یک انقلاب مشروطه وجود خواهد داشت؟

اگرچه میرزا رضا احتمالاً چندان به این موضوع و اتفاقات بعد از آن فکر نکرده است، اما کدام انوشیروان عادلی را می‌دانید که ناصرالدین شاه را پشت دروازه تهران در بازجویی‌هایش کشته است؟ او در پاسخی منفعلانه گفت این زیباترین سخنی بود که در چند روز اخیر شنیده بودم، اما دستان پشت صحنه میرزا رضا قطعا از روحیه تسامح و روحیه ترسناک ولیعهد بیمار و ضعیف النصر ناصرالدین شاه غافل نبودند و این ضعف و ناجوانمردی را که موجب پیروزی و گشایشی بزرگ برای میرزافر و تسلط بر مظفر شد. تحقق انقلاب مشروطه و این انقلاب تاریخی. پارگی

منبع: عصر ایران