عبدالکریم سروش، نظریه پرداز، شعری متناسب با حال و هوای آن روز ایران سروده است:
در بخشی از این شعر آمده است:
بار دیگر در معرض رعد و برق سخت زمان هستیم
راه عاشقان را برویم/ برای این عشق صد ریسک کنیم
سنگ اختلاف از منجنیق های آسمان فرو می ریزد/ در این بیابان بذر اختلاف می پاشید.
شنا کردن با رنگ قرمز را یاد بگیرید. خونی که از زیر سلسله جاری است راه عیاری است
برادر سیاه را بپوش برادران ماندند/ دلی نمانده دلیران ماندند
سپر میاندازند، تیر میآید/دشمن میآید تا دلاوران دلیرشان را بکشد
تو شدی عذاب مظلوم، سعادتی که کیمیای سعادت در این شهادت است.
بگو چرا در خونت غوطه ور شدی/ بگو ای جانم برادر خدا را دیده ای؟
برای شهدا دعا کنیم






ارسال پاسخ