به گزارش خبرگزاری انتخابتو، سالگرد درگذشت فریماه فرجامی صرفاً یادآور درگذشت یک بازیگر نیست. بازگشتی به خاطره زنی که درد را بزرگوارانه تجربه کرد و آن را با وقار کم نظیری در سینمای ایران به تصویر کشید. او فقط یکی از بازیگرانی نبود که به شهرتش معروف بود. او یکی از آن چهره هایی بود که حضورش روی پرده چیزی از واقعیت انسانی را آشکار می کرد. همیشه در بازی او زخمی پنهان بود، سکوتی معنادار و لرزی از درد. انگار شخصیت ها از میان او رد شده بودند و روی صورت و نگاهش خانه ای ساخته بودند.
نام فریماه فرجامی با دوره ای از سینمای ایران گره خورده است که بازیگری هنوز هنر درک روح انسان بود. او را نه به خاطر کارش، بلکه به خاطر کیفیت بازیگری اش به یاد آوردند. از این رو، سالگرد مرگ تنها بهانه ای برای عزاداری نیست. فرصتی است مروری بر کارنامه هنرمندی که با ایفای نقش های مهم در ماندگاری سینمای ایران نقش بسزایی داشت و در سال های پایانی عمرش درد بیماری و تنهایی را نیز به دوش کشید.
زنی که در این نقش زندگی می کند
فریماه فرجامی یکی از بازیگرانی بود که نه تنها به ایفای نقش پرداخت. او آن را در روح خود دفن می کند. شخصیت هایی که او به تصویر می کشید اغلب از سطح داستان فراتر می رفتند و به تجربه ای احساسی برای مخاطب تبدیل می شدند. او میتوانست با نگاهی یک حسرت قدیمی را زنده کند و با سکوت معنایی عمیقتر از بسیاری از دیالوگها بیافریند.
در زمانی که سینمای ایران در حال بازتعریف از زبان خود بود، فرجامی به یکی از نام هایی تبدیل شد که بر نقش زنان پیچیدگی و عمق بخشید. زن در بازی او فقط یک موجود حاشیه ای یا کلیشه ای نبود. او شخصیتی زخمی، دوست داشتنی، گیج، مقاوم و انسان دوست بود. این ویژگی جایگاه او را در بین بازیگران زن هم نسلش متمایز کرد.
“سرب”، “نرگس” و “آخرین پرده”؛ سه ایستگاه مهم در حرفه او
برای شناختن فریما فرجامی یکی دو نقش نباید کافی باشد. او با وجود اینکه کارش چندان طولانی نیست، ایستگاه های مهم زیادی دارد که نامش را در تاریخ سینمای ایران به یادگار گذاشته است. این در حالی است که اثر «سرب» مسعود کیمیایی یکی از آثار مهمی است که باید در کارنامه کاری او به آن اشاره کرد. حضور فرجامی در «سرب» از آن جهت قابل توجه است که او توانست در یکی از فیلم های شاخص الخیمایی حضوری چشمگیر داشته باشد و در فضایی مملو از التهاب، ظلم، ترس و مقاومت نقش خود را قدرتمندانه بازی کند. «سرب» نه تنها یکی از فیلم های مهم سینمای دهه 60 است، بلکه نشان می دهد فرجامی می تواند در دنیای فیلمسازان مختلف جایی برای خود پیدا کند.
اما بدون شک «نرگس» و «پرده آخر» دو قله مهم کارنامه او هستند. خلق چهره زنی رنجور و گرفتار در تضادهای عاطفی و اجتماعی در «نرگس» توسط فریما فرجامی همچنان یکی از ماندگارترین بازی های زنانه سینمای ایران به شمار می رود. او در این فیلم غم را به سطح نمی آورد. این را در عمق نگاه، لحن صدا و مکث هایش بیان می کرد. همین خود داری و صداقت، «نرگس» را به یکی از ماندگارترین نقش های او تبدیل کرد.
جنبه دیگری از استعداد او در «آخرین عمل» آشکار شد. چهره ای مرموز، پیچیده و آمیخته با توهم. او در این فیلم بین واقعیت و خیال، هستی و نیستی در نوسان بود، انگار در حال انجام بازی عدم قطعیت است. این پژوهش نشان می دهد که فریما فرجامی نه تنها بازیگر دردهای اجتماعی است. همچنین می تواند در یک قلمرو مرموز و ذهنی حضور درخشانی داشته باشد.
فریماه فرجامی چه تاثیری بر سینمای ایران گذاشت؟
تاثیر فریماه فرجامی را باید در جایی دید که بازیگری از سطح اجرایی فراتر رفته و تبدیل به یک خاطره فرهنگی شود. به تصویر زن در سینمای ایران عمق بخشید. زن در نمایش او نه تیپ بود و نه زینت. او شخصیتی بود با دردها، تضادها، آرزوها، شکست ها و افتخارات.
او از جمله بازیگرانی بود که سکوت معناداری را به سینما آورد. بازیگری او مبتنی بر اغراق یا اغراق نبود. این مبتنی بر مکث، نگاه کردن، خویشتن داری و درک درونی نقش بود. همین ویژگی او را به یکی از بازیگرانی تبدیل کرد که نه تنها برای مخاطب بلکه برای تاریخ بازیگری ایران نیز مهم است.
فریماه فرجامی متعلق به نسلی بود که بازیگر می توانست با کمترین ابزار بیرونی بیشترین تاثیر عاطفی را ایجاد کند. او در کادر آرام بود، اما این آرامش سطحی و بی طرفانه نبود. آرامشی بود پر از التهاب سرکوب شده.

فیلم مادر
سال های گذشته؛ سکوت تلخ چهره ای درخشان
اما زندگی همیشه با هنرمندان مهربان نیست. سال های پایانی زندگی فریماه فرجامی سال های باشکوهی نبود. سالها بیماری، شکست جسمی، غیبت از کار و گوشه گیری بود. بازیگری که روزگاری در اکران می درخشید و نقش هایش به یادگار مانده بود، در سال های اخیر در سکوتی تلخ و به دور از کانون توجهات به سر می برد.
این فقط بیان شخصی بازیگر نیست. آینه ی سرنوشت برخی از هنرمندان این سرزمین هاست. کسانی که در روزهای اوج ستایش می شوند و در سال های درد و خستگی کمتر دیده می شوند. فریماه فرجامی نیز از این سرنوشت تلخ بهره ای نبرد; او با این سطح از استعداد و شأن هنری، در سالهای اخیر بیش از آنکه در میان شور هنری زندگی کند، بر لبه درد زندگی کرده است.
چهره ای که از حافظه پاک نمی شود
اما فریماه فرجامی از آن نام هایی نیست که در سکوت فراموش شود. برخی از بازیگران با وفور آثارشان در خاطره ها می مانند، برخی با شدت حضورشان. او جزو دسته دوم بود. او با نقشهای همیشگیاش مانند «صرب»، «نرگس»، «پرده آخر» و بسیاری دیگر نام خود را در کنار نامهای مهم بازیگری زن در ایران مطرح کرد.
بازگویی او فقط یادآوری یک هنرمند گمشده نیست. این نشان دهنده زمانی است که بازیگری هنوز در مورد لطف، درک، درد و انسانیت بود. فریماه فرجامی از آن دست بازیگرانی بود که نقش خود را زنده و زنده گذراند و به همین دلیل با گذشت سال ها از رفتنشان همچنان در خاطره جمعی زنده هستند.
فریماه فرجامی نامی در سینمای ایران آمیخته با غم، نجابت و قدرت است. او با حضور در آثاری چون «گلوله»، «درگز» و «پرده آخر» جایگاهی ماندگار در تاریخ بازیگری ایران پیدا کرد و به تصویر زن در سینمای پس از انقلاب عمق و پیچیدگی بخشید. بازی او اغراق آمیز نبود. این همان سکوتی بود که بعدا شنیده شد اما عمیق تر به یاد آورد.
سالهای آخر عمرش در سایه بیماری و انزوا سپری شد. سکوتی تلخ که به شکوه هنری او نمی خورد. اما آنچه در خاطره فریماه فرجامی می ماند تنها درد پایانی نیست که نور نقش هایی است که هنوز در ذهن سینمادوستان نفس می کشد.
5957
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ