فقط 48 ساعت فرصت باقیست 48 ساعت شاید مهمترین ساعات مربیگری امیرقلانوی باشد. مردی که حالا باید بزرگترین و حساس ترین انتخاب های زندگی حرفه ای اش را انجام دهد.
تصمیماتی که نه تنها سرنوشت چند بازیکن بلکه آینده فوتبال ملی ایران را تحت تاثیر قرار داد. جام جهانی جای آزمون و خطا نیست. این عرصه وسیعی است که در آن هر انتخابی می تواند منجر به افتخار بزرگ یا پشیمانی عمیق شود.
امیر قلعه نویی را سالهاست که می شناسیم. از همان روزهایی که مربی جوانی در فوتبال ایران بود و اولین گام هایش را در مسیر سخت مربی شدن برداشت. او با کشاورزی شروع کرد، سپس به برق رسید و آرام آرام به بالا رفتن از نردبان موفقیت ادامه داد. استقلال اهواز، استقلال تهران، سپاهان، تراکتور و ذوب آهن هر کدام بخشی از زندگی حرفه ای او را تشکیل دادند.
در این سالها دوران طلایی کلانوی فرا رسید. دو قهرمانی پیاپی با سپاهان و سه قهرمانی با استقلال او را به یکی از پرافتخارترین مربیان تاریخ فوتبال ایران تبدیل کرد. مردی که سال ها کورکورانه در مسابقات محلی شرکت می کرد و همیشه آرزوی موفقیت داشت.
تیم ملی برای او سرزمین ناشناخته ای نیست. قلعه نویی پیش از این تجربه هدایت تیم ملی را داشت. هرچند آن دوران کوتاه و پر فراز و نشیب، انتقاد و کنایه بود، اما حالا در مرحله دوم حضورش روی نیمکت ایران، وظیفه دیگری بر دوش او گذاشته شده است.
او این بار باید در بزرگترین رویداد فوتبال جهان شرکت کند و تمام حضور و دانش خود را از سال های مربیگری اش به نمایش بگذارد. جام جهانی مرحله ای است که مربیان با قضاوت بی رحمانه روبرو می شوند.
سال ها پیش مجید جلالی در اظهاراتی جنجالی گفت قلعهنوی مربی بهتری از ژوزه مورینیو است. جمله ای که به نظر خیلی ها بیشتر یک قیاس اغراق آمیز است و واکنش های زیادی را به دنبال دارد.
اما حقیقت این است که قلعه نویی در طول سالیان طولانی مربیگری خود همواره طرفداران و مخالفان زیادی داشته است. برخی او را نماد موفقیت در فوتبال ایران می دانند و برخی دیگر به شدت از شیوه فنی و مدیریتی او انتقاد می کنند. اما اکنون زمان بحث های قدیمی نیست. جام جهانی عرصه ای است که فقط عملکرد در آن اهمیت دارد.
قلانوی اکنون باید فهرست نهایی 26 نفره تیم ملی را اعلام کند. تصمیمی با معنای روشن. چهار بازیکن باید از ترکیب فعلی حذف شوند. چهار نامی که تاکنون در اردو حضور داشته اند و آرزوی حضور در بزرگترین صحنه فوتبال جهان را دارند.
انتخاب بین تجربه، آمادگی، انگیزه و حتی اعتبارات گذشته کار آسانی نیست. سرمربی تیم ملی باید بین بازیکنانی که دلایلی برای ماندن در تیم دارند تصمیم بگیرد.
آیا سوابق و تجربه معیار اصلی خواهند بود؟ آیا آمادگی روز تعیین کننده است؟ آیا انگیزه و اشتیاق حضور در میدان بر سایر عوامل بیشتر است؟ پاسخ این سوالات در عرض چند ساعت مشخص خواهد شد. اما شاید یک اصل مهمتر از هر چیز دیگری باشد. قلعه نویی نباید بازیکنی را وارد جام جهانی کند که انگیزه کافی برای حضور در تیم ملی نداشته باشد.
می توان بر بی تجربگی غلبه کرد. گاهی اوقات حتی می توانید افت گاه به گاه آمادگی را نادیده بگیرید. حتی آسیبی که قابل رفع است. با این حال بی انگیزگی خط قرمزی است که هیچ تیم موفقی نمی تواند از آن عبور کند.
بازیکنی که تمایلی به حضور در زمین نداشته باشد هرگز نمی تواند در لحظات سخت جام جهانی دستیار مربی باشد. جام جهانی بیش از هر چیز به بازیکنانی نیاز دارد که سخت برای پیراهن تیم ملی بجنگند.
شاید از منظر تیمی، هیچ بازیکن بی انگیزه ای در اردو وجود نداشته باشد. اما تفاوت در سطح اشتیاق است. تفاوت این است که تشنگی می تواند بازیکن را در یک لحظه حساس به یک قهرمان تبدیل کند. حتما قلانوی باید با انگیزه ترین ها را انتخاب کند. مردانی که هر دقیقه که در زمین حضور دارند آماده مبارزه هستند.
انتخاب 26 بازیکن از بین 30 بازیکن باقیمانده تیم ملی بی شک مهمترین تصمیم در دوران مربیگری امیرقلانویی است. تصمیمی که لبخند بر لبان برگزیدگان بیاورد و اشک و اندوه را در چشمان حذف شدگان بر جای بگذارد.
جام جهانی آنقدر مهم است که حتی بازیکنی با قد و قامت و وقار نیمار با قرار گرفتن نام او در لیست نهایی اشک شوق می ریزد. برای یک ستاره با این همه تجربه، جام جهانی هنوز معنای متفاوتی دارد.
و اکنون مردی که تنها 48 ساعت برای تصمیم گیری در اختیار دارد، رئیس قلعه نویی است. تصمیمی که تعیین می کند چه کسی لبخند بزند و چه کسی با رویاهای ناتمام اردو را ترک کند.






ارسال پاسخ