به گزارش خبرگزاری انتخابتو از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، دوشنبه 10 تیرماه در چهل و پنجمین نشست «شب های مستند» موزه سینما، نسخه بازبینی شده مستند «باد صبا» به کارگردانی آلبرت لاموریس با همکاری انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند ایران و اکران ملی سینمای ها در موزه سینمای ایران به نمایش درآمد.
محمد مقدم در ابتدای این نشست با بیان اینکه «باد صبا» یک اثر تاریخی و میراث فرهنگی است، گفت: صحبت درباره این فیلم بسیار سخت است. صادقانه می توانم بگویم که وقتی صحبت از این فیلم شد، برخلاف ذهنیتی که همه ما داریم که فیلمی پسندیده و مطرح است، به دنبال راهی برای نقد این فیلم بودم. اما هر چقدر هم که این اثر را منصفانه بررسی کنیم، می بینیم که اتفاقاً یا به تعبیری دیگر، خارج از خوانش های دوره اش کارکرد دیگری دارد و حالا به نظر من کارکردش تبدیل به اثری میراث فرهنگی شده است. علاوه بر چیزهایی که در موزهها، گالریها، کتابخانهها و آثار تاریخی میبینیم، فکر میکنم این اثر یکی از معدود آثار خلقشده در پرده بزرگ است که در تداوم میراث فرهنگی و انسانی است. به نظر من این فیلم را می توان اینگونه ارزیابی کرد و به دلایلی که می توان برشمرد، تبدیل به یک اثر تاریخی و میراث فرهنگی شده است.
ارد عطارپور تحسین جوامع غربی از سبک زندگی سایر جوامع و تاثیر آن در ساخت مستند «باد صبا» را اینگونه توضیح داد: چند سال پس از اختراع دوربین توسط برادران لومیر، این دوربین به ابزار خوبی برای شناخت مردم جهان و قوم نگاری جوامع مختلف جهان تبدیل شد. در سال 1900، نشست بزرگی در فرانسه با حضور مردمی از نقاط مختلف جهان برگزار شد و سنت ها در آنجا به نمایش گذاشته شد. شیفتگی جوامع غربی به آنچه در جوامع دیگر رخ می داد، منجر به ساخت چنین فیلم هایی شد که سبک زندگی مردم کشورهای دیگر را به تصویر می کشید که گاه برای مخاطب غربی بسیار غافلگیرکننده بود. از بهترین آثار چنین فیلم هایی می توان به “علف” ماریان کوپر اشاره کرد و ارنست بی شودزاک اشاره کرد که در اینجا نیز نمایش داده می شود. به نظر من این نوع نگاه اروپایی به کشورهای شرقی مبنای بسیاری از فیلم های او از جمله «باد صبا» بود.
وی ادامه داد: طرح های دریاچه امیرکبیر یا سد کرج جایی است که آلبرت لاموریس با سقوط هلیکوپترش به دریاچه این دریاچه به زندگی خود پایان داد. آنها پسر و کمک خلبان خود را به دلیل سنگین بودن هلیکوپتر رها کردند و پس از مدتی همین وضعیت برای آنها پیش آمد. در پرواز برگشت هلیکوپتر در طناب آموزشی رنجرز گرفتار می شود و متاسفانه کشته می شوند. بقایای آن هلیکوپتر سالهاست که روی کابل آویزان است و از آنجایی که جسد او را پیدا نکردند، قبری برای او در قبرستان تهران وجود دارد که دفن نشده است.
عطارپور نگاه از بالا را سبک سینمایی آلبر لاموریس ارزیابی کرد و گفت: آلبرت لاموریس فیلمسازی بود که ویژگی نگاه از بالا را داشت و بسیاری از فیلم های او این ویژگی را داشتند. ما “بالون قرمز” را همین جا نشان دادیم و این آغاز پرواز بر فراز نقاط گمشده فرانسه و پاریس بود. او همچنین فیلمی درباره کاخ ورسای ساخت. با گذشت زمان این تبدیل به مهارت لاموروکس شد و در نهایت در ساخت این فیلم فوق العاده در باد صبا مورد استفاده قرار گرفت. به همین دلیل این دیدگاه را داشت و به هر حال نوعی نگاه است، البته از بالا. این دیدگاه لاموریس به میراث فراموش نشدنی دیروز منجر شد، نه امروز. این فیلم همچنان به شکل سلولوئید در سینماها دیده می شود. بسیاری از این محله های شهری دیگر وجود ندارند. مثلا میدان ولیعصر تغییر کرده است.
مستندساز محمد مقدم: (در خصوص نسخه اصلاح شده مستند «باد صبا» به کارگردانی آلبرت لاموریس) برنامه ریزی برای دریاچه امیرکبیر یا سد کرج جایی است که آلبرت لاموریس بر اثر سانحه هلیکوپتر خود در این دریاچه به داخل دریاچه سقوط کرد و به زندگی خود پایان داد. بقایای آن هلیکوپتر سالهاست که بر سر او آویزان است و از آنجایی که جسدش پیدا نشده، قبر بیدفاقی برای او در قبرستانی در تهران وجود دارد.
مقدم با تمجید از سبک روایت در «باد بد صبا» گفت: به نظر من این فیلم مبتنی بر تناقض است، تناقض دعوت از این فیلمساز برای ساخت فیلمی درباره تحولات امروز ایران و هزینه هایی که برای دیدن آن باید صرف شود، اما در عمل نتیجه متفاوتی می دهد. فیلم به حیطه متنی می رسد، در لایه دیگری عمیق می شود، کارکرد دیگری پیدا می کند که انسان را شگفت زده می کند و می گوید که باید فرهنگ ایرانی را خیلی خوب بشناسد، به همین دلیل معلوم نیست این چیدمان از روی هوشمندی انجام شده است یا اتفاقی.
وی افزود: از موسیقی فیلم و این سبک نگارش که بگذریم، هرگز به چنین اثری برخورد نمی کردیم. در اینجا عکس های اصیل و زیبایی وجود دارد که هر کسی می تواند حتی اگر به صورت تصادفی گرفته شده باشد، به دلایلی که به خودی خود ارزشمند می دانیم، آنها را بگیرد، زیرا ما چیزهایی را از تاریخ، طبیعت و محیط می بینیم که دیگر وجود ندارند و در واقع برای ما نعمت بودند. کار در این سطح متوقف نمی شود، خارج از خواسته های سازندگان هم کارگردان و هم مشتری قرار می گیرد و به خاطره جمعی همه ما تبدیل می شود. وقتی این فیلم را تماشا میکنم، همیشه احساس رمز و راز و فانتزی را که در دوران کودکیمان تماشا میکردیم، به همراه دارم. گاهی فکر می کنم اگر ژان روش هموطن لاموریس این فیلم را می ساخت چه اتفاقی می افتاد. احتمالاً شبیه به تصاویری بود که در 10 دقیقه گذشته دیدیم، و او در واقع آن را کمی طبیعی تر کرد، با همان لحن و لحنی که از او می شناسیم. او در حال ورود به موضوعات دیگری بود که ما در اینجا نمی بینیم. اما اینجا صحبت از این نیست که چیست، چه چیزی است، تصویری جامع از یک کشور به دست می دهد، هر چقدر هم که درهم و برهم و آشفته به نظر برسد، اما فیلم می تواند بر این وادی غلبه کند. مثلاً ما که ایران را می شناسیم می دانیم که در جغرافیای کشور نباید این کار را بکنیم. شاید بتوانید از برخی جزئیات شکایت کنید وقتی مشکلی وجود ندارد. متن می آید، همه چیز را در آغوش می گیرد، همه چیز را می بلعد و ترکیبی باشکوه و زیبا از خود به جای می گذارد که در ساده ترین تعریفش، برای همه ما یک خاطره جمعی به نظر می رسد.
ارد عطارپور در پایان درباره نقش منوچهر انور در موفقیت باد صبا گفت: منوچهر انور نویسنده بزرگ، مترجمی بزرگ و هنرمندی ارزشمند است و اگر آن روایت توسط او نوشته و خوانده نمی شد، قطعا این فیلم تاثیری که داشت نمی داشت. قسمت های مختلف این فیلم با روایت منوچهر انور به هم متصل شده و هنر او این بود که این روایت را به گونه ای بسازد که کمترین جهش را در فیلم ایجاد کند. من فکر می کنم انور می توانست در ترکیب و تولید نهایی کار هم وزن لاموریس را داشته باشد.
چهل و هفتمین نشست «شب های مستند» موزه سینما در حالی به پایان رسید که حاضران از سخنرانان درباره ابعاد مختلف سینمای «باد صبا» سؤال کردند.
۲۴۲۲۴۳
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ