زینب کاظم خواه: علاقه مهدی یزدانی خرم به نوسازی تاریخ شاید قوی ترین رابطه ای باشد که می توان بین فیلمنامه «نیمه شب» نوشته او و کارگردانی محمدحسین مهدویان با آثار قبلی این نویسنده و روزنامه نگار برقرار کرد. یزدانی خرم پیش از این با بازگشت به گذشته به اوایل دهه 1330 و 1320 که نیروهای متفقین به ایران حمله کردند، این علاقه را به آثاری مانند «من منچستریونایتد را دوست دارم» به ما نشان داده است. به همین ترتیب در “سرخ و سفید”; با پیوند یک شب سرد دی ماه 1391 به روز برفی سال 58 یا با بازگشت به دهه شصت در «خون». او این بار با همکاری محمدحسین مهدویان به یک داستان واقعی دست یافت. ماجرای هدف قرار گرفتن بیمارستان حضرت فاطمه (س) یوسف آباد با موشک بیهوده اکنون مرده است. نیمه شب که مهمترین خبر آن برگرفته از مشاجره لفظی یکی از خبرنگاران و کارگردانش در نشست خبری سومین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر (دوشنبه 13 بهمن) در سینما احالی مدیا (پردیس سینمایی ملت گالری) است، یکی از سه فیلمی است که با موضوع جنگ 12 روزه در جشنواره برگزار می شود. فیلمی که یزدانی خرم فیلمنامه آن را «با روایتی پراکنده با چند محور محوری» به عنوان بخشی از وظیفه خود در قبال کشور نوشت.
نویسنده ای که آشفتگی ذهنی اش بر ذهن و روح شخصیت اصلی فیلمنامه اش تاثیر می گذارد
شخصیت اصلی “نیمه شب”؛ داستان شکست موشک در نزدیکی بیمارستان حضرت فاطمه (س) یوسف آباد در یکی از شب های جنگ 12 روزه، مهدی (با بازی احسان منصوری) بمب را خنثی می کند. شخصیتی که توسط شخصیت های دیگری احاطه شده است که فیزیکی بودن و اعمال فیزیکی آن به دلیل موقعیت، مقدم بر شناخت مخاطب از جنبه ذهنی آنهاست. یکی از چهره هایی که دور مهدی جمع شده همسرش مریم است. زنی که به دلیل عوارض سرطان در آستانه ترک دنیاست. این وضعیت بیش از هر چیز ما را به یاد موقعیت زندگی شخصی فیلمنامه نویس می اندازد. مهدی یزدانی خرم در غیبت همسرش مریم حسینیان که در 10 مرداد 1404 بر اثر سرطان درگذشت، عزادار است.
یزدانی خرم در گفتگو با انتخابتو. وی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه می توان شخصیت مهدی و همسرش مریم در «نیمه شب» را حدیث خودش دانست، گفت: در دوران جنگ 12 روزه به دلیل بیماری همسرم در تهران ماندم؛ مریم عزیز دلم نمی خواست از شهرم بروم و در واقع نویسنده ماندم تا ببینم موهام تصمیم گرفتم چه کنیم. قبل از جنگ طرح ساخت «ماجراجویی نیمروز 3» را نوشتم و کار در حال پیشرفت بود، اما جواد عزتی بازیگر «ماجراهای نیمروز 1 و 2» به دلیل حضور در سریال «وحشی» نتوانست ما را همراهی کند و «ماجراجویی نیمروز 3» اثری سنگین و بر اساس یک پروژه بزرگ و واقعی بود. محمدحسین در آن زمان به دلیل بیماری مریم از نظر روحی آشفته بودم و به نظرم پیوستن اعظم بهروز به ما کمک کرد.
وی با بیان اینکه «حدیث زندگی نامه ای که اشاره کردید را می توان در رابطه شخصیت مهدی با بازی احسان منصوری و همسرش مریم مشاهده کرد»، تصریح کرد: در واقع برای ایجاد حالت روحی او از حالت روحی خودم وام گرفتم، اضطراب این شخصیت هم به دلیل شغل (پاکسازی بمب) و هم به دلیل عدم توانایی او در زندگی، ذاتی است. مهدی هر کاری برای همسرش انجام می دهد و ناامیدی او در برابر مرگ حتمی او باعث می شود که بمب را خنثی کند و همسرش را در مقابل او نجات دهد. این باعث می شود فکر کنید که می توانید آن را از جاده دور کنید.

مانع تبدیل تاریخ به داستان در آثار مهدی یزدانی خرم
در حالی که یزدانی خرم در «نیمهشب» از دنیای شخصیاش وام میگیرد، محور اصلی داستان به علاقه همیشگی او به تاریخ مرتبط است.
وی در این باره گفت: داستان نیمه شب همان طور که اشاره کردید مربوط به مانع من برای داستان نویسی است، در واقع پرداختن به تاریخ و مسائل آن در آثار من تکراری است، بنابراین برای من جنگ 12 روزه، روز تصویب قطعنامه 598 شورای امنیت یا سالگرد انتشار قطعنامه مشروعیت، همه اینها بخشی از تاریخ هستند که می توانم آنها را به عنوان بخشی از تاریخ ببینم. من بهعنوان یک نویسنده، نوسازی وقایع تاریخی را وظیفهای در قبال میهنم میدانم، بنابراین اگر بستری برای انجام این وظیفه وجود داشته باشد، قطعاً این کار را انجام خواهم داد.
نویسنده با بیان اینکه علیرغم شرایط سخت آن دوران (جنگ 12 روزه) شروع به مصاحبه طولانی با شاهدان عینی کرده است، ادامه داد: آنچه در نیمه شب می بینید، داستان این شاهدان است. این شامل داستان پرستاری است که در زمان جنگ در بیمارستانی در تهران کار می کرد و علیرغم فرصت تحصیل در دانشگاه منچستر، ایران را ترک نکرد. و مردم آن برای من داستان عجیبی نبود، بلکه بسیار آشنا بود.
یزدانی خرم بخشی از داستان خود را به دستگیری مردان افغانی که شبیه آنچه او ادعا می کرد اختصاص داده است. این افراد نباید کارگر روزمزد باشند و نباید شک جاسوسی را مطرح کنند. وی در پاسخ به این سوال که آیا به دلیل این اتفاق نگران متهم شدن به مهاجر ستیزی است یا خیر، پاسخ داد: من چنین اتهامی را قبول ندارم، زیرا این اتفاق یعنی حضور این افراد با خصوصیاتی که در آن شب در آن مکان می بینید واقعا اتفاق افتاده است و به نظر من نگفتن آن خیانت به حقیقت است.

چندین طرح فرعی که حول طرح/شخصیت های اصلی می بافند
یزدانی خرم در پاسخ به انتقادها توضیح داد که به غیر از مهدی و مریم، 9 شخصیت دیگر کلیشه ای هستند و هیچ تلاشی برای نزدیک شدن به آنها و شناخت آنها صورت نگرفته است. بدن های ترسیده و ترسیده سعی در انجام کاری در محدوده خود دارند. به همین دلیل به نظرم برخورد با دنیای درونی و بیرونی یک شخصیت کار اشتباهی است. آن شب مردم به تیپ خود بازگشتند و بنابراین سناریو بر اساس اقدامات مردم است نه بر اساس ذهن. چرا که اساسا در چنین شرایطی فرصتی برای ورود به ذهن شخصیت ها و پرداختن به دنیای ذهنی آنها وجود ندارد. در واقع، من باید داستان بدن هایی را می نوشتم که تمام ویژگی های شخصیتی خود را رها کردند و در آن شب گرفتار تار عنکبوت شدند. تمام تلاش آنها برای رهایی از وضعیتی که در آن گرفتار شده بودند، انجام اقدامات فیزیکی بود. این فرمی بود که من و محمدحسین مهدویان با توافق دوجانبه به آن رسیدیم. اگرچه برای من خیلی راحتتر بود که داستان یک شخصیت را از ابتدا تا انتها به شیوهای کلاسیک تعریف کنم.»
وی همچنین در پاسخ به اینکه چرا طرح «نیمه شب» را نمی توان از ابتدا تا انتها مانند طرح یک اثر کلاسیک خواند، گفت. مقدمه، ارتباط و حل و فصل در چند سطر بیان شده است و می افزاید: کار من یک اثر کلاسیک نیست، من به روایتی پراکنده با بیش از یک نکته محوری علاقه مندم و این چیزی است که متاثر از خوانش های مکرر «شاهنامه» و همچنین خوانش سعدی با رضا براهنی است؛ این را به عنوان یک روش، شیوه و شیوه نگارنده تأثیرگذار فارسی آموختم.

من از تماس های مکرر با شماره های خصوصی خسته شده ام.
یزدانی خرم که مانند دیگران غم و آشفتگی و درماندگی را که این روزها جامعه ایران تجربه می کند می بیند، در پایان سخنان خود گفت: سرمای این زمستان دو چندان است، استخوان ها را می سوزاند و خون را می خشکاند، در این میان کمترین آرزوی ما این است که اجازه دهند این وطن تبدیل به یک وطن شود. اعداد، و اگر اغراق نکنیم.” من در مورد اینها به شما می گویم، تماس های زیادی از نزدیک ترین و مدرن ترین افراد وجود دارد. باور کنید در این مملکت بیش از هر چیز فشار این حرف یا نگفتن بر ماست. نویسندگان، مترجمان، روزنامه نگاران و غیره.

۵۹۵۹
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ