نرخ تعامل 180 تا 100 سالمندی، بحران پنهان خانواده های ایرانی

نرخ تعامل 180 تا 100 سالمندی، بحران پنهان خانواده های ایرانی

بعدی- امروزه جمعیت سالمندان ایران تقریباً 10 میلیون و 200 هزار نفر است اما تنها 15 هزار تخت برای آنها وجود دارد. همچنین آخرین آمار نشان می دهد که میزان درگیری جوانان و سالمندان از هر 100 سالمند 180 نفر است و در عین حال جامعه ایران با افزایش 4 برابری به سمت سالمندی پیش می رود.

بر اساس گزارش فردا، خانه های سالمندان در ایران به دو صورت اداره می شوند. یکی با بودجه دولتی، دیگری با هزینه هایی که خانواده سالمند یا خودش پرداخت می کند. اما مشکل فقط در خانه سالمندان نیست. نکته اینجاست که جامعه برای مراقبت از سالمندان به پرستار، پیراپزشک، دستیار، روانشناس، پزشک و دیگران نیاز دارد.

فعال عدم حضور هر یک از این افراد در چرخه مراقبت از سالمندان به معنای ضربه مهلک به بدن ضعیف آنهاست.

این در حالی است که به غیر از مشکلات اجتناب ناپذیر پزشکی، بسیاری از سالمندان را نمی توان به صورت تخصصی در سایر امور مدیریت کرد زیرا زیرساخت ها در جامعه فراهم نیست.

از سوی دیگر، گرچه خط فکری جامعه ایران بر مراقبت از والدین استوار است، اما مشکلات اقتصادی و تنگناهای اجتماعی که امروز ایران با آن مواجه است، بسیاری از مردم را که با سالمندان مواجه هستند، به بن بست کشانده است، در حالی که میزان درگیری بالاتر از استانداردهای جهانی است. آیا این موضوع سوال است که منظور از نرخ تعارض چیست؟ چرا سالمندان علاقه ای به زندگی در خانه سالمندان ندارند و فرزندانشان این موضوع را تابو می دانند و با قبول این موضوع آیا خانه ای برای سالمندان وجود دارد؟ از سوی دیگر، با توجه به اینکه جمعیت سالمندان در ایران چهار برابر شده است، باید توجه داشت که ایران در آینده نیز آمادگی مقابله با این مشکلات را خواهد داشت.

تابویی که باید با آن زندگی کنیم/نگران جان مادر پیرم!

لیلا، زن چهل و سه ساله، وقتی هر روز صبح مادرش را در خانه تنها گذاشت تا سر کار برود، احساس می کرد که دارد تکه ای از ذهن و روحش را پشت سر می گذارد. مادرش هفتاد ساله است. برادر بزرگترش سال هاست در استرالیا زندگی می کند و لیلا آخرین فرزندی است که با وجود همه مشکلات تصمیم گرفت مادرش را در خانه نگه دارد.

او می‌گوید: سال‌ها همیشه گفته‌ام که مادرم ما را بزرگ کرده، حالا نوبت ماست که عصای زیر بغل او باشیم. اما لیلا عصر یکی از روزهای پر اضطرابش به خانه برمی گردد و نمی تواند مادرش را پیدا کند.

لیلا در گفتگو با خبرنگار انتخابتو گفت: او حدود دو سال است که با اختلالات حسی و آلزایمر دست و پنجه نرم می کند، اما هرگز تصور نمی کردم که مادرم اینگونه با فراز و نشیب و گمنام خانه را ترک کند. اکنون وظیفه او این است که پست های بازرسی، خانه های سالمندان و مکان های دیگر را جستجو کند تا ردی از مادرش پیدا کند.

سرانجام، یک روز، زمانی که لیلا از یافتن او ناامید می‌شود و به این فکر می‌کند که آیا مادرش زنده است، از یک آسایشگاه خصوصی تماسی دریافت می‌کند که مادرش آنجاست. مادر لیلا می گوید: احساس می کردم خیلی زیاد شده ام؛ مثل باری روی دوش لیلا بودم، از خانه خارج شدم و به خانه سالمندان رفتم تا از من مراقبت کنند.

اما لیلا می گوید: ماجرا از این قرار است که در خیابان گم شده، وقتی مردی او را پیدا می کند تا او را به کلانتری ببرد، به خود می آید و تصمیم می گیرد خود را به خانه سالمندان معرفی کند. حالا که پایش را در کفش گذاشته، می‌خواهد تا آخر عمرش را با مستمری‌اش در آنجا بگذراند، اما نمی‌داند که حقوق ده میلیونی‌اش یک سوم هزینه‌ای است که خانه سالمندان می‌خواهد.» اما برای اینکه مادرش را در شرایط سخت رها نکند، بهتر است تابوی مراقبت از پدر و مادرش را بشکند و مجبور شود مادرش را در خانه‌اش قرار دهد.

شکاف بین ظرفیت مراقبت از سالمندان و افزایش تعداد سالمندان

تجربه لیلا سرمشقی برای هزاران خانواده است که مراقبت از سالمندان به امری روزمره تبدیل شده است. از این رو، وضعیت سالمندان در ایران، فاصله جمعیت سالمندان و ظرفیت مراکز رسمی برای مراقبت از آنها موضوعی قابل بررسی به نظر می رسد. طبق آمار سازمان های بهزیستی و کارشناسان حوزه سالمندی، جمعیت سالمندان بالای 60 سال در سال 1404 حدود 10 میلیون و 200 هزار نفر بوده است، اما مجموع تخت های آسایشگاه ها و مراکز شبانه روزی نگهداری از سالمندان حدود 15 هزار نفر بوده است. به عبارت دیگر، در حالی که به طور متوسط ​​به ازای هر 680 سالمند یک تخت خانه سالمندان وجود دارد، استاندارد جهانی در کشورهای توسعه یافته یک تخت برای هر سالمند است.

این کمبود زمانی آشکارتر می شود که اکثر سالمندان به تنهایی یا بدون حمایت خانواده زندگی می کنند. آن طور که سید جواد حسینی، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: 60 درصد سالمندان در ایران تنها زندگی می کنند و 75 درصد این گروه را زنان تشکیل می دهند. بخشی از این امر به دلیل تغییر سبک زندگی، مهاجرت جوانان، کوچک شدن خانواده ها و افزایش مجردی سالمندان است.

سازمان مددکاری اجتماعی با جلب توجه به کمبود متخصص در حوزه سالمندان، گفت: تنها 19 متخصص سالمندی در کشور فعال هستند. این رقم در مقایسه با آمار رو به رشد جمعیت سالمندان در ایران نگران کننده به نظر می رسد.

به همین دلیل ظرفیت فعلی مراکز رسمی نمی تواند پاسخگوی نیاز واقعی سالمندان باشد و بیشتر مراقبت ها به خانواده ها و مراقبت های غیررسمی سپرده می شود. این موضوع نه تنها بر ظرفیت تخت بلکه به خدمات تخصصی نیز فشار می آورد و وضعیت سالمندان را به بحران می کشاند.

نرخ نامزدی 180 تا 100

رئیس دبیرخانه شورای ملی ریش سفیدان کشور می گوید: میزان تعارضات سنی در ایران به ازای هر 100 نفر حدود 180 نفر، در کشورهای دیگر مانند ژاپن 12 نفر و در سوئد 18 نفر به ازای هر 100 نفر است. و با چهار برابر شدن جمعیت سالمندان نسبت به جمعیت فعلی ایران، جامعه مشکلی جدی به نظر می رسد.

ابتدا باید بررسی کنید که میزان تضاد به چه معناست؟ این ضریب در واقع بیانگر تماس مستقیم فیزیکی نیست، بلکه نیاز به مراقبت و نقش خانواده ها در حمایت از سالمندان را بیان می کند. به عبارت دیگر در مواردی که ظرفیت رسمی خدمات سالمندان بسیار پایین است، واگذاری بخش بزرگی از مسئولیت های مراقبت، همراهی و مراقبت از سالمندان به خانواده ها به ویژه جوانان یکی از عوامل افزایش فشار اقتصادی و اجتماعی در درون خانواده است.

به گفته مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور: منظور از نرخ تعارض این است که افراد فعال جامعه در امر نگهداری از سالمندان مشارکت داشته باشند و این بحران پنهان فراتر از آمار جمعیتی است، مشکلی ساختاری است و به ساختار جامعه ایران مربوط می شود. از سوی دیگر، با توجه به این نسبت بین جمعیت فعال و در سن کار و جمعیت سالمند و همچنین آمار بیکاری، تورم و مشکلات اقتصادی، مشخص می شود که جامعه با بحران پیچیده ای مواجه است.

تابو مراقبت از سالمندان در ایران

در این میان، جامعه شناسان سالخورده تاکید می کنند که در گذشته ای نه چندان دور، ساختار خانواده ایرانی یک شبکه حمایتی طبیعی در مراقبت از سالمندان بود، اما اکنون به یک تابو تبدیل شده است، اما تغییر سبک زندگی، مهاجرت خانواده، اشتغال زن و مرد و کاهش تعداد فرزندان، این حمایت سنتی را کارآمدتر کرده است. در نتیجه می توان این گونه تعبیر کرد که حتی جوانانی که در خانه زندگی می کنند نیز برخی از نیازهای مراقبتی سالمندان را بر عهده دارند و این وضعیت به معنای درگیری متقابل بین پیر و جوان است. یعنی جوانان نیاز به مشارکت در امور مربوط به مراقبت، کارهای پزشکی، رفت و آمد، رفع نیازهای روزمره و همراهی روانی دارند.

علاوه بر این، سالمندان اغلب از چندین بیماری مزمن رنج می برند که نیاز به مراقبت ویژه دارند. این وضعیت همچنین فشار بیشتری بر خانواده و جامعه سالمندان وارد می کند و نشان می دهد که اغلب به دلیل محدودیت خدمات رسمی، انتخاب برای سکونت در خانه سالمندان انجام نمی شود.

ایران آماده نیست

این در حالی است که ظرفیت بسیار پایین مرکز رسمی نگهداری از سالمندان و نبود خدمات تخصصی، انتخاب رفتن به سرای سالمندان را برای سالمندان یا خانواده هایشان دشوار می کند. کمبود تخت برای جمعیت سالمند به این معناست که حتی در صورت تمایل خانواده ها، ممکن است فضا یا هزینه ای برای پذیرش سالمندان وجود نداشته باشد.

از سوی دیگر اینکه هزینه های نگهداری از مراکز خصوصی بسیار بالاست و در مواردی به ده ها میلیون تومان در ماه می رسد، ورود سالمندان به مراکز را نیز محدود می کند. زیرا خانواده ها توان مالی لازم برای چنین انتخابی را ندارند. در حالی که این وضعیت باعث می شود سالمندان در خانه بمانند و خانواده هایشان از آنها مراقبت کنند، اما هنوز سیستم رسمی کشور زیرساخت قوی و قابل دسترس برای پاسخگویی به این نیازها ایجاد نکرده است.

نکته اینجاست که در حالی که همه این موارد برای ایران امروز شرح داده شده است، ایران به سرعت به سمت جمعیت سالمند پیش می رود. رئیس سازمان بهزیستی کشور با استناد به آمارهای سازمان جهانی بهداشت می گوید: در حال حاضر 14 درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل می دهند و میزان سالمندی در کشور بسیار بالاتر از میانگین جهانی است و از این رو ایران در سال 1430 جزو قدیمی ترین کشورهای جهان خواهد بود. اما در ایران برنامه خاصی برای آماده سازی جامعه و مراقبت از سالمندان آینده وجود ندارد.