بعدی- سریال مو به مو که بیانی متفاوت از طبقه متوسط ایرانی را به نمایش می گذارد به قسمت هفتم خود رسیده است.
بر اساس این گزارشداستان مردی به نام منصور است که از فقر به تخت ثروت رسید و اکنون به دنبال انتقام از جامعه ای است که او را از خود دور کرده است. فرقی نمی کند این افراد همسر باشند یا همکار.
پرویز شهبازی جهان بینی خاص خود را دارد اما در «مو به مو» موضوع اجتماعی را از طریق کمدی موقعیتی مطرح می کند. «مو به مو» را میتوان روایت یک وضعیت غمانگیز و مضحک طبقه متوسط در ایران دانست که زیر بار بحرانهای اقتصادی و فقر در حال کمانش هستند. راستی باید از چیزی ناراحت باشی، اما اوضاع آنقدر خنده دار است که لبخند به گوشه لبت می آید.
بازنمایی دوتایی هویت انسان

دوربین از همان ابتدا تماشاگر را به ذهن منصور می فرستد و تاثیر شرایط اجتماعی را در بروز اضطراب نشان می دهد. در عین حال این سریال به دقت تصویر متفاوتی از هویت انسان را نشان می دهد. منصور در گلخانه و اردوگاه هویتی ندارد و به یک حضور اضافه در جامعه تبدیل شده است که همه می توانند به آن توهین کنند. داستان فضای فقر را به خوبی به تصویر میکشد تا نشان دهد وقتی پول نیست جایی برای انسانیت نیست. اما تغییر ناگهانی فضای داستان همه چیز را تغییر می دهد. به محض اینکه بحث میلیاردی شدن منصور به گوش همه می رسد، همان فردی که از همه جا رانده می شود، گل سرسبد هر مجلس و حزبی می شود. این تغییر ناگهانی رفتار نمونه کاملی از کمدی سیاه است. در این مواقع خنده ای که در ذهن مخاطب رخ می دهد، لبخندی است که به تخریب انسانیت و اخلاق می زند.
در واقع «مو بی مو» فضایی را در جامعه امروزی منعکس می کند که برخی ارزش انسان بودن را با وجود و پول می سنجند. منصور با این پول سعی می کند هویت خود را بازیابد. پرخاشگری یا مهربانی او نسبت به دیگران بازتاب عقده های سرکوب شده است. در عین حال سریال به دنبال دلسوزی یا نفرت مخاطب از شخصیت ها نیست و صرفاً داستان را روایت می کند. سریال به مخاطب اجازه قضاوت می دهد. قضاوتی که سوالات دشواری را به همراه دارد. اگر ما جای شخصیت ها بودیم چه می کردیم؟

پاشنه آشیل آن جایی است که کمتر کسی انتظارش را دارد و مانند چرخ دنده ای معیوب عمل می کند که نیاز به تعمیر دارد در حالی که باید تکیه گاه باشد. بازی های «مو به مو» یکی نیست، میر سعید مولویان همچنان همان شخصیتی است که مخاطب در «آبان» دید، او حالا مردی است که به ثروت رسیده و مدیون همه است. نوازندگی هانیه روان و روان است اما عمق ندارد و به سایه ای رنگ پریده تبدیل شده است. در نهایت «مو بی مو» تصویر طبقه متوسطی را نشان می دهد که فارغ از نقاط قوت و ضعف خود هم می خندد و هم گریه می کند.






ارسال پاسخ