نوه آیت الله مشور چگونه رهبر بزرگترین حزب کمونیست ایران شد؟

نوه آیت الله مشور چگونه رهبر بزرگترین حزب کمونیست ایران شد؟

کیانوری دوران جوانی خود را در تهران گذراند. تجربیات برادرش احمد و خواهرش اختر، همسر یک کمونیست بازگشته از شوروی (عبدالصمد کامبخش)، تأثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت او داشت. تا جایی که خودش ادعا می کند از طریق خواهرش با حزب کمونیست آشنا شده است.

کیانوری در سال 1314 با بورسیه وزارت راه برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. وی از آلمان در رشته مهندسی راه و عمران فارغ التحصیل شد و پایان نامه دکتری وی در زمینه ساختمان های پزشکی و بهداشتی بود. در نتیجه فعالیت او در این زمینه ساخت بیمارستان هزار تختخوابی محقق شد. [«امام خمینی» کنونی] اگرچه کیانوری بعدها در بازسازی شهری آلمان شرقی نقش مؤثری ایفا کرد و کتاب های زیادی در این زمینه نوشت.

عقاید مارکسیستی او در دوران تحصیل رشد کرد. اگرچه برخی از مخالفان کیانوری در دوران تحصیل او را به طرفداری از نازیسم هیتلر متهم کردند، اما او مدعی است که این اتهامات به دلیل خصومت با او بوده است. نورالدین کیانوری پس از حمله آلمان به لهستان در سال 1318 به ایران رفت و به دلیل تمایلات کمونیستی خود از دانشگاه اخراج شد و حرفه نظامی خود را به عنوان استاد دانشگاه رها کرد.

با حمله به ایران در سال 1320 و ایجاد فضای باز سیاسی، «حزب توده» فارس اعلام موجودیت کرد. حزبی که تقریبا یک سال پس از تأسیس کیانوری به استقبال آن رفت. او به تدریج در حزب توده رشد کرد و به عضویت کمیته مرکزی آن درآمد.

ازدواج قرمز

ازدواج او با مریم فیروز، دختر فرمانفرما، دوران مهم و پرفراز و نشیبی در زندگی او در دهه بیست بود. ازدواج عجیبی برای توده مردم بود، اما موضع سیاسی مریم فیروز در برابر حکومت پهلوی او را به توده مردم شناخت. این دو در سال 1323 ازدواج کردند.

ترور شاه

در 24 بهمن 1327 محمدرضا شاه در دانشگاه تهران ترور شد. در همین حال دکتر کیانوری که برای شرکت در مراسم ارانی در سطح شهر سفر کرده بود به بهانه آوردن دوربین به همراه یکی از اعضای حزب وارد شهر شد و سپس بازگشت. این رفت و آمد باعث شد که عده ای او را همدستی وحشیانه در ترور شاه بدانند. کیانوری اعتراف کرد که از طریق عبدالله ارگانی از این ترور مطلع شده و به حزب اطلاع داده است، اما نپذیرفت که در تشویق او موثر بوده است. در پی این ماجرا کیانوری و دیگر اعضای حزب دستگیر و به زندان یزد و از آنجا به قصر فرستاده شدند.

فرار از قصر

هیئت دبیران و مسئول سازمان کارمندان حزب توده، دکتر فروتن مسئول برنامه ریزی اعضای کمیته مرکزی در زندان قصر شد. این اقدام با هماهنگی نیروهای داخل زندان انجام شد. کیانوری و دوستان دیگر از زندان فرار کردند، تعدادی از آنها به شوروی رفتند و کیانوری در ایران ماند.

سلام آقای مصدق؟

سه سال از آزادی رهبران حزب توده از زندان قصر تا کودتای 28 مرداد گذشت. در این سه سال حزب توده غیرقانونی بود و رهبران آن فرار کردند اما توانستند سازمان خود را احیا کنند. در این دوره حزب توده تا حدودی نزد مصدق ماند.

کیانوری با نفوذ به سازمان نظامی در ارتش و سازمان های کودتا موفق شد کودتای 25 مرداد را تضمین کند. خبرهای مهمی از طریق مریم فیروز به مصدق رسید و کودتای 25 مرداد خنثی شد. نقطه اختلاف میان توده و جبهه ملی این است که حزب توده از کودتای 28 مرداد خبر داد، اما مصدق آن را جدی نگرفت.

سرهنگ کیانوری; برای ارائه!

سال ها پس از کودتا، کیانوری برجسته ترین عضو حزب توده بود که هنوز در تهران فعالیت می کند. این فرد که برای فریب سربازان لباس سرهنگی به تن داشت، پس از شناسایی هویت با تیراندازی به خودروی جیپ نظامی از خطر فرار کرد. او و مریم فیروز در آپارتمانی در خیابان نصرت زندگی می کردند و همسایه ها نمی دانستند در خانه شان چه می گذرد. در این دوره کیانوری طرح جنگ پارتیزانی خود را به کمیته مرکزی برد و این طرح تصویب شد. قرار بود کیانوری و بازماندگان سازمان نظامی پس از آموزش در کوهستان، با غافلگیری یک گردان در جاده همدان – قزوین، جنگ چریکی را آغاز کنند، اما شب قبل از عملیات، ناگهان سه فرمانده دستگیر شدند.

وی در این دوره مسئول پنهان کردن بازماندگان حزب توده و جبهه ملی بود. یکی از مهم‌ترین نام‌هایی که او پنهان کرد، حسین فاطمی، وزیر امور خارجه دولت مصدق بود که سلطنت طلبان به شدت به دنبال او بودند. فاطمی در نهایت بدون توجه به نکات امنیتی که کیانوری به او توصیه کرده بود، توسط گشت های ارتش شناسایی و دستگیر شد.

بخشی دیگر از اقدامات کیانوری در ایران، سازماندهی ارتباط با سازمان نظامی به همراه حسین جودت بود. سازمانی که انتظار می رفت در دوران بحران به حزب توده برسد، در نهایت توانست زندانیان حزب توده را از زندان آزاد کند و ترورهای ناموفق بسیاری را انجام دهد. سرانجام کیانوری پس از فروپاشی تشکیلات نظامی حزب و تنگ شدن حلقه محاصره، در دی ماه 1334 از ایران به عراق گریخت و به شوروی رسید.

زمان آرام

کیانوری برای شرکت در نشست اعضای کمیته مرکزی وارد مسکو شد. او از همان ابتدا با رهبران حزب کمونیست و مقامات کا در ارتباط بود. G.B. قرار داده شد. در این دوره رهبری حزب برعهده دکتر کیانوری بود که از مشی سیاسی او دور بود. این مسئولیت بر عهده رادمنش بود. نفوذ سازمان نظامی باعث شد که کیانوری دیگر قدرت سابق را نداشته باشد. در سال 1335 به پیشنهاد روس ها به همراه دیگر اعضای رهبری حزب توده به لایپزیک آلمان مهاجرت کرد و در آپارتمانی 75 متری زندگی کرد. در این دوره کیانوری با نام مستعار «پروفسور مستی» کار می کرد. یکی از کارهای مهم او در این دوره جعل اسناد از جمله گذرنامه برای نیروهای سیاسی بود. او با این کار به قدری شهرت یافت که سال ها بعد عباس آقازمانی (ابو شریف) [بنیان‌گذار سپاه پاسداران] او برای گرفتن پاسپورت جعلی به حزب توده در آلمان می رود اما مورد تایید توده ای ها نیست. در این دوره که کیانوری در تبعید بود، حزب توده درگیر افشای جاسوسی برادران یزدی شد و همین موضوع رهبری حزب را به طور کلی تغییر داد. کیانوری چند سالی از حزب توده جدا شد و به کار علمی پرداخت. در دوران تبعید به چین، یمن جنوبی، بلغارستان و بسیاری از کشورهای کمونیستی دیگر سفر کرد.

دهه انقلابی دهه پنجاه

روی کار آمدن اسکندری حزب را به مرحله محافظه کاری و اصلاح طلبی رساند اما کیانوری چنین روحیه ای نداشت. در زمانی که سازمان های سیاسی چپ در ایران دست به فعالیت نظامی می زدند، چنین انفعالی برای کیانوری غیرقابل قبول بود. شوروی نیز به خوبی می دانست که سیاست اسکندریه راه حل مناسبی برای این دوره خاص نیست. در دهه 50 کیانوری با نیروهای جوانان ایران ارتباط برقرار کرد و بعدها نام «نوید» را برای خود انتخاب کردند. نوید، سازمان مخفی حزب توده ایران به سرپرستی کیانوری، در سال های پس از انقلاب فعال بود. رهبری این گروه را کیانوری از آلمان بر عهده داشت. او که در 23 ژانویه 1998 به دبیرکلی حزب توده ایران منصوب شد، شانزدهمین پلنوم حزب توده را در مارس 1999 در آلمان شرقی ترتیب داد و اعضای مخفی حزب توده (رحمان هاتفی و محمدمهدی پرتوی) را به عضویت کمیته مرکزی درآورد.

صبح انقلاب

حزب توده در آستانه پیروزی انقلاب حمایت خود را از نهضت انقلابی و امام خمینی (ره) اعلام کرد. به گفته مریم فیروز، حزب توده با نوفل لوشاتو هم ارتباط داشته است. افسران و سربازان حزب توده که در غیاب اعضای کمیته مرکزی از زندان آزاد شده بودند، همراه با سازمان نوید و نیروهای شاخه ای، کتاب ها، بروشورها و نشریات حزب توده را در دانشگاه ها و خیابان ها می فروختند. با آمدن جوانشیر و منوچهر بهزادی، حزب توده رسما تشکیلات جدید خود را در ایران تأسیس کرد. اگرچه دولت موقت از جمله عباس امیرانتظام مخالف ورود توده‌ها به ایران بود و همچنان حزب توده را غیرقانونی می‌دانست، اما از ابتدای سال 58 با رایزنی‌های متعدد، ورود توده‌ها به ایران تسهیل شد و شناسنامه و گذرنامه به آنها داده شد. کیانوری در 8 اردیبهشت 1358 وارد تهران شد.

دفتر حزب توده در خیابان 16 آذر (محل فعلی انتشارات بعث) تهران افتتاح شد. روزنامه «مردم» کم کم زیر نظر تحریریه بهزادی شروع به کار کرد. جلسات پرسش و پاسخ کیانوری نیز در کنار سایر جلسات آموزشی حزب توده برگزار شد. حزب توده حتی در زمانی که رهبرانش در زندان بودند در همه انتخابات بعد از انقلاب شرکت کرد. کیانوری، مریم فیروز، محمدعلی عمویی و دیگر چهره های شاخص حزب توده نیز برای انتخابات خبرگان قانون اساسی به رقابت پرداختند که هیچ کدام برنده نشدند. در این دوره حزب توده به روابط خود با شوروی ادامه داد و سازمان نوید با نیروهای شوروی ارتباط برقرار کرد و اطلاعات ارسال کرد. در این دوره حزب توده به طور غیررسمی نیروهایی را که به این جنبش علاقه مند بودند در داخل ارتش سازماندهی کرد. از جمله نام های معروفی چون سروان افضلی، فرمانده نیروی دریایی و فرمانده تکاوران کلاه سبز ارتش، سرهنگ کبیری و عطاریان بودند. اقدامی غیرقانونی که بعداً منجر به اعدام این افسران به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی شد. کیانوری مستقیماً بر اجرای آنها نظارت داشت.

منبع: خبرآنلاین

سال‌های 58 و 59 سال‌های پرشور حزب توده بود و کیانوری بارها در جلسات عمومی و مصاحبه‌های مطبوعاتی دیده می‌شد. اوضاع به حدی رسید که کیانوری و احسان طبری به عنوان نمایندگان حزب توده در تلویزیون ظاهر شدند. کیانوری در مناظره «بحث آزاد» در بخش سیاسی با آیت الله بهشتی، مهدی فتای پور و حبیب الله پیمان مناظره کرد. در سال 1360 حزب توده شانزدهمین مجمع عمومی خود را برگزار کرد که در آن ایرج اسکندری از کمیته سیاسی برکنار شد.

دفاتر و نشریات حزب توده نیز درگیر مبارزات سیاسی بود و در اشغال گروه های راست بود. آزادسازی خرمشهر شاید اولین نقطه درگیری کیانوری با حکومت بود. اظهارات توده در مورد آزادسازی هرمشهر و پایان جنگ چندان برای دولت خوشایند نبود. حزب توده از ابتدای سال 61 کم کم متوجه شد که اوضاع مثل قبل نیست. کیانوری از طریق فرخ نگهدار متوجه شده بود که احتمالاً دادستانی برنامه ای برای برخورد با این حزب دارد. سرانجام با گرد هم آمدن سازمان های امنیتی از جمله سپاه پاسداران، اطلاعات نخست وزیری، دادستانی و کمیته حزب توده آغاز شد. کیانوری در 17 بهمن 1361 در منزل خود دستگیر شد. سایر اعضای حزب توده از جمله احسان طبری در 7 اردیبهشت 1362 دستگیر شدند. برخی از اعضای حزب مانند فرهاد فرجاد (مسئول حزب توده در اصفهان)، بابک امیر خسروی و علی خاوری (عضو کمیته مرکزی) از ایران گریختند.

پایان رسمی حزب توده در ایران

در 20 اردیبهشت 1362 تلویزیون به یکباره تصویر کیانوری و بهازین را نشان داد و صحنه تکان دهنده ای برای توده مردم بود. این دو تن از اعضای معروف حزب توده در یک برنامه تلویزیونی اعتراف کردند که برای شوروی جاسوس بوده اند. هفت روز بعد، در 27 اردیبهشت 1362، دادستانی انقلاب حزب توده را منحل و اعضای آن را به دادستانی مرکز معرفی کرد. این پایان رسمی حزب توده در ایران بود. اما کیانوری هنوز تمام نشده و در حال حاضر در زندان است. با گذشت زمان، همه اعضای ارشد حزب در تلویزیون ظاهر شدند و به کودتا و جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی اعتراف کردند. محمدعلی عمویی، احسان طبری، نورالدین کیانوری، حسین جودت، منوچهر بهزادی و… از جمله محمدمهدی پرتویی، طبری، کیانوری، عمویی و قائم پناه. او در سال 1967 اعدام شد.

بعد از زندان

کیانوری و مریم فیروز پس از آزادی از زندان در سال 1370 در خانه ای تحت نظارت مسئولان زندگی می کردند که این وضعیت تا اواسط دهه هفتاد ادامه داشت و در سال 1374 مریم فیروز و در سال 1375 به نورالدین کیانوری اجازه داده شد بدون نظارت مستقیم در خانه خود در خیابان سنایی که به گفته برخی خانه دختران فیروز بود زندگی کنند.

پس از آزادی، او به فعالیت های سیاسی اجتماعی ادامه داد. مانند دیگر توده هایی که پس از انحلال حزب توده، دفاتر حزبی را با تجمعات خانوادگی جایگزین کردند. بر اساس آنچه از دست نوشته ها به جا مانده، وی تحولات انتخابات دوم خرداد را با دقت دنبال کرده و در زمره طرفداران سید محمد خاتمی قرار گرفته است. اما نامه‌های انتقادی او به رئیس‌جمهور باعث شد تا در پایان عمر چندین بار او را احضار کنند. کیانوری سرانجام در 24 مرداد 1377 در سن 83 سالگی دار فانی را وداع گفت.