به گزارش ایسنا، رسانه های آمریکایی اعلام کردند که پس از تصمیم دولت ترامپ برای برکناری نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، قضاوت درباره آینده ونزوئلا خیلی زود است، زیرا این اقدام طیف گسترده ای از سوالات بی پاسخ را پیش روی واشنگتن قرار می دهد. سوالاتی بر اساس تجربیات قبلی با مداخلات آمریکا در سایر نقاط جهان.
توماس فریدمن، تحلیلگر و مقاله نویس برجسته آمریکایی، در مقاله ای برای نیویورک تایمز، با اشاره به مداخله ائتلاف به رهبری ناتو در لیبی در سال 2011، شباهت مستقیمی بین این تجربه و وضعیت کنونی ونزوئلا ترسیم کرد و خاطرنشان کرد که این عملیات که صرفاً متکی به نیروی هوایی بود، منجر به سرنگونی گروه مظلوم، اما به طور مؤثر ایالات متحده و کشته شدن منطقه شد. استقرار نیروهای زمینی برای مدیریت عواقب نتیجه، به گفته نویسنده، تکه تکه شدن و فروپاشی لیبی، رقابت بین دولت های رقیب و بی ثباتی مزمن بود که تقریباً 15 سال بعد ادامه دارد.
سایه تجربه لیبی بر آینده ونزوئلا
بر اساس این تحلیل، این سابقه تاریخی نگرانی های جدی در مورد آینده ونزوئلا ایجاد می کند. نویسنده بیان میکند که خواهان اشغال نظامی ونزوئلا توسط آمریکا نیست، اما این سوال را مطرح میکند که واشنگتن چگونه میخواهد بدون تعهد پایدار و معتبر بر تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور تأثیر بگذارد؟ نویسنده هشدار می دهد که استراتژی کنونی واشنگتن در قبال ونزوئلا ممکن است از نظر اهداف کوتاه مدت موثر باشد، اما به عنوان یک استراتژی بلندمدت ژئوپلیتیک دارای نقص جدی است.
به گزارش نیویورک تایمز، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی اخیر این حقایق را پذیرفت. ترامپ گفت که ایالات متحده تا زمانی که یک “انتقال ایمن، عادلانه و سنجیده” حاصل شود “بر کشور” حکومت خواهد کرد و هشدار داد که واشنگتن آماده است در صورت لزوم حمله دوم و بزرگتری را انجام دهد. او همچنین اعلام کرد که آمریکا “از استقرار نیروهای زمینی نمی ترسد”. بیانیه هایی که نشان می دهد ما آماده انجام یک پروژه بزرگ در این کشور آمریکای لاتین هستیم. پروژه ای که از زمان عراق و افغانستان سابقه مشابهی ندارد.
ملت سازی گران قیمت؛ عدم قطعیت در استراتژی ترامپ
فریدمن استدلال می کند که چنین اظهاراتی به این معنی است که ترامپ ممکن است در آستانه یکی از بزرگترین پروژه های «ملت سازی» در تاریخ مدرن آمریکا باشد. اقدامی که پرسش های جدی در مورد آمادگی، شفافیت و حمایت سیاسی هدف ایجاد می کند. هنوز مشخص نیست که دولت ترامپ دقیقاً چگونه قصد دارد بر ونزوئلا حکومت کند، آیا توافقی با بقایای دولت مادورو حاصل خواهد شد یا اینکه واشنگتن پس از تعیین ضربالاجل انتخاباتی برگزار خواهد کرد. آنچه مشخص است عظمت و نامتناهی بودن این مأموریت است. این حکمی است که بعید است بخشهای انزواطلب پایگاه سیاسی ترامپ از آن استقبال کنند.
این مقاله همچنین هشدار می دهد که لحن ترامپ برای تهدید ونزوئلا و مادورو ما را به یاد لفاظی هایی می اندازد که برای مشروعیت بخشیدن به جنگ عراق استفاده می شود. فریدمن شباهت های نگران کننده ای بین اغراق تهدیدها در این مورد و اغراق دولت جورج دبلیو بوش در مورد سلاح های کشتار جمعی عراق می بیند و تأکید می کند که تحریف حقایق اغلب منجر به شکست های استراتژیک درازمدت می شود.
به گزارش نیویورک تایمز، اگرچه بسیاری از ونزوئلایی ها از خروج مادورو استقبال کردند، اما او شبکه ای از متحدان مسلح را پشت سر گذاشت که نویسنده آنها را نیروهای سرکوبگر مرتبط با قاچاق مواد مخدر توصیف کرد. گروه هایی که سال ها با خشونت و دستکاری در انتخابات قدرت خود را حفظ کردند. نویسنده این سوال را مطرح می کند که چگونه توازن قوا بین حامیان و مخالفان مادورو رخ خواهد داد و این درگیری چه سطحی از بی نظمی به همراه خواهد داشت.
خطر بی ثباتی داخلی و موج جدید پناهندگان
نیویورک تایمز در ادامه توضیح می دهد که برخی از کشورها پس از سقوط از تخت سلطنت، “فروپاشی” می کنند، در حالی که برخی دیگر “منفجر می شوند” و بی ثباتی را به اطراف خود می فرستند. نیویورک تایمز با استناد به آمار کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می نویسد که تاکنون نزدیک به هشت میلیون ونزوئلایی کشور خود را ترک کرده اند. بحرانی که یکی از بزرگترین جابجایی های جمعیتی در جهان را رقم زده است. با توجه به جمعیت تقریبی 28 میلیون نفری ونزوئلا، افزایش درگیری های داخلی می تواند موج جدیدی از آوارگی و بی ثباتی را در آمریکای لاتین و دریای کارائیب ایجاد کند.
این مقاله همچنین تاکید می کند که رهبران جهان رفتار آمریکا را از نزدیک دنبال می کنند. به گفته نیویورک تایمز، رهبران چین، روسیه، اوکراین و تایوان احتمالا از این اقدام درس خواهند گرفت. اقدامی که در آن آمریکا یک رهبر خارجی را محکوم و بدون اجازه سازمان ملل از پایتخت کشورش اخراج می کند. این مقاله هشدار می دهد که این روند می تواند به عنوان یک سابقه خطرناک در روابط بین الملل تلقی شود.
پیامدهای ژئوپلیتیک و مسئولیت خودخواسته ترامپ
بر اساس این تحلیل، چین ممکن است این اقدام را توجیهی برای رفتارهای آینده از جمله علیه تایوان بداند، در حالی که از تمرکز بیشتر آمریکا بر نیمکره غربی و کاهش توانایی آن برای مهار قدرت منطقهای پکن نیز بهره میبرد. این مقاله همچنین اشاره می کند که بیشتر نفت ونزوئلا به چین صادر می شود و معادله ژئوپلیتیکی را پیچیده می کند. از سوی دیگر، روسیه نیز می تواند از گرفتار شدن آمریکا در ونزوئلا سود ببرد. زیرا این وضعیت ممکن است توجه و منابع واشنگتن را از حادثه اوکراین منحرف کند. بر اساس این مقاله، نگرانی رهبری اوکراین نیز وجود دارد.
نیویورک تایمز همچنین می نویسد که این خطرات به دلیل ماهیت غیر متعارف تیم امنیت ملی ترامپ تشدید شده است. به گفته فریدمن، این تیم متشکل از افراد غیر حرفه ای و مقامات با تجربه محدود در مدیریت همزمان چندین بحران جهانی است. این مقاله در مورد اینکه آیا این دولت می تواند به طور مؤثر ماموریت بزرگ دیگری را با بحران های جاری در اوکراین و غزه انجام دهد، شک می کند.
فریدمن در خاتمه به یکی از یادداشت های قبلی خود در مورد جنگ عراق اشاره می کند که در آن به قانون معروفی در بین سفالگران اشاره می کند: «اگر دیگ را بشکنی، باید آن را بخری». به نوشته این روزنامه، دولت ترامپ با حذف رهبری ونزوئلا مسئول مستقیم پیامدهای بعدی شده است. اگر این اقدام به دولت با ثبات و بهتر برای مردم ونزوئلا منجر شود، ترامپ به عنوان آغازگر این مسیر مثبت در تاریخ ثبت خواهد شد. با این حال، اگر نتیجه بی ثباتی عمیق تر باشد، نام او تا سال های آینده با این آشفتگی همراه خواهد بود.






ارسال پاسخ