وقتی تابوی همجنس گرایی فقط یک ابزار تبلیغاتی است / «غوطه ور» در ابهام جاذبه

وقتی تابوی همجنس گرایی فقط یک ابزار تبلیغاتی / کشش به عدم اطمینان است

به گزارش خبرگزاری انتخابتو، محمدمهدی ابراهیمی نصر در مهر نوشت: چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر با فیلم «غتاور» آغاز شد. اولین فیلم بلند حجت‌الاسلام جواد حکمی به‌جای انتقال حرفه‌ای از فیلم کوتاه به فیلم بلند، شبیه یک ایده کوتاه است که به‌طور مصنوعی به نسبت‌های فیلم بلند کشیده شده است. «قطار» مصداق بارز آثاری است که متریال داستانی آن متناسب با زمان نیست و نتیجه آن از همان ابتدا فیلمی نفس گیر است.

بزرگ‌ترین مشکل غوطه‌وری، فقدان یک پلتفرم ثابت و طراحی‌شده است. عدم انسجام ساختاری در فیلمنامه وجود دارد و شخصیت پردازی ها ثابت می مانند. به نظر می رسد نویسنده و کارگردان شناخت کاملی از دنیای شخصیت ها ندارند. برای مثال تمهیداتی مانند بی خوابی حسن کرخونه، شخصیت اصلی اثر یا حضور دخترش در مسابقات بین المللی نه تنها کمکی به پیشرفت سریال نمی کند، بلکه به اضافه هایی تبدیل شده است که هیچ کارکرد ارگانیکی در تار و پود داستان ندارند. در سینمای کلاسیک و مدرن، هر ویژگی شخصیتی باید یک امر دراماتیک داشته باشد. اما اگر بی خوابی قهرمان یا ورزشکاری دخترش را از بین ببریم، هیچ افت و خفیفی در منطق کار وجود ندارد. وجود یا نبود بی خوابی حسن کرخونه چه تاثیری در داستان داشت؟ اگر شب راحت می خوابید آیا فردای آن روز ادعای او مورد قبول همکارانش در پلیس آگاهی قرار می گرفت؟

در بخش جنایی و معمایی، به نظر می رسد که فیلم با منطق شرایط ناآشنا باشد. چگونه می توان پذیرفت که یک کارآگاه پلیس آگاهی که سابقه ترفیع هم دارد، بدوی و غیرمنطقی بخواهد با انبوهی کلید به خانه هایی در منطقه ای برود که اتفاقاً فقط متهم از آنجا عبور کرده است؟ (در پایان فیلم متوجه می شویم که صحنه تصادف ربطی به موقعیت منزل ندارد.) یا حضور بی ضابطه یکی از دوستان بسیجی در راهروهای آگاهی و خروج محتویات پرونده و وسایل متهم بیش از آنکه واقعیت روابط اداری و انتظامی باشد به شوخی شباهت دارد. حتی در نقطه اوج، فداکاری قهرمان برای نجات زن غرق شده فاقد خلاقیت بصری و منطق فیزیکی است و به جای القای همدلی، مخاطب را با سوالاتی بی پاسخ رها می کند: آیا کارآگاه کارکشته ما تا به حال به فکر انجام کاری غیر از تحمل وزن بر روی بدن خود بوده است؟

حکامی در این اثر نشان می دهد که همچنان در حال و هوای فیلم های کوتاه است. در بسیاری از صحنه‌ها، دوربین زاویه دید واضحی ندارد و پلان‌ها به جای ایجاد تنش، تنها به پرکردن زمان فیلم کمک می‌کنند. فیلم سعی می کند با نور کم فضایی خاص ایجاد کند، اما به دلیل طراحی ضعیف صحنه، این تلاش به خروجی تله فیلمی می رسد.

کارگردان نتوانست به اندازه کافی از بازیگران فیلم استفاده کند. محسن قصابیان بازیگر نقش حسن کرخونه سعی کرد در تقلید خود خستگی را بازنمایی کند اما از آنجایی که این خستگی در متن اثری کاربردی نداشت، عملکرد او در حد قرمزی چشم باقی ماند. از طرفی شخصیت «ماهک» که باید قطب منفی و پیچیده داستان باشد، به دلیل ابهام در موتیف به شخصیتی پرتنش و باورنکردنی تبدیل شده است. بازیگر این نقش بین روان پریش بودن و منحرف اخلاقی و همجنس گرا بودن در نوسان است و بدون پشتوانه روایی، افراط در رفتار هیستریک مخاطب را از همذات پنداری با او باز می دارد.

با این حال، بحث برانگیزترین بخش فیلم، رسیدگی ناشیانه آن به موضوع انحرافات جنسی و همجنس گرایی است. کارگردان مدعی است که بحرانی عمیق را هدف قرار داده است، اما آنچه در پرده بزرگ به تصویر کشیده می شود، کیلومترها با واقعیت های روانی این پدیده فاصله دارد. رفتار و میل ماهک برای دیده شدن بیشتر از هویت جنسی او ناشی می شود تا عدم درک فیلمساز از آنچه که اختلالات رفتاری او را متمایز می کند. ضعف در فیلمنامه و درمان و ناآگاهی نویسنده و کارگردان از موضوع به حدی است که تمام رفتارهایی که از او می بینیم مربوط به انحرافات اخلاقی و جنسی یک زن همجنسگرا نیست، بلکه مربوط به مردانی است که انحرافات جنسی آنها هم جنس نیستند، بلکه از جنس مخالف هستند. قرار دادن دوربین در رختکن سالن و تماشای آن مربوط به موضوع دیگری و مختصات دیگری است و ربطی به ماجرا ندارد.

فیلمساز در رویکردی بسیار ساده انگارانه، ریشه مشکلات ماهک را در عدم خویشتن داری والدین می داند. تجزیه و تحلیل فرمولی که هرگونه دیدگاه آسیب شناختی را مسدود می کند. برآیند کار بیننده را به این باور می رساند که انتخاب این موضوع تحریک آمیز بیشتر یک تاکتیک تبلیغاتی با هدف جلب توجه در اکران سالانه سینمای ایران است.

«قطار» با استانداردهای فیلمی که شایسته حضور در بخش مسابقات کشوری است فاصله زیادی دارد. موضوع تابو شکن آن به جای اینکه بستری برای تحلیل شجاعانه باشد، زیر بار ناشیگری در روایت و ضعف در تکنیک خفه می شود. بدون دانش فنی یا دید دراماتیک، مدفون در لایه های سطحی یک بحران، تنها نتیجه اثری است که قبل از تمام شدن در ذهن بیننده به پایان می رسد.

۲۴۲۲۴۳

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین