در میان تمام پرتره های باقی مانده از فتحعلی شاه (دومین پادشاه قاجار) که در طول سال های طولانی سلطنت او کشیده شده است، چهره و فرم بدن او هرگز تغییر نکرده است. هیچ نشانه ای از سن یا تغییر ظاهر در تصاویر دیده نمی شود. در تمامی تصاویر مردی لاغر اندام با ریش بلند و کمری باریک دیده می شود که در مرکز تصویر با نمادهای مختلف قدرت و جواهرات قرار گرفته است. در میان همه این نشانه های سلطنتی، دو عنصر بیش از هر چیز دیگر در حافظه بصری ایران باقی مانده است. تاج کیانی و تخت طاووس. داستان این دو شی در واقع داستان تلاش فتحعلی شاه برای بازسازی تصویر پادشاهی در آن مرحله تاریخی ایران است.
به گزارش ایسنا، آقا محمدخان (نخستین پادشاه قاجار) کشور را متحد کرده بود، اما برای تبدیل یک رژیم نظامی به یک پادشاهی مشروع، بیش از توان نظامی لازم بود. دولت جدید نیاز داشت که گذشته ای برای خود بسازد. تاریخی که او را به پادشاهان افسانه ای و تاریخی ایران پیوند می زند.

فتحعلی شاه در سال 1212 قمری به سلطنت رسید و در سال اول دستور ساخت تاجی داد که نام آن مستقیماً از تاریخ و اساطیر ایران آمده است. نام تاج یادآور شاهان شاهنامه کیانی بود و قرار بود شکل آن نشان دهنده این ارتباط باشد.
تاج کیانی به شکل کامل دارای هشت کنگره و یک کمربند کروی قرمز رنگ است که سطح آن با 1800 مروارید، 1500 یاقوت و 300 زمرد درشت تزئین شده است. اما در آن زمان دستور ساخت این تاج به معنای چیزی فراتر از استفاده از یک شی سلطنتی بود. این بیانی بصری از تداوم پادشاهی ایران به شمار می رفت.


در یکی از اولین پرتره های فتحعلی شاه که توسط میرزابابا نقاش در سال 1213 هجری قمری کشیده شده است، شاه را با جواهرات فراوان و کلاه سلطنتی می بینیم، اما از تاج کیانی خبری نیست. در تصویری دیگر از همان سال، تاجی بسیار شبیه به تاج کیانی بر سر شاه گذاشته شده است، اما هنوز شکل نهایی و کنگره های شناخته شده خود را به خود نگرفته است.
این تفاوت به ظاهر کوچک حاوی یک پیام سیاسی مهم بود. سلسله قاجار ساخته شد و نقاشی ها نیز چهره این سلسله را شکل دادند.
عباس امانت، کارشناس تاریخ قاجار، دلیل اختلاف در نبود جواهرات در زمان به سلطنت رسیدن فتحعلی شاه را این بوده که آقا محمدخان تمایلی به استفاده از کلاه کیانی نداشته و همچنین احتمال می دهد که آخرین قسمت از جواهرات سلطنتی که در اختیار صادق خان شقاقی بود، بعدها به خزانه سلطنتی قاجار رسیده است.

سال ها بعد که مهرعلی نقاش پرتره معروف فتحعلی شاه را کشید، تاج شاه مانند دیگر نقاشی های ساخته شده در آن سال ها بر سر شاه بود. اما جالب اینجاست که انگار زمان روی شاه تاثیری نداشته است، چهره و اندام شاه نسبت به عکس های ده سال پیش تغییر چندانی نکرده است. آنچه تغییر کرده نه خود پادشاه بلکه کامل بودن نمادهای سلطنتی پیرامون او نسبت به سالهای اولیه سلطنت اوست.
اما اگر تاج کیانی نماد پیوند با گذشته افسانه ای ایران بود، تاج شاهی نمادی از استقرار قدرت در زمان حال بود. فتحعلی شاه تنها به ساخت تاج اکتفا نکرد. پس از تشکیل دولت دستور ساخت «تخت خورشید» را صادر کرد. تختی تزئین شده با طلا و جواهرات، تهیه شده در سال 1216 ه.ق.
این تخت با استفاده از جواهرات خزانه سلطنتی به دستور شاه و با کمک محمدحسین خان نظام الدوله (والی وقت اصفهان) ساخته شد. به دلیل طراحی خورشیدی بالای تخت، به “لونگر” معروف بود. اما پس از مدتی پس از ازدواج شاه با طاووس هانیم، نام این تخت به «تخت طاووس» تغییر یافت.
در برخی موارد تخت طاووس همان «تخت طاووس هند» بوده است. در سایت بانک مرکزی ایران آمده است که «در نتیجه مقایسه و توصیف تاورنیه از تخت طاووس و آنچه که از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده است، این نتیجه حاصل شد که ادعای شاکیان باطل است، برای اطمینان و تأیید این نظر با ناصرالدین شاه ملاقات کرده و به دستور شاه طاووس ساخته شده است و به دستور شاهنشاه پس از شاه علی ساخته شده است. همسر طاووس خانم.”

تخت طاووس فقط یک صندلی سلطنتی نبود. این تخت به همراه فرش و بالش نگین دارش به مرکز ترکیب بندی نقاشی های کاخ تبدیل شد. پادشاه بر روی آن نشسته بود و سایر عناصر تصویر در اطراف این نقطه مرکزی سازماندهی شده بودند.
اوج این روند را می توان در نقاشی دیواری معروف عبدالله خان معمار ارشد در کاخ نگارستان مشاهده کرد. این اثر در سال 1228 هجری قمری ترسیم شد و متعاقباً بارها بازسازی شد و الگویی استاندارد برای نشان دادن سلسله قاجار ایجاد کرد. در واقع در این تصاویر شاه، تخت، تخت، فرش و مُخده عناصر جدا از هم نیستند، بلکه یک نظام تصویری واحد را تشکیل می دهند.
مدتی پس از ساخت تخت طاووس، فتحعلی شاه دستور ساخت «تخت مرمر» و «تخت نادر» را داد تا بر نمادهای سلطنت خود بیفزاید. با این حال، تغییری در شهرت و محبوبیت تخت طاووس ایجاد نشد و اکثر پادشاهان بعدی مراسم تاجگذاری خود را در تخت طاووس برگزار کردند.
ماکت تخت طاووس در کاخ گلستان. تخت طاووس اصلی تا سال 1360 در کاخ گلستان نگهداری می شد، اما بعداً به موزه جواهرات ملی ایران واقع در خزانه بانک مرکزی در تهران منتقل شد.
در این زبان تصویری، تاج کیانی و تخت طاووس نشان دهنده حقانیت تاریخی قاجارها بود. شاید به همین دلیل بود که این اشیا حتی پس از مرگ فتحعلی شاه نیز اهمیت خود را از دست ندادند.
ناصرالدین شاه (از نوادگان فتحعلی شاه) در سال 1274 هجری قمری دستور بازگرداندن تخت طاووس را صادر کرد، اگرچه در بسیاری از نقاشی ها و نقاشی های خود تاج کیانی بر سر نداشت و برخلاف سایر پادشاهان قاجار به ندرت بر تخت سلطنتی می نشست. او حتی اشعاری در مورد بازسازی تاج و تخت اضافه کرد و بدین ترتیب یک بار دیگر این نماد سلطنتی باستانی را در چرخه نمایش قدرت گنجاند.
امروز وقتی به جای تصویر دو پادشاه به پرتره فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه نگاه می کنیم، با دو شیوه متفاوت قدرت نمایی مواجه می شویم. یکی مشروعیت خود را در فراوانی نمادها، تاج ها، تاج و تخت ها و جواهرات جستجو می کند، دیگری برای ارائه تصویر مدرن تری از پادشاهی گام برمی دارد.






ارسال پاسخ