مصطفی نجفی در خراسان نوشت: یکی از سناریوهای محتمل در زمینه تحرکات اخیر و صف آرایی جدید نیروهای آمریکایی در منطقه، حرکت تدریجی به سمت محاصره دریایی ایران است. این مدلی است که قبلاً برای کشورهایی مانند ونزوئلا استفاده می شد و هدف اصلی آن اعمال حداکثر فشار اقتصادی بدون درگیری فوری در جنگ تمام عیار بود.
حضور قوی ناوگان و تجهیزات آمریکایی در آبهای اطراف ایران به واشنگتن این امکان را میدهد تا با تکیه بر نیروی دریایی، ابزار فشار مؤثری علیه صادرات انرژی ایران، بهویژه فروش نفت، ایجاد کند. با این حال، ایده تحمیل محاصره دریایی بدون پیامدهای امنیتی و واکنش ایران چندان واقع بینانه نیست.
در این زمینه، حداقل دو سناریو اصلی قابل تصور است: اول، سناریویی که در آن ایالات متحده یا متحدانش یک عملیات نظامی محدود و نمادین را انجام می دهند و به دنبال آن محاصره دریایی به عنوان ابزاری برای تکمیل و تثبیت اثرات آن انجام می شود. اقدامی که می تواند برای ارسال پیام بازدارنده بدون درگیر شدن در یک جنگ گسترده طراحی شود.
سناریوی دوم شروع تدریجی محاصره دریایی است. در آینده، واکنش ایران به این – اقدامات متقابل در دریا یا منطقه – می تواند به تشدید تنش ها و در نهایت یک درگیری نظامی منجر شود. نکته کلیدی در هر دو سناریو این است که محاصره دریایی نه به عنوان مقدمه ای برای حمله فوری، بلکه به عنوان ابزاری برای فرسایش اقتصادی که منابع مالی دولت را محدود می کند و فشارهای داخلی را افزایش می دهد، تلقی می شود.
هدف نهایی این رویکرد، بیثباتی کنترلشده و مجبور کردن تهران به پذیرش مذاکرات از موضع ضعف بدون درگیر شدن در یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیشبینی است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان یک متغیر تشدید کننده مهم است. ارزیابیهای امنیتی اسرائیل نشان میدهد که اگر اقدامات آمریکا محدود و نمادین باشد، پاسخ مستقیم ایران به اسرائیل نامشخص است. با این حال، اگر تهران به این نتیجه برسد که هدف نهایی از سرکوب، تغییر رژیم است، امکان گسترش دامنه درگیری و هدف قرار دادن اسرائیل به عنوان ابزاری برای فشار متقابل افزایش خواهد یافت.
این موضوع خود می تواند معادلات محاصره دریایی را به سمت یک بحران منطقه ای سوق دهد. در نتیجه، به نظر میرسد سناریوی محاصره دریایی ایران بهعنوان گزینهای مکمل برای هدایت جنگ و فشار حداکثری عملی شود. سناریویی که هدف آن کاهش ظرفیت صادرات نفت، فرسایش داخلی، افزایش هزینه های استراتژیک ایران و در نهایت شکست نظامی ایران و کشاندن جمهوری اسلامی به میز مذاکره با شرایط جدید است.
اما ماهیت شکننده این استراتژی به این معنی است که هرگونه محاسبات نادرست در هر دو طرف می تواند آن را از ابزار فشار به جرقه یک درگیری نظامی گسترده تر تبدیل کند.






ارسال پاسخ