گاردین: جنگ علیه ایران فرسایش نظامی و آشفتگی استراتژیک آمریکا را آشکار کرده است

گاردین: جنگ علیه ایران فرسایش نظامی و آشفتگی استراتژیک آمریکا را آشکار کرده است

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با هدف ترور مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران و تغییر حکومت آغاز شد. رویدادی مغایر با اهداف اعلام شده برای سال 2026، اما مطابق با رویای نئومحافظه‌کاران آمریکایی پس از 11 سپتامبر. اگرچه همه روسای جمهور ایالات متحده از آن زمان، و حتی خود «دونالد ترامپ»، به شدت ادعا کرده اند که جنگ هایی با هدف تغییر دولت را رد کرده و نخواهند کرد.

به گزارش ایسنا، «استفان ورتهایم»، مورخ و تحلیلگر برجسته سیاست خارجی آمریکایی و کارشناس ارشد برنامه امور دولت آمریکا در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، در یادداشتی همراه با این پیشگفتار که در روزنامه گاردین منتشر شد، نوشت: «زمانی که ترامپ حملات را اعلام کرد، به‌جای ادعای یک لیست اشتباه از همه تهدیدات قریب‌الوقوع19، به جای ادعای فهرستی از 9 تهدید قریب‌الوقوع، ایران را اعلام کرد. او مدعی شد که این جنگ جوابگوی نیازهای امروزی نیست، بلکه برای تسویه حساب های قدیمی است.

خصلت جاودانه این درگیری نه تنها در رهبران جنگجو که آن را آغاز کردند، بلکه در ساختار سیاسی آمریکا نیز دیده می شود. این جنگی است که به نظر می‌رسد فقط در میان آمریکایی‌های بالای 60 سال و با حمایت شدید در میان نسل‌های جوان‌تر از حمایت برخوردار است. در میان افراد زیر 30 سال، تنها یک پنجم از آن حمایت می کنند.

به طرز متناقضی، همین تعصب ضد جنگ ممکن است در تصمیم به جنگ نقش داشته باشد. با کاهش شدید حمایت از اسرائیل در میان هزاره ها، ترامپ و نتانیاهو احساس کردند که این تنها فرصت آنها برای دستیابی به هدف شومشان یعنی تغییر رژیم در ایران است.

ورتهایم در ادامه نوشت: با همه اینها، جنگ ایران نشان داد که آمریکا چقدر از نظر نظامی فرسوده و از نظر استراتژیک سردرگم شده است. در عرض چند هفته، دولت ترامپ مقادیر زیادی مهمات پیشرفته را در منطقه ای که امنیت آن در سند استراتژی امنیت ملی خود اولویت پایینی در نظر گرفته شده بود، تنها چهار ماه پیش رها کرد.

نشان داد که رئیس جمهور می تواند بدون هیچ توجیه عمومی جنگ بزرگی را به کشور تحمیل کند و حداقل یک ماه از عواقب آن جلوگیری کند. او جنگ افروزی خود را با تکیه بر کاخ سفید برای به راه انداختن جنگ هایی که توسط کنگره تایید نشده است، به سطح جدیدی رسانده است.

نویسنده معتقد است: “پس از پایان این دور نبرد، آمریکا می‌تواند حتی عمیق‌تر وارد درگیری‌ها در غرب آسیا شود. متحدان خلیج‌فارس احتمالاً تعهدات دفاعی قوی‌تری از واشنگتن خواهند خواست.”

مردم آمریکا اکنون باید درک کنند که یک جنگ ناموفق و غیرمردمی برای جلوگیری از جنگ های آینده کافی نیست مگر اینکه اقدام جمعی آنها هزینه سیاسی سنگینی را بر جنگ افروزان تحمیل کند.