مازندران قطب فوتبال یا کشتی؟ این مسابقه ورزشی از خانواده پویا پورعلی است. همه چیز در حاشیه دریای مازندران- جویبار در سال های پایانی دهه 1370 آغاز شد. یکی از اعضای خانواده تصمیم گرفت به کشتی گیران شهر بپیوندد و دیگری راه فوتبال را در پیش گرفت. اگرچه در این خانواده یک وزنه بردار وجود داشت، اما دو ستاره اصلی روی توپ و در بوق بودند.
جالب اینجاست که آنها سالی یکی دو بار همدیگر را می بینند و به چهره اصلی محله خود تبدیل می شوند. آکادمی کشتی حسن یزدانی در انتهای خیابان خانواده پویا ساخته شد. پاسخی به دوست دوران کودکیاش که به او میگفت این موجود نمیتواند فوتبال کریک انجام دهد و اینجا شهر کشتی است. با این حال پویا جواب خود را در زمین با شوتی محکم مقابل بزرگترین تیم فوتبال ایران یعنی پرسپولیس می دهد.
پویا بهترین گل خود را در این هفته به ثمر رساند. او جایی که خیلی ها فکر می کردند روی نیمکت خواهد بود جای خودش را گذاشت اما با یک ضربه قدرتمند درست زمانی که مدافعان پرسپولیس فکر می کردند حمله را دفع کرده اند. پورعلی بار دیگر این ضربه را به سمت علی بیرانوند زد که در دیدار مقابل تراکتور نتوانست گلزنی کند اما این بار ضربه بازیکن دیگر توسط دروازه بان تیم ملی دفع شد.
این آغاز موفق ترین جنگ فوتبال ایران بود. ضربه پورعلی به سایر بازیکنان هم سرایت کرد و سه گل زیبای دیگر نیز به ثمر رسید که نامزدهای گل ماه بهمن فوتبال ایران هستند.
این ضربه در غیاب هافبک دفاعی پرسپولیس به سمت دروازه رفت. مقاله ای که یحیی گل محمدی قصد داشت در زمستان دو سال پیش به پویا پورعلی بدهد. در حالی که میلاد سرلک دفترچه سربازی خود را پر کرد و به انزلی رفت، یحیی نزد همتای خود در ملوان رفت. اما پاسخ مهدی تارتار قطعی بود: از این خرید راضی نیستم!
با این حال یک سال و نیم پیش انتقال پورعلی به پرسپولیس در آستانه پایان بود. زمانی که پرسپولیس به دنبال جذب هافبک دفاعی به جای سعید مهری بود و قرار شد وحید هاشمیان را به جای کارتال انتخاب کند، پرسپولیس به سراغ پورعلی رفت و با این بازیکن مذاکره کرد.
البته موضوع فراتر از مذاکرات بود و این بازیکن رسما با قراردادی دو ساله به پرسپولیس پیوست اما رضا درویش اعلام کرد برای تکمیل این انتقال منتظر حضور هاشمیان در ایران خواهد بود اما هاشمیان تصمیم گرفت سعید مهری را در استانبول ببیند، شاید دوست داشته باشد! اتفاقی که نیفتاد تا اینکه پرسپولیس فرد دیگری را برای جایگزینی این بازیکن انتخاب کرد.
تقریباً در همان زمان تارتار پورعلی را از پرسپولیس ربود و حتی حاضر شد در ازای آن یک وینگر تکنیکی و سریع به تراکتور بدهد. زیرا او چیزی را در پویا دید که اسکوچیچ نتوانست در یک فصل آن را کشف کند و همین باعث شده بود که گل شماره شش به نقطه امنی تبدیل شود. جنگنده، شکارچی، باهوش، بازیساز و البته تیرانداز.
جالب اینجاست که قرارداد پویا با پرسپولیس چند میلیارد بیشتر از قرارداد با گلگهر سیرجان بود اما با این حال او به سیرجان رفت و این بازیکن به تیمی که با آن قرارداد بسته و در پیراهن آن بازی می کند گلزنی کرد. گلی که اگر تاخیر هاشمیان و درویش نبود، می توانست به صورت برگشتی هم به ثمر برسد!






ارسال پاسخ