مهداد باخشی ، ژانر در سینمای ایران حاوی نکات زیادی است. پس از گزارش ها تله Pejman Jamshidi متهم به خود/ قهرمان یا جعبه های کمدی؟ وت مثلث های عاشقانه مجروح شدند!/ چگونه بهرام بر نوع کمدی تأثیر گذاشت؟ وت تلاش هاوایی و خرچنگ ها برای خندیدن بینندگان در این گزارش ، ما بحث می کنیم که چرا کمدی ها خنده و معنی ندارند. در این گزارش ، ما در مورد آینده کمدی بحث می کنیم.
کمدی یک رقص ، آواز و شوخی نیست. نه تنها داستان و روایت های ملتهب و غیر طبیعی. در مقابل ، تنها موقعیت های سرخوشی که از طرف مخاطب می خندد نه تنها در تعریف کمدی است. در گزارش زیر یک ارتباط مفقود و مهم وجود دارد.
آنها در مورد چه نوع کمدی صحبت می کنند؟
Comedys در تلاش است تا یک زبان مشترک را با عموم مردم پیدا کند. زبانی که سالمندان و جوانان می توانند درک و پاسخ دهند. در سالهای اخیر ، مخاطبان فیلم های کمدی فقط می خندند. خنده ای که نقش استادان را بازی می کند. نقش یک ساعت و دارویی که مخاطب فروپاشی ناراحت کننده است. به یاد داشته باشید موقعیتی ایجاد می کند. متهم ممکن است اینگونه نباشد. پاسخی به تفکر و تأمل. مخاطب او و حتی پس از پایان فیلم را همراهی می کند. از طرف دیگر ، این اتفاق پس از تماشای یک فیلم کمدی در ذهن مخاطب رخ خواهد داد. این کمدی تأثیر فوری بر مخاطب دارد زیرا لحن ساده و روانی دارد و ظاهری سرگرم کننده و جذاب دارد. این ظاهر جذاب می تواند یک زیرنویس باشکوه داشته باشد. به عنوان مثال ، گفتگوی مهمی برای مخاطبان در طول موقعیت ها و خنده فیلم “مارمولک” از مخاطبان وجود دارد: “راهی برای رسیدن به خدا وجود دارد!” همین جمله رضا مارمولک ، قهرمان داستان و سرنوشت فیلم است. این جمله در کنار مخاطب باقی ماند ، زیرا او شخصیت فیلم و روشی را که تماشا می کرد تا زمانی که این گفتگو را بگوید می داند.
کمدی افتخاری!
بنابراین ، کمدی ها می توانند مفاهیم مهمی را در قالب هدیه در افراد عمومی و جامعه ارائه دهند. از بشریت و اخلاق گرفته تا انتقاد اجتماعی و اقتصادی. تأثیر کمدی ها می تواند بسیار بزرگتر از فیلم های اجتماعی باشد. اما این بستگی به روایت و شخصیت دارد. اگر این ساختارها در فیلم رعایت نشوند. این صفحه برمی گردد و هر مفهومی در فیلم سقوط خواهد کرد. حتی ممکن است ضد پروپاگاندا باشد.
فیلم “آدم” نمونه مهمی در این بحث است. از آنجا که او در تلاش است هم یک کمدی و هم برخی از ساختارهای اقتصادی را پیدا کند. اما تمام تلاش های او هدر رفته است. “عینک” به نابالی نیامد. در ابتدای فیلم ، بدون اینکه ما را به شخصیت ما معرفی کند ، او شروع به گفتن شعارها و دهان های مختلف می کند. فقط در آغاز داستان بدون شخصیت و روایت. او به جای اجازه دادن به روایت خود برای پیشرفت و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی به دستور کار ، او یک سوم فیلم را فریاد می زند. این فریادها به جز نویسنده و فیلمساز نبودی ، عملکردی ندارند. البته “عینک” نمونه ای عجیب است. زیرا اگر این یک اصل باشد ، غیرقابل قبول خواهد بود. از آنجا که شخصیت اصلی فیلم هویت خود را کاملاً تغییر داد و شخصیت دیگری شد. شخصیتی که نمی تواند نماینده مردم ایران در دنیای فیلم باشد.
بیایید آن را مجبور نکنیم!
همه فیلم های کمدی نباید انتقادات اجتماعی و بخشهای مهم اخلاقی ، انسانی یا اقتصادی داشته باشند. اگر شخصیت و روایت در متن جامعه امروز شرح داده شده است. در این ساختارها مشکلات ناخودآگاه وجود خواهد داشت. نویسنده و کارگردان می توانند این مشکلات را با قدرت ذهن صیقل دهند و بهترین راه را برای انتقال وی به مخاطب طراحی کنند. امروز ، مخاطبان سینمای ایران امروز تفسیرهای مختلف فیلم دارند. او به راحتی نکاتی را دریافت می کند و به پایان می رود. در نتیجه ، نیازی به زور نیست! فریاد برخی از مشکلات و مشکلات فقط ظرفیت و زمان فیلم را هدر می دهد. وقتی او می تواند شخصیت و روایت خود را بگذراند. امیدواریم که سینمای کمدی همچنان به مسیر توجه کند.
۵۹۵۹
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین
ارسال پاسخ