پشت صحنه ماشین ملی

پشت صحنه ماشین ملی

در عصر امروز، مفهوم “خودروی ملی” به پوسته ای سیاسی تبدیل شده است که هسته مرکزی آن به جای واقعیت صنعتی مبتنی بر قدرت داخلی، مبتنی بر واردات قطعات با فناوری پیشرفته است. در حالی که آمارهای رسمی وزارت صنعت، معدن و تجارت (SMAT) بر داخلی سازی بدنه، سخت افزار و قطعات مکانیکی ساده تاکید دارد، “نرم افزار مغزی” و وابستگی مطلق به سیستم های مکاترونیک پاشنه آشیل این محصول است.

به گزارش اعتماد، تحلیل عمیق فرآیندهای تدارکات خارجی نشان می دهد که تغییر ماهیت تحریم ها از محدودیت های تجاری ساده به محاصره های مالی هوشمند، در حال تغییر پارادایم تدارکات است. ما دیگر با یک فرآیند تجاری استاندارد روبرو نیستیم، بلکه با یک “جنگ چریکی لجستیکی” روبرو هستیم. اسناد رسمی نشان می دهد که خطوط تولید نه به دلیل مهندسی ضعیف، بلکه به این دلیل که در “چرخه های معیوب مالی” گیر افتاده اند و قادر به انتقال امن ارز نیستند، با تعطیلی مکرر مواجه می شوند.

مکانیسم‌های فعال‌سازی مانند اسنپ‌بک و فهرست سیاه FATF کانال‌های بانکی رسمی را مسدود کرده و صنعت را به سمت «اقتصاد سایه» و استفاده از شبکه‌های مبادلات غیررسمی با هزینه‌های سربار تا 30 درصد سوق داده است. این گزارش جزئیات این مکانیسم‌ها، هزینه‌های پنهان، و کاهش کیفیت قطعات ناشی از تامین اجباری تامین‌کنندگان چینی ردیف 3 را نشان می‌دهد.

یکی از رایج ترین سوء تفاهم ها، درک نادرست از مفهوم “عمق ساخته شده” است. اگر خودرو را مجموعه ای از فلز، شیشه و پلاستیک ببینیم، ادعای داخلی سازی 80 تا 90 درصد درست است، اما در تولید خودروهای مدرن، ارزش افزوده و کارکرد خودرو نه در بدنه فلزی بلکه در سیستم های الکترونیکی، مدیریت موتور و ایمنی فعال نهفته است. تجزیه و تحلیل BOM ابزار جدید پلت فرم SP100 نشان می دهد که وابستگی در لایه های هسته و استراتژیک به 100٪ رسیده است.

این واقعیت خشن به این معنی است که اگرچه ما توانایی فشار دادن بدنه و ریخته‌گری بلوک‌های سیلندر را داریم، اما برای «جان بخشیدن» به این فلزات به واردات وابسته هستیم. این وابستگی پنهان در بسیاری از موارد منجر به کاهش مفهوم «تولید» به «مونتاژ قطعات پیشرفته» شده است.

بحران زنجیره تامین در صنعت خودرو ایران از نوع «عدم تقارن ارزشی» است. چرا نبود قطعه 10 دلاری کل ماشین 10000 دلاری را باطل می کند؟ پاسخ در معماری الکترونیکی خودرو نهفته است. اگر میکروکنترلر خاصی در دسترس نباشد، ECU یک خطای سیستم صادر می کند و اجازه راه اندازی یا حرکت را نمی دهد.

در «عصر جدید تحریم ها» پارادایم تغییر کرده است. خودروساز ایرانی مجبور به «تغییر منبع» شد، اما نه به یک منبع قابل مقایسه، بلکه به بازارهای خاکستری. امروزه بخش خرید خارجی مجبور به مذاکره با واسطه های تجاری در دبی، استانبول یا گوانگژو است که اغلب هیچ دانش فنی در مورد قطعه ندارند.

ملموس ترین پیامد اختلال در زنجیره تامین، پدیده خودروهای معیوب است. هزاران خودرو در پارکینگ‌ها نگهداری می‌شوند و 99 درصد آنها مراحل تولید را طی کرده‌اند، اما تجاری‌سازی به دلیل نبود برخی قطعات الکترونیکی یا امنیتی امکان‌پذیر نیست.

شاید دردناک ترین پیامد این وضعیت از بین رفتن تدریجی زنجیره تامین داخلی باشد. قطعه سازان ایرانی در حال حاضر تحت فشار مضاعف هستند و اتحادیه ها هشدار داده اند که این روند منجر به بیکار شدن بیش از 400 هزار نفر در بخش قطعه خواهد شد.