تحلیل تقی آزاد آرامکی از ریشه های اجتماعی اعتراضات

تحلیل تقی آزاد آرامکی از ریشه های اجتماعی اعتراضات

اعتراضات اخیر که با اعتصاب سوپرمارکت‌ها آغاز شد و به دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و محله‌های شهری کشیده شد، بار دیگر شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران را آشکار کرد. این فقط ناآرامی موقت نیست، بلکه نشانه ای از انباشت چالش های حل نشده، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش اضطراب در مورد آینده است.

به گزارش شرق، در همین زمینه با تقی آزادآرامکی جامعه شناس درباره خاستگاه اجتماعی اعتراضات، تفاوت آن با موج های قبلی و پیامدهای آن برای آینده جامعه ایران گفت وگو کرده ایم.

این اعتراضات که این روزها با اعتصاب بازار آغاز شد، بعدها به خیابان ها، دانشگاه ها و محله ها کشیده شد. به نظر شما معنای اجتماعی این نقطه شروع چیست و چه تفاوتی با اعتراضات خیابانی دارد؟

اعتراضاتی که در دی ماه برگزار شد با اعتراضات قبلی تفاوت چشمگیری دارد. اولاً تحت عنوان فشارهای اقتصادی شکل گرفت. مردم به وضوح فهرست می کنند که نارضایتی آنها از کجا در زمینه زندگی روزمره آنها نشات می گیرد. از افزایش قیمت دلار تا کاهش ارزش پول ملی تا رکود اقتصادی و عوامل متعددی به طور غیرعادی نشان از عجیب بودن وضعیت اقتصادی کشور دارد.

علاوه بر این معضل، جامعه با ناکارآمدی مدیریتی و نوعی قفل در برابر اقدامات دولت مواجه است. در چنین شرایطی جامعه انتظار یک اقدام جمعی ملموس برای خروج از این وضعیت را دارد و اعتراضات در این نقطه رخ می دهد. این اعتراض کجاست؟ در بازار اهالی بازار و بازار یک لایه منطقی در جامعه ایران هستند. اساساً منطق بازار معامله و تجارت است. اینکه بازار واکنش نشان داده است یعنی شرایط واقعا سخت است. این یک ویژگی بسیار مهم است.

دومین ویژگی این است که اعتراضات از بازار به دانشگاه، خیابان، محله و بسیاری از گروه های اجتماعی در شهرهای مختلف سرایت کرد. این ترکیب نیروهای اجتماعی زیادی را در یک زمان در بر می گیرد. در مقام مقایسه، در برخی اعتراضات، مانند سال 1401، نیروهای اصلی عمدتاً زنان و جوانان بودند و مشکل، مشکل خاص و محدودتری بود. اما اینجا به مجموعه‌ای از عوامل برمی‌گردد که بسیاری از نیروهای اجتماعی را درگیر می‌کند.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است قدرت بیشتری به ارمغان بیاورد و ایران را در شرایط بحرانی تری قرار دهد. به نظر من از نظر تحولات و تحولات اجتماعی ایران در موقعیت بسیار مهم و ویژه ای قرار داریم. وضعیتی که نیازمند اقدام عاجل، جدی، همه جانبه و همه جانبه است.

همانطور که اشاره کردید اعتصاب کارگران بازار به دانشجویان و مردم عادی سرایت کرد. به نظر شما این همزمانی نشانه یک نارضایتی گسترده است یا با همپوشانی بسیاری از بحران های مختلف اجتماعی مواجه هستیم؟

در واقع ما با همپوشانی یک سری گلایه ها مواجه هستیم که نقطه مشترکی پیدا می کند و این سختی فضای زندگی و زندگی مردم است; به خصوص محدودیت های اقتصادی. ناگهان با شرایطی مواجه می شوید که باید یک میلیون و 200 هزار تومان گوشتی را بخرید که باید 800 هزار تومان تمام شود. جوجه ها، تخم مرغ ها و سایر مواد اولیه به طور قابل توجهی گران تر می شوند. مردم این وضعیت را می بینند و احساس گیر می کنند.

از سوی دیگر، اقتصاد ایران عملاً بسته است. تولید تعطیل است، بازار تعطیل است، کار نیست و کار کم است. این فقط گران نیست. در برخی موارد قیمت بالاست اما فعالیت تجاری و اقتصادی نیز وجود دارد. اما وقتی قیمت‌ها بالاست و تجارت و تولید تعطیل می‌شود، وضعیت خیلی بدتر می‌شود. او توضیح می دهد که در چنین شرایطی بودجه دولتی وجود ندارد، امکان افزایش قیمت وجود دارد، اما افزایش حقوق امکان پذیر نیست.

همه اینها نشانگر یک ترس بزرگ هستند. ترس از آینده ای که نمی توانید آن را پیش بینی کنید. این ترس جامعه را به کنش جمعی سوق می دهد. این اقدام جمعی ممکن است مبتنی بر یک نیت مشترک باشد، اما نارضایتی های دیگری به آن اضافه شود، شکاف های اجتماعی بسیج شود و در نهایت راه را برای یک بحران بزرگتر هموار کند.

آیا این اعتراضات را می توان ادامه اعتراضات سال های اخیر دانست یا با وضعیت اجتماعی جدیدی مواجه هستیم؟

در این مورد، آن ایرادها وجود دارد، اما دقیقاً یکسان نیستند. پس هم «آنها» در این اعتراضات حضور دارند و هم نیستند. جامعه ایران جامعه ای است با بحران های بی پاسخ و حل نشده. جامعه ای با انباشت بحران. این بحران ها روی هم باقی مانده اند.

مثلا بحران تحصیل کرده های بیکار. یکی از راه های مقابله با این موضوع، نقل مکان یا پیوستن به پلتفرم هایی مانند اسنپ بود. اما این روش ها نیز تا یک نقطه خاص کار می کنند، سپس متوقف می شوند. سپس بحران اشتغال، بیکاری تحصیلکردگان، بحران سرمایه، بحران اجتماعی و بحران مسکن ادامه خواهد داشت. همه اینها از قبل وجود داشته و امروزه به شکل خطرناک تری خود را نشان می دهند.

در چنین شرایطی، سیاست های کنترلی چه تأثیری بر بازتولید یا سرکوب اعتراضات می تواند داشته باشد؟

به نظر من دولت بهترین اقدامات پیشگیرانه را در این زمینه انجام داده است. اول اینکه بفهمیم و بپذیریم که این بحران محصول مشکلات خود ماست. هنگامی که یک بحران شناسایی شد، امنیت باید مدیریت شود، نه مداخله. بنابراین می بینیم رئیس جمهور در بازار با مردم صحبت می کند، وزارت علوم با دانشگاهیان تعامل دارد، اعلام می شود که هیچکس بدون کارت وارد دانشگاه نشود.

یعنی نیروهای امنیتی وارد دانشگاه نمی شوند و خود دانشگاه موضوع را مدیریت می کند. به نظر من اینها راه های درستی هستند. با این حال، اگر همه این رویکردها کنار گذاشته شود و منطقه بر امنیت تمرکز کند، ممکن است مشکلات بسیار جدی تری ایجاد کند.

آیا با این اظهارات می توان گفت که منشأ اصلی اعتراضات اخیر مشکلات مالی و ناامنی اقتصادی است؟

تا حد زیادی بله. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که دشمن نیز از این موقعیت سوء استفاده کرد. این به معنای عقب نشینی دشمن نیست. بهترین زمان برای سوء استفاده هم اکنون است. به خصوص در دنیایی که ترامپ وجود دارد و نوعی هیولا سیاسی به نمایش می گذارد. تهدید می کند، فشار می آورد، حتی ممکن است به سرکوب یا حمله فکر کند، اما این ربطی به اصل ماجرا ندارد. ما باید خودمان مشکلاتمان را حل کنیم. اگر وحدت ملی داشته باشیم، اگر معترضان را بشناسیم و صادقانه به آنها بگوییم که مشکل داریم و در صدد حل آن هستیم، دشمن کاری از پیش نخواهد برد.

من همیشه این مثال را می زنم: وقتی بدهکار هستید و طلبکار در خانه شماست، چند گزینه دارید. می‌توانی پنهان شوی، می‌توانی دعوا کنی، یا صادقانه بگوییم من پول ندارم، اما تضمین می‌کنم که می‌پردازم. در صورت سوم طلبکار نیز رضایت می دهد. جامعه هم همینطور. اگر جامعه احساس کند که حاکمانش صادقانه با آن رفتار می کنند و قصد واقعی برای حل مشکلات دارند، بدون از بین بردن آن از مشکلات جان سالم به در می برد. اما اگر با مردم برخورد شود و ظلم شود، جامعه وارد مسیر تخریب شده و محیط زیست را بحرانی‌تر می‌کند. دشمن جای اوست. نتانیاهو هست، ترامپ هست، غرب هست، روسیه هست، همه هستن.

اما ما باید به اصلاح روش های خود برگردیم. قبلاً هم گفته ام که باید وارد مرحله ای شویم که آن را «جمهوری سوم اسلامی» می نامم. راهی برای اصلاح و بازسازی به جای تجزیه.

فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی تا چه اندازه به بازگشت سریع اعتراضات کمک کرد؟ آیا می توان گفت که این وضعیت در پس اعتراضات اخیر نهفته است؟

جامعه امروز به جایی رسیده است که من به نظام برای ساختن آینده ام اعتماد ندارم. نگاه جامعه به آینده هر روز منفی تر می شود. این به معنای فروپاشی سرمایه اجتماعی است. حال سوال اینجاست؛ چه باید کرد این سرمایه اجتماعی باید احیا شود. آیا دولت یا نظام سیاسی به تنهایی می تواند این کار را انجام دهد؟ نه لزوما. بازیگران دیگری هم هستند. مهمترین آنها طبقه متوسط ​​ایران است. باید اجازه داد طبقه متوسط ​​وارد بازی شود، سرمایه اجتماعی خود را گسترش دهد، سرمایه اجتماعی تولید کند و به نوعی واسطه اجتماعی عمل کند تا جامعه از فروپاشی، عصیان، بی زمانی و انزوا نجات یابد و روحیه جدیدی به دست آورد.

سینمای ایران، موسیقی ایرانی، اساتید، شاعران و نویسندگان ایرانی موجودات بسیار مهمی هستند، اما به جای دعوت از آنها، اغلب آنها را تنبیه می کنیم. با این حال حتی یک سرود، یک شعر، یک قطعه موسیقی، صدای دل انگیزی که در جامعه طنین انداز می شود، می تواند جامعه را شاد کند و حداقل آن را از اعمال خشونت آمیز دور کند تا جامعه منتظر اصلاح باشد. این کاری است که باید انجام شود.

به نظر شما آیا امکان و اراده ای برای ساخت چنین جاده ای وجود دارد؟

واقعا هیچ گزینه دیگری وجود ندارد. آشتی با جامعه کار سختی نیست. این موضوع به عقلانیت برمی گردد. عقلانیت همیشه در شرایط عادی رخ نمی دهد. عقلانیت خود را در نیازها و تنگناها نشان می دهد. اکنون به نقطه ضرورت رسیده ایم. اینجاست که عقلانیت می تواند وارد عمل شود و کمک کند. من انتظار دارم چنان عقلانیتی در نظام سیاسی ظهور کند که ما را از این بحران نجات دهد.

به نظر شما جامعه ایران وارد مرحله عادی شدن اعتراضات شده است؟

نه اصلا عادی نیست عادی سازی یعنی جامعه اعتراض کند، مثلاً مردم ساعت هشت صبح اعتراض کنند، بعد بروند خانه و زندگی ادامه پیدا کند. اما این وضعیت با خشونت همراه است. اعتراضات بیشتر می شود، هیجانات بیشتر می شود، دشمن سعی می کند تحریک کند و جامعه هر چه پیش می رود هیجان بیشتری پیدا می کند. این یک وضعیت عادی نیست. ممکن است یک بن بست وجود داشته باشد، خشونت ممکن است ایجاد شود، و حتی ممکن است به مداخله خارجی منجر شود. هیچ کدام از اینها نشانه عادی شدن نیستند. در این میان باید راهی برای خروج انتخاب کرد.