نقد سریال محکم/کاری که خیلی زود به فراموشی سپرده می شود

پژمان جمشیدی در سریال محکم

بعدی- سریال «محکم» به پایان رسید و آخرین قسمت آن به تازگی منتشر شد.

بر اساس گزارش فردا، این سریال با شروع خوبی که داشت می توانست اثر جالبی در ژانر پلیسی باشد. با این حال خرده روایت های غیرضروری، اتفاقات تکراری و شخصیت پردازی ضعیف، «زندانی ها» را به اثری تبدیل کرده که مخاطب به راحتی می تواند آن را فراموش کند.

طبق داستان سریال توانسته فضای مناسبی را از نظر پالت رنگ ایجاد کند. رنگ ها تیره و سرد هستند. موسیقی نیز به خوبی مخاطب را با فضا پیوند می داد. اما در مورد گریم چیزی نمی توان گفت چون گریم صورت ادیب فروتن با بازی پژمان جمشیدی متفاوت بود.

روایت های تکراری و شخصیت پردازی ضعیف

سریال «محکوم» پایان‌های هر قسمت را محاسبه می‌کرد و توانست گره‌ها را تا پایان حفظ کند، اما نتوانست از حد معینی بالاتر برود. این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که چه کسی دختر را کشته یا چه اتفاقی برای مهیار افتاده است، اما مشکل اینجاست که نمی توان یک شخصیت جذاب در تمام قسمت ها شکل داد. بیننده علاقه ای به پیشرفت داستان ندارد. همچنین برخی از خرده روایت ها آنقدر غیرضروری بود که خسته کننده شد. برخی از ایده های سریال فرسوده و قدیمی بود. بنابراین، مخاطبان به آنها نپیوستند. چون این را قبلا در سریال های دیگر این ژانر دیده بود.

پژمان جمشیدی در سریال محکم

هرج و مرج در نگاه شخصیت ها، بازی ها و روایت در سریال تا پایان بیشتر شد. “زندانی” به جای ایجاد تجربه ای درونی از شخصیت ها به خودنمایی ادامه داد. نتیجه چیزی جز تصویری نبود که بیننده را از داستان منحرف کند. موقعیت‌ها، کادربندی‌ها، بازی‌های مصنوعی به این معنا بود که مخاطب شخصیت را نمی‌دید، اما تابلوی زشتی از شخصیت‌ها را مشاهده می‌کرد.

علاوه بر این، رفتار شخصیت ها با موقعیت ها همخوانی نداشت، واکنش پسر محکوم به انتقام یا دختری که پدرش به قتل رسید، با واقعیت های جامعه همخوانی نداشت. این شکاف باعث شد که بازی ها ناپایدار و قانع کننده نباشد. بازی های این مجموعه فراز و نشیب های زیادی داشته است. برخی از بازیگران نقش خود را در حد توان خود ایفا کردند. هرچند در برخی صحنه ها نیز ضعیف عمل کردند. این را تماشاگران در اجرای ساره بیات و کوروش تهامی به وضوح می بینند. پژمان جمشیدی بازی قابل قبولی انجام داد. او در مقابل مهران غفوریان نقش ضعیفی را ایفا کرد که کپی برداری از شخصیت او در «زحم کاری» بود.

محکوم کرد

کشف حقیقت در ژانر رازآلود و جنایی نیازمند مراحل مستمر و منطقی است. “محکومیت” در ابتدا به درستی متوجه شد، اما با پیشروی این روند را رها کرد. جستجوی قاتل و ارباب به موضوعی داغ تبدیل شده است. سازندگان سعی کردند داستان های دیگری را در دل داستان اصلی روایت کنند تا آن را جذاب کنند، اما آنقدر ناهماهنگ این کار را انجام دادند که مانند عشق نسرین به ادیب، مخاطب به داستان پرداخت. مخاطب نمی فهمد که چطور ممکن است یک نفر به این سرعت عاشق شود و دوباره عاشق شود. در واقع داستان اصلی جای خود را به خرده روایت ها می دهد. با این حال در قسمت های آخر باز هم سراغ قاتل و مهیار می رود اما نتیجه چیزی جز سکانس های غیرجذابی از انواع قتل ها نیست.

در «زندانی» تا پایان سفر هیچ پیشرفتی در روایت وجود نداشت. تکرار موقعیت ها و عدم سازماندهی در کنش ها باعث شد سریال ایستا شود و نتواند مخاطب را جذب کند. در نهایت، «محکوم» تنها یک تراژدی سنگین تا پایان بود و تاثیر چشمگیری نداشت. سریالی که نوید یک اثر جذاب در ژانر معمایی با شروعی خوب را می دهد اما در پایان چیزی برای ارائه ندارد.