موضوع اسرای داعش یکی از پیچیده ترین و خطرناک ترین میراث جنگ علیه این سازمان تروریستی در سوریه و عراق است. انتقال سازمان یافته اسرای خطرناک داعش از بازداشتگاه های تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) در استان حسکه به منظور تامین امنیت زندان های عراق که به درخواست رسمی دولت بغداد و با هماهنگی و حمایت لجستیکی ارتش آمریکا انجام شد، می تواند نقطه عطفی در مدیریت امنیتی این بحران امنیتی انسانی باشد.
مقامات عراقی از جمله سخنگویان قضایی و امنیتی اعلام کردند که این زندانیان اتباع عراقی، اروپایی، آسیایی و عرب کشورهای دیگر هستند و طبق قوانین عراق محاکمه و محاکمه خواهند شد. از سوی دیگر، ترکیه از تشدید بی ثباتی ابراز نگرانی کرد و خواستار حفظ آتش بس در سوریه در این دوره انتقالی شد. آنکارا به صراحت اعلام کرد: هر گونه بی ثباتی می تواند منجر به فرار این تروریست ها و احیای شبکه های آنها شود.
انتقال اسرای داعش مستقیماً ناشی از بحران امنیتی نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) است. این نیروها سال ها است که هزاران اسیر داعش از جمله جنگجویان خارجی خطرناک را در بازداشتگاه های موقت و اغلب غیر استاندارد استان حسکه نگهداری می کنند. گزارش رویترز همچنین به وضوح اشاره می کند که نیروی محرکه اصلی تسریع در انتقال، ترس از “فروپاشی کنترل نیروهای SDF بر این زندان ها” به دلیل فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی است. از دست دادن حتی یکی از این زندان ها به دست گروه های مسلح یا شورشیان رقیب می تواند منجر به آزادی صدها تروریست با تجربه و ایجاد یک بحران امنیتی فوری شود.
از منظر اقتصادی، حفظ این زندان ها برای نیروهای دموکراتیک سوریه هزینه بر است و منابع مالی و انسانی را از این نیروها منحرف می کند. انتقال زندانیان می تواند این فشار را تا حدودی کاهش دهد و امکان تمرکز بیشتر بر دفاع از منطقه را فراهم کند. با این حال، این اقدام نشان دهنده اتکای شدید نیروهای SDF به حمایت خارجی (ایالات متحده) برای حل مشکلات داخلی خود و تضعیف مواضع چانه زنی آن در برابر دولت اسد یا ترکیه است. ترکیه که نیروهای دموکراتیک سوریه را شاخه سوریه پ.ک.ک می داند، از هیچ اقدامی که موقعیت این نیروها را تثبیت کند، خرسند نیست. اظهارات وزیر خارجه ترکیه در خصوص لزوم حفظ آتش بس را باید در این زمینه تفسیر کرد: آنکارا نمی خواهد این انتقال منجر به تقویت بیشتر نیروهای SDF شود. در بعد استراتژیک، اگر انتقال اسرا به عنوان کاهش درگیری بین آمریکا و نیروهای دموکراتیک سوریه و داعش در سوریه تعبیر شود، ممکن است فضا را برای دولت اسد و متحدانش (روسیه و ایران) باز کند تا در این مناطق بیشتر عمل کنند.
عراق با پذیرش این اسرا عملاً بار مسئولیتی را به دوش می کشد که بسیاری از کشورهای ثروتمند (به ویژه اروپایی ها) از پذیرش آن سرباز می زنند. با این حال، هزینه این تصمیم بسیار بالا است. از منظر اقتصادی، بازداشت، محاکمه و زندانی شدن هزاران نفر از افراد رادیکال مستلزم تخصیص بودجه های کلان، توسعه زیرساخت های امن زندان و آموزش پرسنل ویژه است. سیستم قضایی عراق که در حال حاضر با چالش های جنگ و فساد دست و پنجه نرم می کند، ممکن است تحت این فشار اضافی ناکارآمد شود. اگر انتقال زندانیان با حوادث امنیتی (مانند شورش زندان یا حملات انتقام جویانه) همراه باشد، پیامد سیاسی ممکن است افزایش انتقاد داخلی از دولت باشد. اما تبدیل شدن عراق به “نگهبان اصلی” داعش می تواند این کشور را در کانون توجه قرار دهد و بقایای این گروه را هدف قرار دهد.
زیرا این گذار آینه ناتوانی یا عدم تمایل جامعه جهانی به ویژه اروپا در یافتن راه حلی جامع برای مشکل جنگجویان خارجی داعش است. گزارش المانیتور تأیید کرد که شهروندان اروپایی در میان 150 زندانی اول منتقل شده بودند. کشورهای اروپایی سال هاست که با موضوع بازگرداندن شهروندان خود که به داعش در سوریه یا عراق پیوسته اند دست و پنجه نرم می کنند. مخالفت عمومی، مشکلات امنیتی و حقوقی در مورد استرداد، و هزینه های بالای محاکمه و حبس منجر به ظهور سیاست «دوری از مسئولیت» شد.
زیرا انتقال این افراد به عراق عملاً مسئولیت را به کشوری با سیستم قضایی متفاوت و مشکلات امنیتی خاص خود منتقل می کند. از منظر حقوق بین الملل، این اقدام مشکوک است زیرا ممکن است برخی از این شهروندان در عراق بر اساس استانداردهای محاکمه مشترک در کشورهای مبدأ خود محاکمه نشوند یا با مجازات اعدام روبرو شوند که در اتحادیه اروپا لغو شده است. نقش ایالات متحده به عنوان یک “تسهیل کننده” و “حمایت کننده لجستیکی” را نیز می توان در نظر گرفت. واشنگتن با تسریع در این انتقال، یک مشکل امنیتی فوری را برای متحد خود (SDF) در کوتاه مدت حل می کند، اما ثبات متحد دیگر خود (عراق) را در دراز مدت به خطر می اندازد. این تناقض به وضوح در استراتژی خاورمیانه ای آمریکا دیده می شود.
انتقال زندانیان به عراق چالش های حقوق بشری و حقوقی پیچیده ای را به همراه دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. برای پیگرد قانونی این افراد، عراق عمدتاً از قانون ضد تروریسم 2005 استفاده می کند که طیف وسیعی از اتهامات را در بر می گیرد و در بسیاری از موارد مجازات اعدام را در پی دارد. سازمان های حقوق بشری مانند عفو بین الملل بارها از محاکمه های خلاصه، استفاده از اعترافات اجباری و صدور احکام اعدام دسته جمعی در عراق انتقاد کرده اند. این در حالی است که انتقال اتباع خارجی به این سیستم قضایی می تواند به بحران های دیپلماتیک بین عراق و کشورهای مبدأ آنها منجر شود. خانواده های این زندانیان و وکلای آنها در اروپا احتمالا به دادگاه های حقوق بشر اروپایی شکایت خواهند کرد. از منظر حقوق بشر، شرایط بازداشت در زندان های عراق به خودی خود یک مشکل است، زیرا آنها با مشکلات جدی مانند ازدحام بیش از حد و خدمات ناکافی مواجه هستند. زیرا اضافه شدن هزاران زندانی رادیکال دیگر می تواند این شرایط را به نقطه انفجاری برساند و به شورش های مرگبار منجر شود.
با این حال، اظهارات هفته گذشته «دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد» در انتقاد از عدم شفافیت و خطرات حقوق بشری این انتقال تقریباً نادیده گرفته شد. از منظر نهادی، این انتقال همچنین به معنای تقویت نهادهای امنیتی دولت عراق (وزارت دفاع، خدمات امنیتی) در برابر نهادهای غیرنظامی و قضایی است، زیرا این تصمیم صرفاً به دلایل امنیتی گرفته شده است. انتقاد این چارچوب نسبت به روند فعلی این است که «ضعف نهادی» و راهحلهای امنیتی کوتاهمدت بر استراتژیهای بلندمدت مبتنی بر حقوق غالب است.
در این زمینه، برای عراق، منافع (امنیت داخلی از طریق جلوگیری از فرار زندانیان) به نظر می رسد که بر هزینه های احتمالی (بار مالی، خطر جدید امنیت داخلی)، به ویژه با فرض حمایت خارجی، بیشتر باشد. برای ایالات متحده، منافع (حفظ ثبات اتحاد SDF، اجتناب از یک فاجعه اعلام شده) می تواند با هزینه نسبتاً کم (حمایت لجستیکی) به دست آید. سود کشورهای اروپایی (جلوگیری از خشم عمومی و هزینه های سیاسی داخلی) از انتقال مسئولیت به عراق ناشی می شود.
از این منظر، انتقال زندانیان به عراق نوعی «صدور بحران» از غرب است. جنگ علیه داعش که با سیاست های غرب در خاورمیانه گره خورده است، اکنون هزینه نهایی خود را از مردم عراق متحمل می شود. این اقدام همچنین می تواند به تحکیم موقعیت دولت مرکزی عراق به عنوان حافظ منافع امنیتی غرب در منطقه کمک کند. در همین حال، هزینه های انسانی و مالی بر دوش جامعه عراق است. داده های کیفی از این تحلیل پشتیبانی می کند، مانند عدم تمایل اروپا به پرداخت هزینه های قابل توجه برای حمایت از این گذار.
به طور کلی، این حرکت نشان دهنده اولویت منافع ملی هر کشور است: منافع ملی آمریکا حفظ ثبات موقت در سوریه و اجتناب از شکست نمایشی است، حتی به قیمت ایجاد خطرات بلندمدت برای عراق. منافع ملی عراق جلوگیری از ناامنی فوری در مرزهای شرقی آن است، حتی اگر به معنای پذیرش یک بمب ساعتی برای امنیت داخلی باشد. منافع ملی کشورهای اروپایی حفظ صلح سیاسی داخلی است. در این معادله قدرت، بازیگرانی که قدرت چانه زنی کمتری دارند (مانند SDF و تا حدودی عراق) مجبور به پذیرش شرایط سخت تری هستند. علاوه بر این، انتقال مسئولیت امنیتی به عراق بدون انتقال متناسب قدرت (به عنوان مثال، کمک های نظامی یا امنیتی همه جانبه) تعادل جدیدی ایجاد می کند که شکننده و مستعد فروپاشی است. این می تواند منجر به بی ثباتی بیشتر در آینده شود.
منبع: خبرآنلاین






ارسال پاسخ