در این روزها که بلاتکلیفی و اضطراب زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، مدرسه که یکی از امن ترین فضاهای اجتماعی برای کودکان است، دیگر پناهگاهی دائمی برای برخی خانواده ها نیست. پس از گسترش موج جدید اعتراضات، محدودیتها، افزایش محدودیتها و نگرانیها در مورد احتمال درگیری در خارج از کشور، برخی از والدین با این سوال جدی مواجه هستند: آیا فرستادن فرزندانشان به مدرسه هنوز تصمیمی مطمئن است؟
به گزارش شرق، طی هفته های اخیر زمزمه هایی مبنی بر کاهش حضور دانش آموزان در برخی مدارس شنیده می شود. خانواده هایی که ترجیح می دهند فرزندان خود را از ترس ناامنی یا حتی حمله ناگهانی در خانه نگه دارند. اگرچه این تصمیم به دلیل نگرانی و حمایت اتخاذ شده است، اما تصمیمی است که پیامدهای آموزشی، روانی و اجتماعی گسترده ای برای کودکان و آینده آنها دارد. نبود آمار رسمی از میزان این غیبت ها تصویر روشنی از گستردگی این پدیده ارائه نمی دهد.
اما روایت های میدانی و مصاحبه با والدین، معلمان و کارشناسان نشان می دهد ترس و ناامنی از امنیت فضاهای آموزشی امروزه به یکی از دغدغه های جدی خانواده ها تبدیل شده است.
اولویت نمره نیست بلکه زندگی کودک است
“چند روزی است که پسرم را به مدرسه فرستادم، بیشتر به خاطر اضطراب مادرش است، اگر جنگ یا حمله ای شود تکلیف فرزندان ما چه می شود؟” او می پرسد؛ این را پدر یک دانش آموز کلاس هشتم ساکن کراچک می گوید.
او توضیح می دهد که مدرسه فرزندش یکی از مدارس قدیمی منطقه است. مدرسه ای که سال ها در زیرزمین سرپناه داشت، اما با گذشت زمان و افزایش جمعیت دانش آموزی، زیرساخت های آن به اندازه کافی توسعه نیافته بود: «مدرسه بزرگ شد، تعداد دانش آموزان زیاد شد، اما سرپناه همان است، اگر واقعاً اتفاقی بیفتد، بچه ها اصلاً جا نمی گیرند، معلوم نیست چه بلایی سر بچه های ما می آید».
به گفته این پدر، در روزهایی که فضای عمومی جامعه داغ می شود، اضطراب خانواده ها تشدید می شود. به خصوص در دوره هایی که شایعات یا اخبار غیررسمی در مورد احتمال حمله یا درگیری در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.
مدرسه دیگر پیگیری نمی کند
این دغدغه ها رفته رفته به نوعی عادی شدن غیبت دانش آموزان منجر شد. مادر یکی از دانش آموزان متوسطه اول هم می گوید: اوایل حتی وقتی اینترنت قطع بود یا تازه وصل می شد، معلمان در شبکه شاد بودند و نبودند، معلوم بود چه کسانی سر کلاس هستند و چه کسانی نیستند، اما دیگر حتی اینطور نیست، به نظر می رسد مهم نیست بچه در کلاس باشد یا نه.
او به نکته دیگری هم توجه می کند که به گفته پسرش این روزها فضای کلاس را پیچیده تر کرده است. تلاش معلمان برای فشرده سازی برنامه درسی: فرزندم می گوید این روزها معلم ها زیاد درس می دهند، مطالب زیاد شده، انگار می خواهند تا آخر سال همه مقاطع را تمام کنند، اگر اتفاقی بیفتد می توانند بگویند درس را یاد گرفته ایم.
به گفته این مادر، این تسریع در آموزش، فشار مضاعفی بر دانش آموزان وارد می کند. دانش آموزانی که باید با نگرانی های بیرونی و همچنین افزایش تکالیف و امتحانات کنار بیایند. “استرس، تاخیر و تکالیف زیادی وجود دارد. بچه واقعا تحت فشار است.”
افزایش بی تفاوتی دانش آموزان
نتیجه این وضعیت فقط به غیبت از کلاس خلاصه نمی شود. او می گوید که کم کم علاقه پسرش به مدرسه کم می شود: “کودک دیگر انگیزه ای ندارد. وقتی می بیند که کلاس ها مرتب تعطیل می شود و درس ها ناتمام می ماند، بی تفاوت می شود.”
این مادر تاکید می کند که در چنین شرایطی خانواده ها مجبورند بین تحصیل و امنیت یکی را انتخاب کنند. به گفته وی این انتخابی است که برای بسیاری از والدین مشخص است: الویت ما در حال حاضر حفظ جان فرزندمان است، اگر در کلاس هایش اختلال ایجاد شود شاید جبران شود اما زندگی اش بر نمی گردد.
او با بیان اینکه این تصمیم فقط مختص خانواده هایشان نیست بلکه در محله هایشان هم سرایت کرده است، می گوید: خیلی از مردم محله ما بچه هایشان را به مدرسه نمی فرستند، با هم صحبت می کنیم و می بینیم که تقریباً همه دغدغه یکسانی دارند.
در حالی که این وضعیت ادامه دارد، به گفته این مادر، سال تحصیلی جاری از ابتدا ناراحتی های زیادی را به همراه داشته است. از تعطیلات مکرر تا آموزش مجازی بی کیفیت و عدم ثبات در آموزش: «تعداد روزهایی که بچه ها درست درس می خوانند از اول سال بسیار کم بوده است، یا تعطیلات بوده، یا آموزش مجازی بی کیفیت یا درس های نیمه وقت، ضمن اینکه وقتی این ترس ها اضافه می شود، طبیعی است که در تحصیل بچه ها افت جدی داشته باشیم».
من ترجیح می دهم بچه را جلوی چشمانم داشته باشم
چنین دغدغه هایی به حاشیه شهر محدود نمی شود. در مرکز شهر تهران خانواده هایی هستند که هر روز با همین نگرانی و تردید، تردید دارند که آیا فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. مادر یکی از دانشآموزان دوره ابتدایی میگوید که در شرایط کنونی دیگر آموزش در راس اولویتهای او نیست. من تمام این مدت نگران مدرسه بودم. ترجیح می دهم آن را درست جلوی چشمانم داشته باشم. خدا نکند اگر اتفاقی بیفتد حداقل برای خانواده و ما.»
او تاکید می کند که حضور فرزندش در مدرسه به جای آرامش برای او به یک منبع دائمی اضطراب تبدیل شده است. اضطرابی که با هر خبر، شایعه یا تنش جدید بیشتر می شود: “وقتی او به مدرسه می رود، ذهنم قطع نمی شود. به این فکر می کنم که اگر اتفاقی بیفتد، چه می شود؟ اگر درگیری پیش بیاید، چه می شود؟ اگر به او حمله شود، چه؟
مدرسه رفتن یا نرفتن خیلی فرقی نمی کند
روایت های دانش آموزان و همچنین نگرانی های والدین، تصویری متفاوت از بحران امروز آموزش و پرورش ترسیم می کند. دختر این خانواده که در کلاس اول متوسطه درس می خواند نگاه انتقادی تری به مدرسه دارد و به «شرق» می گوید: حقیقت این است که مدرسه رفتن یا نرفتن ما خیلی فرقی نمی کند، سیستم آموزشی آنقدر ضعیف شده که بسیاری از معلمان آنقدر ضعیف درس می دهند که حضور ما تاثیر خاصی ندارد.
او می گوید که مدرسه به جای یادگیری چیزی تبدیل به مکانی برای گذراندن وقت شده است: «تنها چیز خوب این است که با دوستانمان ملاقات کنیم و کمی خوش بگذرانیم، در غیر این صورت از نظر تحصیلی برای ما مفید نیست.
این دانش آموز بی توجهی مدرسه به حضور دانش آموزان را نشانگر همین وضعیت می داند و می گوید: حتی در زمان اعتکاف مدرسه به شما گفته بود که در سامانه ثبت نام کنید، شما در اعتکاف هستید، اصلاً برای ما فرقی نمی کند که بروید یا نه. به گفته وی، این رویکرد باعث شد که دانش آموزان نسبت به مدرسه احساس تعلق و مسئولیت نکنند.
آینده ای نامعلوم
این دانشآموز میگوید اضطراب، اگرچه وجود دارد، اما کم کم به بخشی عادی از زندگی آنها تبدیل شده است. اما تاثیر این محیط ناامن تنها محدود به دغدغه های روزمره نبود، بلکه بر آینده تحصیلی او نیز سایه افکند. با وجود اینکه زمان انتخاب رشته اش نزدیک است، اما می گوید هنوز ایده روشنی درباره مسیر تحصیلی اش ندارد: “من باید رشته ای را انتخاب کنم، اما واقعا نمی دانم چه کار کنم. مدرسه چیزی به من یاد نداده است که بدانم به چه چیزی علاقه دارم. نه مهارتی وجود دارد، نه راهنمایی درست، نه انگیزه ای.”
به گفته وی، نظام آموزشی نتوانسته بستری برای کشف استعدادها و هدف گذاری فراهم کند، تصریح کرد: انگیزه خاصی برای ادامه تحصیل ندارم، اگر اصرار خانواده ام نبود شاید اصلا ادامه نمی دادم و برایم خیلی مهم نیست.
مادرش با شنیدن این سخنان، نگرانی دیگری را به نگرانیهایش اضافه میکند: نگرانی نسلی که بدون چشمانداز روشن، در میان ناامنی، بیثباتی و تحصیلات قدیمی بزرگ میشوند.
در یک کلاس 18 نفره 5 نفر حضور دارند
توضیحات معلمان با آنچه خانواده ها و دانش آموزان می گویند مطابقت ندارد. علی معلم پایه دوازدهم کرج بیان می کند که کاهش محسوسی در حضور دانش آموزان در کلاس ها مشاهده شده است.
به گفته وی، در ماههای اخیر به دلایل مختلف از جمله تعطیلات مکرر، آلودگی هوا و مشکلات معیشتی، تمایل دانشآموزان به مدرسه کاهش یافته است: از ابتدای آذرماه تا پایان دیماه تعطیلات زیادی به دلیل آلودگی هوا بود و عملاً تقریباً دو ماه از برنامه درسی عقب افتادیم، در کلاسی که 18 دانشآموز معمولاً فقط 5 تا 6 نفر حضور دارند.
به گفته این معلم، بسیاری از دانش آموزان مکانیک برای گذران زندگی خود کار می کنند، در حالی که برخی به دلیل بیماری یا بی انگیزگی از رفتن به مدرسه خودداری می کنند.
علی با اشاره به پیگیری های مدرسه گفت: مدرسه به طور مرتب با اولیاء تماس می گیرد و غیبت را اعلام می کند، اما این امر تاثیر چندانی ندارد و با وجود اینکه دانش آموزان پایه دوازدهم برای دریافت دیپلم نیاز به حضور در کلاس دارند، اما بسیاری از آنها انگیزه حضور ندارند.
به یاد گذشته
هنوز در حافظه جمعی خانوادهها و دانشآموزان زنده است که در آذر و زمستان 1401 موجی از «مسمومیتهای زنجیرهای» در مدارس سراسر ایران رخ داد. این حادثه که باعث مراجعه دانش آموزان زیادی به بیمارستان و نگرانی والدین شده بود، در مدت کوتاهی به 25 استان کشور سرایت کرد. با این حال، علت دقیق این رویدادها هرگز به وضوح بیان نشد. پس از تشکیل کمیته جمع آوری اطلاعات، سرانجام وزارت اطلاعات در اردیبهشت 1402 بیانیه ای صادر کرد و این مشکل را ناشی از استفاده از «بمب های بدبو»، «بازی و شیطنت» و «شیطنت» اعلام کرد.
هرچند آن دوران با بحران کنونی متفاوت بود، اما همین تجربه آن دوران نوعی خاطرات مضطرب و ناامن در ذهن خانواده ها به جا گذاشت که ناخودآگاه نگرانی آنها را نسبت به سلامت و امنیت فرزندانشان افزایش داد.
سلامت دانش آموزان؛ خط قرمز
برای پیگیری غیبتهای دانشآموزان در روزهای اخیر با وزارت آموزش و پرورش تماس گرفت و با توجه به پاسخ علی فرهادی سخنگوی این وزارتخانه در نشست خبری ۱۴ بهمنماه: «حضور منظم دانشآموزان در کلاسهای درس اولویت اصلی و سلامت آنان خط قرمز تصمیمگیری است. تعطیلی مدارس و یا غیبت فقط با نظر استانداران و قوانین اجرایی کشور امکانپذیر است. به صورت برنامه ریزی شده و تحت نظارت مناسب، اما هدف اصلی، ادامه تحصیل و آموزش یک به یک است.
فرهادی همچنین تاکید کرد: در تصمیم گیری ها سلامت و آموزش دانش آموزان حرف اول را می زند، تعطیلی دسته جمعی آخرین گزینه است و استانداران و رؤسای شوراهای آموزش و پرورش استان ها مسئول تصمیم گیری در مورد بازگشایی مدارس هستند.
عاملی برای افت تحصیلی
ناگفته نماند که تعطیلی مکرر مدارس، غیبت های کوتاه مدت و غیبت های داوطلبانه از خانواده ها تأثیر مستقیمی بر کیفیت یادگیری دانش آموزان دارد. تحقیقات نشان میدهد که در سالهای اخیر، مشکلات کیفیت آموزشی و نیز نوسانات حضور دانشآموزان باعث کاهش قابل توجه عملکرد تحصیلی شده است. به گفته حجت الله فنادی محقق نظام آموزشی و استاد دانشگاه، وقتی نمرات امتحانات نهایی خرداد 1404 بررسی می شود، مشاهده می شود که اختلاف معدل رشته های تحصیلی دانش آموزان، نابرابری جدی در تحصیل را نشان می دهد.
وی در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه بین دانش آموزان با معدل 5.26 در شهرستان میرجاوه استان سیستان بلوچستان و دانش آموزان با معدل 14.84 در منطقه 6 تهران حدود 9.5 امتیاز اختلاف وجود دارد، اظهار کرد: اختلاف نظر بین دانش آموزان با معدل 5.26 است. همچنین معدل کل دانش آموزان رشته ریاضی فیزیک شهرستان دلگان همان استان 3.19 است که تقریباً 12 امتیاز کمتر از همتایان خود در تهران است. در استان کرمان دانش آموزان شهرستان جازموریان که معدل آنها 5.12 است تقریباً 7.5 امتیاز کمتر از دانش آموزان شهرستان ماهان با معدل 12.57 است. وی تاکید می کند که این تفاوت ها به دلیل تفاوت استعدادها نیست، بلکه به دلیل کیفیت پایین آموزش و تعطیلی مکرر مدارس است که شکاف آموزشی را عمیق تر می کند.
همچنین رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در هشتم بهمن ماه، تعداد کل بازماندگان دوره ابتدایی را 161 هزار نفر اعلام کرد و گفت: البته نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است. علاوه بر این شواهد میدانی، گزارشی با عنوان «پارازیتیسم مدرسه در نظام اداری کشور» که توسط معاونت راهبردی ریاست جمهوری در زمستان سال گذشته تهیه شده است، از وضعیت نگران کننده آموزش و پرورش ایران نیز خبر می دهد. بر اساس داده های این گزارش و نتایج آزمون های بین المللی تیمز و پرلز، بیش از 70 درصد دانش آموزان ایرانی عملکردی کمتر از میانگین جهانی دارند و از هر 10 دانش آموز چهار دانش آموز به حداقل سطح یادگیری نمی رسند. آماری که نشان دهنده «فقر یادگیری» و کاهش شدید کیفیت در سیستم آموزشی است.






ارسال پاسخ