رقابت با مناقصه های خارجی غیرممکن شده است

رقابت با مناقصه های خارجی غیرممکن شده است

گالری به عنوان ویترین اصلی آثار هنرمندان و فضایی که جایگاه هنرمند را در بازار هنر تقویت می کند، نقشی حیاتی در توسعه هنر کشور ایفا می کند. این نقشی است که به دلیل محدود بودن محدوده نمایش، اجراکننده را در نوعی برزخ حرفه ای قرار می دهد. از سوی دیگر، سایه سنگین کاهش ارزش ریال در بازار هنر، مرز بین ارزش افزوده واقعی هنر و حباب های ایجاد شده در اثر تورم را بیش از پیش نامشخص کرده است. علیرغم رشد اسمی قیمت ها در محافلی مانند حراج تهران، مقایسه دلاری ترازهای مالی نشان دهنده ثبات یا حتی کاهش بازار هنر نسبت به دهه های گذشته است.

به گزارش ایسنا، در همین راستا علیرضا سمیع آذر، مدیر حراج تهران در دیدار با ایسنا، به مشکلات پیش روی گالری داران و تمایل هنرمندان پیشرو برای گشایش در بازارهای بین المللی و رهایی از بی رقابتی بازار داخلی اشاره کرد.

– به نظر شما رکود و تعطیلی فضای گالری در سال های اخیر و رکود بازار هنرهای تجسمی در نتیجه آن چقدر بر پیشرفت هنر در کشور موثر است؟

بدون شک تعطیلی گالری ها به معنای از دست دادن فرصت برای تبلیغ آثار و نادیده گرفتن تلاش ها و دستاوردهای هنرمندان است. گاهی اوقات هنرمندان سال ها به امید نمایش آثار خود در گالری ها می گذرانند. گالری ها بدون توجه به اینکه این آثار فروخته می شوند یا خیر، امکان مشاهده و نقد آثار هنرمندان را فراهم می کنند.

هنگامی که یک هنرمند کار خود را بر روی دیوار گالری می بیند، می تواند آن را بسیار بهتر از زمانی که در استودیو مشاهده می کند، درک و تجزیه و تحلیل کند. در واقع تا زمانی که هنرمند اثر خود را روی دیوار گالری نبیند، نمی تواند مطمئن باشد که آیا باید همان مسیر هنری را ادامه دهد یا نیاز به بازنگری دارد.

بنابراین وقتی چنین فرصتی از دست می‌رود طبیعتاً هنرمندان نسبت به ادامه کار خود دچار تردید می‌شوند و این جای تاسف دارد.

– به نظر شما این آسیب ها ممکن است در دراز مدت عواقب زیانباری داشته باشد؟

نه، من فکر نمی‌کنم که تاثیر بلندمدتی داشته باشد. زیرا این مکث ها موقتی هستند. درست است که هنرمندان در این تعطیلی ها چند ماه برای تبلیغ آثارشان ضرر کردند، اما نمی توان گفت که این ضررها طولانی مدت خواهد بود. البته برخی از هنرمندان در این دوره ها با آسیب های بیشتری مواجه می شوند.

به عنوان مثال، هنرمندانی که در زمان تعطیلی گالری ها و رکود زمانی برای افتتاح نمایشگاه پیدا کردند. گاهی کسانی که در شش ماه یا حتی یک سال گذشته قرار ملاقات داشته اند و منتظر زمان برگزاری هستند. طبیعتا با تعطیلی ناگهانی گالری ها، این هنرمندان نیز صف خود را از دست می دهند و به کسانی که قبلا رزرو کرده اند، ساعات بعدی فرصت داده می شود.

– احتمالاً هنرمندان نسل جوان فرصت کمتری برای نمایش آثار و ثبات در بازار هنر دارند.

نقطه ضعف فوری این است که هنرمندان شناخته شده کمتر احتمال دارد قرارهای جدیدی را با گالری ها تنظیم کنند. از سوی دیگر، برخی از گالری‌های معروف با ارتباطات گسترده با مجموعه‌داران و هنرمندان ممکن است به راحتی تحمل کنند که چند هفته یا چند ماه بسته شوند. با این حال، برای گالری‌هایی که جوان‌تر هستند، تازه شروع به کار کرده‌اند و می‌خواهند در صحنه هنری کشور نقشی داشته باشند، این توقف‌ها می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد. حتی ممکن است برخی به دلیل هزینه های گالری تصمیم به ترک این شغل بگیرند و به مشاغلی با امنیت حرفه ای تری روی بیاورند.

یکی دیگر از آسیب های قابل توجه به بازار هنر ایران کاهش ارزش ریال است. چگونه می توان مرز بین ارزش افزوده هنر با افزایش روزافزون دلار و حباب تورم را در قیمت گذاری آثار مشخص کرد؟

آثار هنری بیشترین تأثیر را از سقوط ارزش پول ملی گرفتند. این در حالی است که در دو دهه اخیر شاهد یک انفجار تاریخی در هنر بوده ایم. هم از نظر افزایش تعداد هنرمندان خوب شرکت کننده در عرصه هنر و هم افزایش تعداد گالری ها و مشاغل جانبی. اما حقیقت این است که با افزایش ارزش هنر، ارزش پول ملی ما نیز کاهش می یابد.

در بسیاری از موارد حتی نمی توانیم به قیمت های قبلی (دلار) برسیم. وقتی قیمت یک اثر را با ارزهای بین المللی مقایسه می کنیم، می بینیم که بعد از چنین افزایش قیمتی در پول ملی، آثار هنرمندان هنوز با رقم بین المللی 10-20 سال پیش فاصله دارند.

به نظر من دلیل اصلی این امر این است که هنر و آثار هنری جزو نیازهای اولیه مردم نیست. پس مردم حاضر نیستند با افزایش قیمت ارز و کاهش ریال این افزایش قیمت کسب و کار را جبران کنند. اگر با افزایش قیمت ارز، قیمت نیازهای روزانه جامعه مانند دارو و مواد غذایی افزایش یابد، همه ما مجبوریم به هر قیمتی این اقلام را بخریم. اما در هنر هیچ اجباری وجود ندارد! هنر یکی از اولین اقلامی است که در زمان بحران های اقتصادی از سبد خرید خانواده ها حذف شده است.

– آیا ممکن است این تفاوت قیمت ملی و بین المللی آثار هنرمندان منجر به قیمت گذاری نادرست در بازار داخلی مانند حراج تهران شود؟

ما فکر نمی کنیم قیمت کارها را مستقیما بر اساس افزایش قیمت دلار تعیین کنیم. قیمت آثار هنری با توجه به قیمت هایی که هنرمند در بازارهای داخلی و بین المللی کسب می کند تعیین می شود. یعنی اگر دیدیم اثری در بازار داخلی یا بین المللی به فروش می رسد و به عدد خاصی می رسد، اثر بعدی را بر اساس همان رقم به اضافه افزایش محدود تعیین می کنیم. نمی توان گفت به صرف افزایش قیمت دلار، قیمت ها را به همان نسبت افزایش می دهیم.

اساساً در هیچ کجای دنیا قیمت آثار هنری به این شکل تعیین نمی شود. قیمت بر اساس قیمتی است که قبلاً بدست آمده و توسط بازار هنرمند تعیین شده است. بنابراین اگر ارزش ریال 50 درصد کاهش یابد، نمی‌توانیم مستقیماً با قیمت اثر هنری بعدی جبران کنیم. مگر اینکه مطمئن باشیم قیمت آن هنرمند در بازار افزایش یافته است. اگر مشاغل را بر اساس قیمت دلار قیمت گذاری کنیم، مشتریان خود را از دست خواهیم داد.

– در سال های گذشته برخی گالری ها یا مجموعه داران آثار استاد را به قیمت دلار می خریدند و می فروختند و اساساً قیمت ریالی برای آنها در نظر نمی گرفتند. نظر شما در مورد این موضوع چیست؟ آیا امکان دارد مناقصه تهران به این سمت برود؟

این ایده به نوعی اجتناب ناپذیر است. از آنجایی که قیمت دلار هر روز تغییر می کند، گالری ها یا برخی افراد مجبور می شوند برای تثبیت قیمت آثار یک هنرمند بین المللی، قیمت دلاری برای آثار خود تعیین کنند. به عنوان مثال قیمت یک اثر هنری 20 هزار دلار تخمین زده می شود و شش ماه بعد با وجود تمام نوسانات نرخ ارز، قیمت اثر همچنان 20 هزار دلار خواهد بود. معادل ریال دیگر اهمیتی ندارد.

اما از نظر قانونی این امکان در کشور وجود ندارد. مثلاً در حراج تهران نمی توانیم آثار را به قیمت دلار بفروشیم. کاهش ارزش ریال در خرید و فروش آثار هنری مشکل ایجاد می کند اما نمی توانیم ارز دیگری را جایگزین آن کنیم. البته کاملا قابل درک است که برخی از فروشندگان چنین تصمیمی می گیرند. زیرا وقتی خریدار خارجی می خواهد اثری از یک هنرمند ایرانی بخرد باید قیمت ریالی اثر را بررسی کند و تفاوت قیمت ریال با دلار در مقابل هنرمند است و خریدار می تواند از این تصمیم منصرف شود.

کاهش ارزش پول ملی نه تنها ارزش مادی آثار هنرمندان ایرانی را کاهش می دهد، بلکه ارزش روانی آنها را نیز تحت فشار قرار می دهد. وقتی خریدار یک اثر هنری را خریداری می کند و ارزش اثری که خریداری می کند دائماً با کاهش ارزش پول ملی کاهش می یابد، باید به این نتیجه برسد که سرمایه گذاری درستی انجام نداده است. متاسفانه آثار هنری ایران جایگاه خود را به عنوان یک محصول سرمایه گذاری از دست داده است.

– در واقع آیا این خطر وجود دارد که بسیاری از هنرمندان چیره دست رغبتی به خرید و فروش آثار خود در بازار داخلی نداشته باشند؟

قطعا اینطور است؛ به خصوص هنرمندان با بازار بین المللی ترجیح می دهند آثار خود را به گالری ها و حراج های خارجی ارائه دهند. در واقع یک بازار داخلی غیررقابتی در ایران به وجود آمده است و نمی توانیم با گالری ها و حراج های خارجی که با دلار معامله می کنند رقابت کنیم.

در هر دوره ای از حراج تهران، فروش ریالی ما افزایش می یابد و قیمت ها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد، اما وقتی کل فروش را به دلار تبدیل می کنیم، می بینیم که فروش دلاری ما نسبت به برخی سال های دهه 90 کمتر است. در واقع نمودار فروش واقعی ما به دلیل کاهش ارز کاهشی را نشان می دهد. هرچه در توسعه اقتصادی داخلی موفق‌تر باشیم، تولید ما نسبت به بازارهای بین‌المللی کمتر خواهد بود.