در حالی که تهران روی یک پهنه گسلی فعال و خطرناک قرار دارد، سال هاست که هشدارها درباره عواقب یک زلزله بزرگ در پایتخت تکرار می شود.
به گزارش خبرآنلاین، دکتر استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله. مهدی زارع ضمن تشریح سناریوهای احتمالی وقوع زلزله ۷ ریشتری در تهران، تلفات انسانی بسیار زیاد، زیرساخت ها به شدت آسیب پذیر و ساختار مدیریت بحران کنونی ناکافی است و تاکید می کند که افزایش تاب آوری تهران تنها با یک برنامه منسجم ضرب الاجل محور، با حمایت سیاسی و مالی امکان پذیر است.
زلزله 7 ریشتری تهران; سناریویی با صدها هزار کشته
زارع ضمن تشریح ابعاد انسانی زلزله بزرگ تهران ابتدا به نتایج شبیهسازیهای فعلی توجه میکند و میگوید: در زلزله ۷ ریشتری که در تهران رخ داد، بر اساس شبیهسازیهای پایتخت با تلفات تخمینی صدها هزار نفر، بسته به ساعت روز، مواجه هستیم.
وی با تاکید بر اینکه اگرچه آیین نامه زلزله در کشور به روز شده و اجرای آن اجباری است، اما تجربیات اخیر منطقه نشان می دهد که این الزامات همیشه رعایت نمی شود، تصریح می کند: آیین نامه زلزله به روز و اجباری است، اما تجربه زلزله 15 بهمن 1392 ترکیه نشان داد که برخی سازندگان برای صرفه جویی در هزینه ها، اجرای آیین نامه را نادیده می گیرند. دارند می گیرند
ذخایر زیادی از تجهیزات اضطراری از جمله غذا، چادر و دارو وجود دارد، اما دسترسی به آنها از طریق خیابانهای مسدود شده پر از آوار همچنان یک چالش بزرگ است.
آیا تهران خطرناک ترین نقطه ایران است؟ / تلفات احتمالی ناشی از تراکم ساختار در پارچه فرسوده
استاد پژوهشکده لرزه نگاری در توضیح مفهوم «خطرناک ترین مکان ها» در ایران فراتر از بزرگی زلزله می گوید: خطرناک ترین مکان های ایران نه تنها با بزرگی زلزله مشخص می شوند، بلکه تعداد افراد و ساختمان هایی که مستقیماً بالای زمین لرزه قرار دارند نیز مشخص می شوند.
تهران در راس این فهرست قرار دارد: «بر اساس ارزیابیهای کنونی، تهران به دلیل شدت خسارات احتمالی، بیشترین مکان در معرض خطر زلزله در ایران محسوب میشود.»
تهران با توجه به ساختار جمعیتی و کالبدی شهر تهران، گفت: جمعیت روزانه تهران بیش از 13 میلیون نفر است و تمرکز زیادی از زیرساخت های سیاسی و اقتصادی کشور را در خود جای داده است و علاوه بر تراکم بالای جمعیت، بافت فرسوده ای که تقریباً 10 تا 20 درصد از مساحت شهری تهران و اطراف آن را پوشش می دهد، مهم ترین دلیل مهم بودن همسایگی یا اطراف آن است (شامل مهم ترین همسایگی یا اطراف آن، یکی از مهم ترین ساختمان ها یا اطراف شهر تهران است). مکان پرخطر در ایران.” صدها هزار نفر ممکن است در یک زلزله 7 ریشتری به دلیل تراکم ساختمان ها و دشواری دسترسی اضطراری به خیابان های باریک جان خود را از دست بدهند.
بم به تهران; از زلزله های مخرب چه درس هایی باید گرفت؟/دو عامل تعیین کننده شدت زلزله
زارع برای تبیین جنبههای فنی و انسانی زلزلهها به دامنههای بزرگی متفاوت و تجربیات تاریخی توجه میکند: «زلزلهای با بزرگی ۶ تا ۷.۵ ریشتر رویدادی است که در یک شهر بزرگ و پرجمعیت رخ میدهد و اثرات آن ترکیب پیچیدهای از فیزیک ساختاری، زمینشناسی، و میزان آمادگی انسان برای لرزش است. خاک نرم ارتعاش را بیشتر از سنگ زمینی سخت متمرکز می کند.
وی زلزله بم را نمونه ای تلخ توصیف می کند و می گوید: زلزله بم در سال 2002 قدرتی بین 6 تا 6.9 ریشتر داشت، تقریباً یک سوم جمعیت شهر جان خود را از دست دادند زیرا کانون زلزله در محدوده 100 هزار نفری شهر بود و تنها 8.5 کیلومتر عمق داشت.
«بحران ثانویه» خطرناکتر از بحران اولیه
زارع درباره زلزلههای بزرگتر از 7 ریشتر هشدار میدهد: “در زلزلهای به بزرگی 7 تا 7.5 ریشتر، حتی ساختمانهای مدرن آسیب میبینند و ساختمانهای بنایی قدیمی اغلب به طور جزئی یا کامل تخریب میشوند. آسیب به زیرساختها و تاسیسات شهری در یک شهر بزرگ اثرات ثانویهای دارد که اغلب خطرناکتر از خود زلزله هستند. آسیبهای ناشی از آتشسوزی پس از زمینلرزه میتواند باعث شکستگی گسترده گاز شود. و خطوط برق از کار افتاده اگر لولههای آب هم شکسته شود، آتشنشانان نیز منابع لازم برای اطفای حریق را خواهند داشت.
وی همچنین به پدیده روانگرایی و عوارض آن اشاره می کند: در شهرهای ساحلی یا حوضه رودخانه ها، زلزله خاک اشباع شده را به مایع تبدیل می کند، این امر باعث کج شدن یا فروریختن ساختمان ها و کمانش شدن جاده ها می شود، آسانسورها ساکنان را به دام می اندازند و چراغ های راهنمایی و رانندگی با مشکل مواجه می شوند و باعث فلج شدن فوری ترافیک در شهر می شود.
پس لرزه های مرگبار و فروریختن
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه خطر بعد از زلزله واقعی تمام نمی شود، می گوید: در زلزله 7.5 ریشتری ایستادن و راه رفتن از نظر فیزیکی مشکل می شود و مردم اغلب روی زمین پرتاب می شوند.
مجموعه ای از پس لرزه ها می توانند ساختمان های ضعیف شده را فرو بریزند. مانند فروریختن هتل بایرام در وان، 10 روز پس از زلزله 1 نوامبر 2010، 40 نفر جان خود را از دست دادند.
ساعات طلایی پس از زلزله
زارع در خصوص وضعیت ارتباط و امداد رسانی می گوید: تا یک ساعت پس از چنین رویدادی، شبکه های تلفن همراه اغلب به دلیل حجم تماس ها قطع می شود، تیم های امداد و نجات در 1 تا 72 ساعت اول عملیات جستجو و نجات را انجام می دهند و به عنوان مثال در ساختمان های فروریخته به جستجوی بازماندگان می پردازند و مراکز اسکن در پارک ها یا استادیوم ها قرار دارند.
دستور العمل افزایش تاب آوری تهران
زارع در بخش پایانی گفتوگو با بیان اینکه این اقدامات باید همزمان و با اقتدار کامل انجام شود، تعدادی از اولویتهای فوری را برای مدیران شهری تشریح میکند: با توجه به اینکه خطر زلزله بسیار بالاست، مدیران شهری نیازمند اجرای یک برنامه عملیاتی متمرکز و بودجهای برای افزایش تابآوری شهر تهران در یک دوره ۵ ساله هستند.
اولویت اول: کاهش تلفات انسانی
1. ایجاد مرکز فرماندهی یگان مقاومت استان تهران با اختیارات مالی و اجرایی کامل و پاسخگویی مستقیم به بالاترین مقام کشور.
2. تقویت سیستم هشدار زودهنگام با نصب شبکه حسگر لرزه نگاری بر روی گسل های اصلی (ری، شمال تهران، مشا) برای اعلام هشدار حتی 10-5 ثانیه قبل از رسیدن امواج به مرکز شهر. این دوره برای توقف قطارها، بستن شیرهای اصلی گاز و هشدار به مردم حیاتی است.
3. نظارت و مقاوم سازی فوری ساختمان های بحرانی:
– بیمارستان ها، مراکز آتش نشانی و اورژانس: ارزیابی سریع لرزه ای و تقویت فوری حداقل 50 درصد از این مراکز در سال اول.
– مراکز امداد و اسکان اضطراری: شناسایی سالن های ورزشی، مدارس و پارکینگ های عمومی به عنوان پایگاه امداد و آماده سازی فوری آنها.
4. تامین امنیت شبکه گاز و جلوگیری از آتش سوزی پس از زلزله: نصب شیرهای قطع اتوماتیک گاز در ورودی ساختمان ها و نقاط حساس شبکه. آتش سوزی پس از زلزله دومین عامل اصلی تخریب است.
اولویت دوم: تقویت زیرساخت های حیاتی
1. آب: تامین امنیت خطوط اصلی انتقال آب و ایجاد منابع آب جایگزین (چاه های اضطراری، سیستم های تصفیه سیار) برای تامین حداقل آب آشامیدنی.
2. الکتریسیته: تقویت شبکه، ایجاد سیستم های تولید پراکنده (به عنوان مثال ژنراتورهای خورشیدی) برای بیمارستان ها و مراکز مراقبت های ویژه.
3. ارتباط: ایجاد شبکه ارتباطی مستقل و بادوام (ماهواره، رادیو) برای نیروهای امدادی و مدیریت بحران.
4. دسترسی: تخلیه اضطراری و طرح دسترسی: شناسایی و رفع گلوگاه های ترافیکی، ایجاد مسیرهای جایگزین و تعیین نقشه های تخلیه محله.
اولویت سوم: مدیریت ساختمان های مسکونی و جمعیتی (شروع فوری)
1. توصیف و اولویت بندی فوری: ایجاد سیستم نقشه کلی خطر برای ساختمان های شهر تهران بر اساس قدمت، نوع ساختمان و مجاورت با گسل ها (قرمز، زرد، سبز). این شفافیت هم مردم را آگاه می کند و هم اولویت توانمندسازی را مشخص می کند.
2. سیاست های تشویقی و اجباری ترکیبی:
– فرصت های کم بهره و معافیت های مالیاتی برای مقاوم سازی ساختمان های شخصی.
– الزام قانونی مقاوم سازی ساختمان های دولتی، ساختمان های عمومی و ساختمان های دارای ترافیک سنگین (مدارس، مراکز خرید) ظرف مدت 5 سال.
– تخریب و بازسازی اجباری ساختمان های بسیار خطرناک (پلاک قرمز) با برنامه جابجایی و اسکان ساکنان.
– ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی بسیار آسیب پذیر در حاشیه شهر تهران از طریق برنامه های بهسازی و تقویت جامعه محلی.
اولویت چهارم: توانمندسازی جامعه و مدیریت بحران
1. آموزش عمومی اجباری: گنجاندن مانورهای منظم زلزله (در محلات) در برنامه های محله و مدرسه.
2. سازماندهی داوطلبان محله: استقرار و آموزش امدادگران محله (اولین امدادگران) در هر محله با نظارت هلال احمر و آتش نشانی.
3. ایجاد یک مرکز عملیات اضطراری مجهز و استاندارد شده (EOC) به عنوان مغز مدیریت بحران.
اولویت پنجم: تامین مالی و حاکمیت
1. بودجه ریزی اختصاصی و شفاف: ایجاد صندوق ویژه تاب آوری تهران با منابع پایدار (مانند عوارض ساخت و ساز، کمک های دولتی، مشارکت بخش خصوصی).
2. واگذاری اختیارات به شهرداری های منطقه: هر منطقه با توجه به خطرات منحصر به فرد خود باید برنامه عملیاتی داشته باشد.
3. نظارت مستمر و گزارش مردمی: گزارش فصلی به شورای شهر و مردم از پیشرفت برنامه ها.
«کارهای کوچک و نامرتب» در تهران هیچ فایده ای ندارد. تاب آوری 5 ساله تنها با یک برنامه منسجم، متمرکز، بودجه کلان و اراده سیاسی محکم در بالاترین سطح امکان پذیر است. این برنامه باید به موقع و با احساس فوریت یک عملیات فوری اجرا شود. هرگونه تأخیر منجر به هزینه های غیرقابل تصور انسانی و مالی در زلزله بعدی خواهد شد.






ارسال پاسخ