کنترل دارایی های عراق؛ ابزار فشار ژئوپلیتیکی بر ایران

کنترل دارایی های عراق؛ ابزار فشار ژئوپلیتیکی بر ایران

روابط انرژی ایران و عراق داستانی فراتر از معادلات ساده خریدار و فروشنده است. پس از سال 2003 و سرنگونی صدام حسین، عراق با نابودی کامل زیرساخت های تولید برق مواجه شد. نیاز فوری به برق برای بازسازی، ارائه خدمات اولیه به شهروندان و جلوگیری از بی ثباتی بیشتر، بغداد را به سمت همسایه شرقی خود سوق داده است.

به گزارش خبرآنلاین، ایران با داشتن شبکه گسترده تولید گاز و برق و موقعیت جغرافیایی مجاور، طبیعی ترین و مقرون به صرفه ترین منبع برای رفع این نیاز بود. در طول دو دهه گذشته، این رابطه از همکاری نوپا به یک وابستگی ساختاری برای عراق تبدیل شده است. ایران امروز یکی از تامین کنندگان اصلی گاز و برق مورد نیاز مراکز حیاتی و جمعیت شهری عراق به ویژه مناطق مرکزی و جنوبی کشور است.

اما این وابستگی با تحریم های یکجانبه و غیرقانونی آمریکا علیه ایران همواره در تنش بوده است. آمریکا پرداخت های مالی مربوط به این مبادلات انرژی را هدف قرار داد تا “فشار حداکثری” را بر ایران وارد کند. سیستم بانکی عراق چندین بار به دلیل تراکنش‌های مرتبط با ایران تحریم شده است و بانک مرکزی این کشور مجبور به استفاده از مکانیسم‌های پیچیده و غیرمستقیم برای پرداخت‌ها شده است. این امر منجر به تاخیرهای طولانی و انباشت بدهی ها شد.

اهرم فدرال رزرو؛ تسلط دلار در اقتصاد نفت عراق

قلب تپنده بحران کنونی در ساختمان فدرال رزرو نیویورک می تپد. تقریباً تمام درآمدهای ارزی عراق از صادرات نفت به دلار است و این دلارها به حساب بانک مرکزی نیویورک واریز می شود. این سازوکار که پس از سال 2003 با هدف شفافیت مالی ایجاد شد، عملاً به قدرتمندترین اهرم فشار آمریکا بر بغداد تبدیل شده است. واشنگتن با تهدید به مسدود کردن، محدود کردن یا نظارت شدید بر این جریان دلار، می‌تواند اقتصاد عراق را که بیش از 90 درصد به نفت وابسته است فلج کند.

در هفته های اخیر، این تهدید با صراحت و شفافیت بیشتر از سوی مقامات آمریکایی بیان شده است. پیام واضح است: کاهش روابط اقتصادی با ایران، به ویژه در بخش انرژی، در ازای حفظ دسترسی آسان به دلارهای نفتی. این فشار در شرایطی است که اقتصاد عراق با کسری بودجه و کاهش ذخایر ارزی به دلیل نوسانات قیمت نفت در بازارهای جهانی (که به نوبه خود تحت تأثیر عواملی مانند افزایش تولید نفت شیل آمریکا و رکود احتمالی جهانی است) مواجه است. برخی گزارش ها حاکی از کاهش نقدینگی در سیستم بانکی عراق است.

این سیاست نمونه کلاسیک استفاده از «هژمونی دلار» به عنوان ابزار ژئوپلیتیکی است. آمریکا با کنترل ارز مبادلات جهانی انرژی نه تنها بر اقتصاد عراق بلکه یکی از مهمترین روابط اقتصادی ایران را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. این اقدام مصداق بارز «سیاست خارجی تحریم شده» است که در آن اهداف سیاسی با ابزارهای اقتصادی دنبال می شود.

اما این سیاست یک اشتباه محاسباتی اساسی دارد: نادیده گرفتن «واقعیت زمینی» امنیت انرژی عراق. زیرا قطع یا کاهش شدید واردات انرژی از ایران بدون ارائه جایگزینی فوری، قابل دوام و مقرون به صرفه به معنای قطعی گسترده برق، نارضایتی اجتماعی و بی ثباتی سیاسی در عراق خواهد بود. نتیجه چنین سناریویی نه تنها تضعیف ایران، بلکه ایجاد یک بحران داخلی جدید در همسایه غربی آن است که امنیت کل منطقه را به خطر می اندازد.

تحریم بانک ها و خفه کردن سیستم پرداخت

در حالی که آمریکا بر شاهراه نفت فشار آورد، شبکه مالی عراق را نیز مورد حمله قرار داد. ده ها بانک عراقی در ماه های اخیر به اتهام نقض تحریم ها علیه ایران یا عدم رعایت استانداردهای «ضد پولشویی» تحریم شده اند. این تحریم ها به شدت دست بانک مرکزی عراق را در یافتن کانال های قابل اعتماد برای بازپرداخت بدهی خود به ایران بسته است. حتی بانک هایی که می خواهند برای پرداخت هزینه گاز و برق اقدام قانونی کنند از ترس تحریم امتناع می کنند.

این وضعیت منجر به پیامدهای مختلفی شده است:

انباشت بدهی: بدهی وارداتی گاز و برق عراق به ایران، علیرغم پرداخت های جزئی، هنوز حدود دو تا سه میلیارد دلار است. این بدهی انباشته، ادامه همکاری های انرژی را برای طرف ایرانی دشوار می کند.

رونق بازار سیاه: محدودیت های سیستم بانکی رسمی منجر به رونق معاملات در بازار غیررسمی ارز (صرافی های غیرمجاز) شد که نرخ دلار بسیار بالاتر از نرخ رسمی است. این باعث افزایش هزینه های واردات عراق و افزایش تورم می شود.

قطعی برق و نارضایتی داخلی: هرگونه اختلال در پرداخت ها و کاهش احتمالی گاز و برق از ایران مستقیماً منجر به قطع بیشتر برق در شهرهای عراق خواهد شد. این موضوع یکی از حساس ترین مشکلات داخلی عراق است که در گذشته بارها به اعتراضات گسترده منجر شده است.

تحریم های اعمال شده بر بانک های عراق نشان می دهد که فشار آمریکا نه تنها بر دولت مرکزی، بلکه بر بخش خصوصی و سیستم مالی این کشور نیز وارد می شود تا هزینه همکاری با ایران را به سطوح غیرممکن برساند. اما این استراتژی بار دیگر با واقعیت های داخلی عراق در تضاد است. دولت بغداد در محاصره دو آتش است: از یک سو فشار خارجی آمریکا و از سوی دیگر تقاضای موجه مردم برای داشتن برق پایدار. بی ثباتی ناشی از کمبود انرژی می تواند تمام دستاوردهای سیاسی و امنیتی عراق را در سال های اخیر تضعیف کند و راه را برای احیای گروه های افراطی هموار کند.

مسیرهای خروجی؛ آیا امکان تغییر از دلار وجود دارد؟

در مقابل این فشار همه جانبه، مقامات ایرانی و عراقی به دنبال راه حل های جایگزین برای شکستن انحصار دلار هستند. می توان این تلاش ها را در چند محور ردیابی کرد:

مبادلات پایاپای و استفاده از ارزهای ملی: یکی از گزینه های پیشنهادی استفاده از دینار عراق و ریال ایران در سوآپ های دوجانبه است. علاوه بر این، مبادله کالا با کالا یا خدمات در ازای خدمات (مانند پرداخت بدهی انرژی از طریق کالاهای عراقی یا خدمات ساختمانی شرکت‌های ایرانی در عراق) ممکن است دور زدن تحریم‌ها را ممکن کند. با این حال، این مکانیسم‌ها به دلیل تفاوت‌های ارزشی ارزهای ملی و پیچیدگی‌های لجستیکی، عموماً نمی‌توانند معاملات انرژی با حجم بالا را پوشش دهند.

حرکت به سمت شرق و استفاده از ارزهای جایگزین: تحولات اخیر در سیستم بین المللی و افزایش وزن بازیگرانی مانند چین و روسیه گزینه استفاده از ارزهایی مانند یوان چین یا روبل روسیه را تقویت کرده است. عضویت ایران در سازمان هایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس بستر مناسبی را برای گسترش این گونه مبادلات فراهم می کند. اگر تمایل عراق برای تنوع بخشیدن به شرکای اقتصادی خود افزایش یابد، امکان استفاده از این ارزها در سوآپ های سه جانبه قوی تر خواهد شد.

ایجاد مکانیزم‌های پرداخت منطقه‌ای: ایده ایجاد یک سیستم پرداخت منطقه‌ای مستقل در غرب آسیا مدت‌هاست که توسط کارشناسان مطرح شده است. بحران کنونی ممکن است انگیزه لازم را برای کشورهای منطقه به ویژه کشورهایی که تحت تأثیر تحریم های غیرقانونی قرار گرفته اند، فراهم کند تا در چنین مکانیزمی سرمایه گذاری جدی کنند.

دیپلماسی انرژی سه جانبه: راه حل بلندمدت نیازمند دیپلماسی فعال است. ایران می‌تواند با ارائه طرح‌های شفاف و مشارکتی، مانند مشارکت در بهبود زیرساخت‌های تولید برق در عراق یا سرمایه‌گذاری مشترک در میادین گازی مرزی، وابستگی آن کشور را از «واردات خالص» به «همکاری تولیدی» تبدیل کند. این نه تنها امنیت انرژی عراق را افزایش می دهد، بلکه مانع از آن می شود که ایالات متحده به راحتی روابط را به عنوان نقطه ضعف هدف قرار دهد.

در نتیجه، گذار از سیستم دلاری فرآیندی تدریجی، پیچیده و پرهزینه است. با این حال، متنوع کردن ذخایر ارزی و کانال های پرداخت دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه به یک ضرورت امنیت ملی برای کشورهایی که تحت فشار مالی یکجانبه هستند تبدیل شده است. موفقیت در این مسیر علاوه بر اراده سیاسی نیازمند ایجاد نهادهای مالی قوی، توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و همکاری با سایر کشورهای سازگار است. جمهوری اسلامی ایران با سال‌ها تجربه تحریم‌ها در ایجاد مقاومت در برابر شوک‌های مالی پیشگام بوده و می‌تواند این تجربیات را در قالب همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه به اشتراک بگذارد.

به طور خلاصه، بحران نقدینگی عراق و مشکل بدهی انرژی آن به ایران فقط یک مناقشه مالی بین دو کشور نیست. این بحران نماد یک رویکرد اشتباه و خطرناک در سیاست خارجی است: استفاده از امنیت غذایی و انرژی یک کشور به عنوان گروگان برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی. عواقب فاجعه باری که بر زندگی میلیون ها شهروند عادی عراقی و ثبات داخلی این کشور داشته باشد، فشار حداکثری آمریکا بر عراق نه تنها از نفوذ ایران می کاهد بلکه می تواند به بی ثباتی بیشتر در منطقه ای که سال ها از جنگ و ناامنی رنج می برد منجر شود.