چراغ های جشنواره روشن است، اما بلاتکلیفی ادامه دارد

چراغ های جشنواره روشن است، اما بلاتکلیفی ادامه دارد

اکثر اهالی سینمای ایران اعم از دست اندرکاران تولید و گروه های رسانه ای در این ده روز با همه منفی گرایی های برگزارکنندگان، ضعف های مدیریتی، توهین ها و تهمت ها مخالفت کردند تا جشنواره ادامه پیدا کند. البته این موضع گیری به معنای رضایت نبود، بلکه تلاشی برای جلوگیری از توقف کامل چرخه سینما بود. برخی از کسانی که نیامدند از برگزاری جشنواره حمایت کردند اما به دلیل اتفاقات دلخراش دی ماه اعتراض خود را با عدم حضور در این جشنواره اعلام کردند. ایرادی که نمی توان آن را نادیده گرفت یا کم کرد.

مهم این است که هم کسانی که می آیند و هم کسانی که نمی آیند محترم باشند. چون هر دو از دلسوزان سینمای ایران هستند. هر دو گروه از اتفاقات اخیر ناراحت، ناامید و حتی عصبانی هستند و این واقعیت قابل کتمان نیست. رئیس جمهور نیز به همین بهانه در مراسم اختتامیه حضور یافت و رسما عذرخواهی کرد و سعی کرد دلجویی کند. این حضور خود گواهی بر عمق نارضایتی کنونی بود. (البته از هر دو گروهی که یا اساساً مخالف دولت هستند و یا رویدادهای اخیر را به شدت موجه می دانند، می گذرم زیرا در اقلیت جاهل و جاهل هستند).

بیشتر اهالی سینما هنرمندانی هستند که ذهنشان کمتر درگیر دنیای سیاست است و دانش ذهنی آنها بیشتر محدود به اخبار رسانه است. بنابراین تحلیل های سیاسی پیچیده ای از آنها انتظار نمی رود. طبیعتاً با طرفداران و علاقه مندان سر و کار دارند، یعنی افرادی که در کوچه و بازار به سینما می روند و وقتی می بینند که اکثریت مردم از اتفاقات اخیر ناراحت و ناراحت هستند، با آنها همدلی و همراهی می کنند.

این دوستی اجتماعی و انسانی است تا سیاسی. جشنواره فیلم فجر همیشه نماد یک جریان سیاسی پرتنش در کشور بوده است، به خصوص که در ایام دهه فجر برگزار می شود و ناخواسته بار نمادین و سیاسی مضاعفی به خود می گیرد! بنابراین جشنواره فیلم فجر نه تنها یک جشن، شادی و نه تنها اهدای جوایز است، بلکه بستری است که در آن دیدگاه‌های سیاسی اعلام می‌شود و البته عملکرد سینمادوستان در یک سال گذشته به نمایش گذاشته می‌شود، چشم‌انداز آینده ترسیم می‌شود و مهم‌تر از آن، بستری است که هزاران نفر از مردمی که در فیلم‌ها شرکت می‌کنند که موظف به مشارکت در این ده روز هستند منبع درآمدی هستند. مانند سایر طبقات جامعه ایران که با همه منفی ها دست از فعالیت های تجاری، اقتصادی، تجاری و حتی فرهنگی برنداشتند و در نمایشگاه ها و استادیوم ها شرکت کردند. خصوصاً در هر شرایط بحرانی، اصحاب رسانه که باید در رویدادها شرکت کنند و به جای خروج از صحنه، فعالیت ها و اخبار مربوطه را منعکس کنند. اما این دارایی همیشه با هزینه و فشار همراه است. با این حال، امرار معاش، کسب درآمد و رفع نیازهای خود از این راه امری ضروری و غیر قابل انکار است.

در فضایی که جامعه دچار بحران بود، امکان ایجاد هرج و مرج در سالن‌های شلوغ سینماهای تهران و شهرستان‌ها یا محل‌های ملاقات هنرمندان و خبرنگاران، جدای از عدم حضور برخی هنرمندان سینما و یا عدم نمایش برخی فیلم‌ها، یکی از مشکلات جدی امنیتی بود که تامین امنیت و آسایش را می‌طلبد. جشنواره فیلم فجر باید بحران را مدیریت می کرد. خدا را شکر مدیریتی که توانست با ظرافت و ظرافت و با هزینه کمتر این کاروان را تکمیل کند موفق بود.

اما تغییر مداوم برنامه ها، تغییر فیلم ها و افراد و بی ثباتی در گزارشگری نشان داد که مدیریت بحران با چالش های جدی مواجه است. این قطار سینمای ایران بر اساس همین دغدغه های امنیتی، خوشبختانه با تلاش تیم برگزارکننده و درایت مدیران به پایان نرسید، اما نمی توان از کاستی ها در اجرا چشم پوشی کرد. از این منظر گفتن «بیمار» مانع از طرح سؤالات جدی نمی شود.

ارزیابی دقیقی از عملکرد مدیریتی مدیران در شرایط بحران ممکن نیست. چرا که در این ده روز ضعف های جدی دیده می شد و شاید به این نتیجه می رسیدیم که همین تیم سازمانی نه تنها در دوره های بحرانی بلکه در دوره های عادی نیز ناکارآمد بوده است. با این حال، قضاوت منصفانه دشوار می شود زیرا هر ضعفی را می توان به شرایط بحران نسبت داد و تحت همین عنوان مشروعیت بخشید. از این منظر، این دومین سالی است که عملکرد دبیر جشنواره در عمل از یک ارزیابی روشن و دقیق فاصله دارد و در فضای بلاتکلیفی باقی می ماند. ترکیب هیئت داوران هر سال محل بحث و تنش جدی است و امسال گرد هم آوردن این هفت نفر بسیار سخت بود. اما همین ترکیب حضور اکثریت صاحب نظران و متخصصان سینما را نیز نشان می داد. از جمله باشه آهنگر، سجاده چی، شیخ انصاری و فروردین.

انتخاب های سینمای ایران مانند کارگردانی و اولین فیلم، اولین بازیگران زن و مرد، طراحی صحنه و تدوین نیز در برخی موارد منطقی به نظر می رسید. با این حال، هنوز سؤالاتی در مورد ترجیحات دیگر وجود دارد که نمی توان آنها را با یک جمله رد کرد. یکی از قاضی ها گفت: ما سعی کردیم به عدالت برسیم. این جمله دقیقاً دلیل بر عدالت و تخصص نیست، بلکه روشی برای تقسیم ثواب برای رضایت همگان است.

اما نکته مهم و پایانی این است که اگر تصور می‌شود این فیلم‌ها چهره واقعی و مسلط سینمای ایران در سال آینده خواهند بود، باید این را نشانه‌ای جدی از نوعی ناامیدی عمیق و بن‌بست هشداردهنده در مسیر این صنعت دانست. سینما که روزگاری محل تجربه‌ها، شجاعت‌ها، روایت‌های نو و جریان فرهنگی بود، گویا از پویایی و افق‌گشایی فاصله گرفته و تسلیم تکرار و زندگی روزمره شده است.

اغلب این آثار با استانداردهای حرفه ای و صنعتی شایسته نام «سینما» نیستند، قدرت و جذابیت لازم برای جذب و حفظ مخاطب را ندارند، حتی اعتماد نوآوری، خلاقیت، نگاهی تازه را در آنها نشان نمی دهند. فقدان ایده های بدیع، ضعف در روایت و شخصیت پردازی و تکیه بر فرمول های آزموده شده باعث شده تا این فیلم ها نه حیثیت هنری سینما را حفظ کنند و نه رونق اقتصادی آن را تضمین کنند. به خصوص فیلم هایی که توسط نهادها تامین مالی می شوند تا نماد راهبرد سینمای انقلاب اسلامی باشند!

اگر این روند ادامه پیدا کند، خطر دور شدن تماشاگران از سینما و کاهش اعتماد عمومی به تولیدات داخلی جدی‌تر می‌شود. موضوعی که می تواند تبعات فرهنگی و اقتصادی گسترده ای برای آینده سینمای ایران داشته باشد.

۲۴۲۲۴۲

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین