حفظ یا اخراج؛ نقش ساپینتو ظرف چند ساعت مشخص می شود

لیگ قهرمانان

استقلال این فصل بدون اغراق یکی از پربارترین استقلالی های سال های اخیر بود. اضافه شدن بازیکنان خارجی گران قیمتی مانند یاسر اسانی و منیر الحدادی و بازیکنان ایرانی مانند سحرخایزان و آغاسی نشان داد که باشگاه تصمیم دارد برای موفقیت در این فصل سرمایه گذاری واقعی انجام دهد. اینها بازیکنان معمولی لیگ داخلی نبودند. رزومه، تجربیات بین المللی، هزینه های انتقال و دستمزد آنها انتظارات را افزایش داد. اما سوال اینجاست که نتیجه این سرمایه گذاری چه بوده است؟

استقلالی ها در بازی برگشت مقابل الحسین نه تنها از نظر روحی برای مبارزه حذفی آماده نبودند، بلکه از نظر سازماندهی دفاعی نیز آشفته به نظر می رسیدند. در همین حال، تیم در شرایط ایده آل به مسابقه رسید: بازی لیگ لغو شد، اردو در امارات ادامه یافت، زمان کافی برای تجزیه و تحلیل و اصلاح اشتباهات بازی اول وجود داشت. تعداد کمی از مربیان این فرصت را دارند که برای چنین مسابقه مرگ یا زندگی آماده شوند. اما نتیجه؟ همان اشتباهات تکرار شد

ساپینتو در طول فصل هیچ نسخه ای برای رفع ضعف مزمن استقلال در ارائه نظم دفاعی نداشت. دو گل اول این دیدار به دلیل بی نظمی و اشتباهات عجیب مدافعان روی ضربات ایستگاهی به ثمر رسید. این مشکل جدید نیست. 7 بعد از شکست سنگین گلا مقابل الوصل زنگ خطر به صدا درآمد. در آن شب می‌توانست نقطه‌ی اصلاحی وجود داشته باشد، اما حذف چند مهره دفاعی مانند آغاسی و سهرابیان هیچ لطفی به استقلال نکرد و ظاهراً به هشداری بی‌اثر تبدیل شد.

لیگ قهرمانان

یکی دیگر از جنبه های عجیب این دیدار، انتخاب یازدهم ابتدایی بود. جنپو که بیشتر فصل یا مصدوم بود یا روی سکو نشسته بود، ناگهان حساس ترین بازی فصل را انجام داد. بازیکنی که از ریتم مسابقه دور است و عملکرد قابل دفاعی در زمین ندارد. ثبات و تناسب اندام، نه آزمون و خطا، در چنین رقابتی حیاتی است.

عدم اطمینان تاکتیکی در سمت چپ ادامه یافت. ابوالفضل جلالی پس از حضور در استقلال به بازیکنی تقریبا ثابت تبدیل شد و گودرزی نیز در نیم فصل به یکی از بازیکنان اصلی و تاثیرگذار این تیم تبدیل شد و عملکرد قابل قبولی داشت. اما حالا سلالی در شرایطی راه حلی پیدا کرده که در فاز دفاعی و حتی هجومی تاثیر گذشته را ندارد. این حرکت نه تنها باعث بهبود کیفیت سمت چپ نشد، بلکه به نظر می رسید تعادل آن ناحیه را به هم بزند.

اما یکی از دفاعیات کلیدی برای عملکرد ساپینتو قطعا حضور استقلال در بالای جدول لیگ برتر است. پس آیا این رقیب نتیجه برتری فنی مطلق است؟ واقعیت این است که کیفیت کلی لیگ در این فصل به میزان قابل توجهی افت کرده و سایر رقبا از ثبات لازم برخوردار نیستند. این امکان وجود دارد که قهرمان امسال با یکی از کم امتیازترین رکوردهای سال های اخیر جام را بالای سر ببرد. رهبر بودن در چنین محیطی لزوماً نشانه اقتدار نیست. گاه محصول افول رقبا است.

استقلال در جام حذفی هنوز به مصاف حریفی واقعی نرفته است و خاطره بازی عجیب استقلال با تیم ناشناخته پادیاب هنوز از یاد هواداران استقلال نرفته است. در واقع آزمایش جدی این تیم عمدتاً در آسیا انجام شد. جایی که اشتباهات فردی و ضعف ساختاری بی رحمانه مجازات می شوند. و در این تست ساپینتو نمره قبولی نگرفت و رکوردهای منفی و کم تاریخ باشگاه را شکست. از باخت هفت گله تا اولین شکست تیم اردن!

وقتی یک تیم این همه مهره دارد، وقتی برای جذب خارجی ها هزینه می شود، وقتی زمان آماده سازی کافی باشد، دیگر نمی توان همه چیز را به بدشانسی یا اشتباهات فردی نسبت داد. مدیری که نتواند ساختار دفاعی تیمش را در طول یک فصل بازسازی کند، ضعف های مکرر را برطرف کند و در بازی های بزرگ تصمیمات قابل دفاع بگیرد، به ناچار زیر سوال می رود.

امروز به نظر می رسد که ساپینتو بیش از هر زمان دیگری به درب خروجی نزدیک شده است. نه فقط به دلیل سهل انگاری، بلکه به دلیل این احساس روزافزون که با وجود بهترین امکانات در سال های اخیر، تیم او هنوز فاقد هویت منسجم و قابل اعتمادی است. تکلیف تیم باشگاهی استقلال در روزهای حتی ساعات آینده چه می شود؟! آیا استقلال سومین کاندیدای تغییر ترکیبش در لیگ خواهد بود؟