یوسف مزیکیان، پسر و مشاور رئیس جمهور در کانال تلگرامی خود نوشت:
بیست و پنجمین روز جنگ
سلام دوستان
امروز در خانه ماندم و جایی نرفتم. تلویزیون هم نگاه نکردم هیچ خبری ندارم که بدم بی خبر از دنیا در یک گروه مجازی با دوستان چت متنی داشتیم. من مقداری سودوکو حل کردم. کمی استراحت کردم.
در برخی از صفحات مجازی شایعاتی مبنی بر اینکه «یوسف مکیان به پدرش برای استعفا فشار آورده است، اما سپاه پاسداران اجازه نداده است» به گوش می رسد. مطالب مشابه روز قبل در صفحات دیگر منتشر شد. دو نکته را بگویم تا تصویر شرایط در ذهن دوستان روشن شود:
1- در طول بیست و پنج روز جنگ فقط یک بار پدرم را دیدم. بنابراین همه چیز در مورد فشار من بر رئیس جمهور اساساً بی معنی است.
2- من هم مانند سایر افراد اخبار را از رسانه ها دنبال می کنم. من از هیچ خبر سری و پشت پرده ای اطلاع ندارم.
3-اطلاعات و اخبار محرمانه هیچ فایده ای برای من ندارند، بنابراین به من علاقه ای ندارند.
می خواهم کمی با صدای بلند فکر کنم. فکر می کنید در حال حاضر اخبار محرمانه کشور چیست؟
1- موقعیت شخصیت ها
2- محل استقرار موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین
3- کمیت و تعداد موشک
چه چیز دیگری وجود دارد؟ موارد 1 و 2 چه مزایایی دارند؟ اگر چیزی برای من مهم نیست، چرا باید اهمیت بدهم؟ حتی اگر به من می گفتند ده دقیقه هم یادم نمی آمد.
گاهی 5 بار به همان آدرس می روم و بار ششم باید دوباره آدرس را بپرسم. اما من دوست دارم وضعیت سوم را بدانم. چرا چون فکر می کنم سرنوشت جنگ بستگی به این دارد که تا چه زمانی بتوانیم موشک ها را شلیک کنیم.
پس چگونه می توان این اطلاعات را پیدا کرد؟ بدون اطلاع از تعداد موشک ها، تلفیق سخنان فرماندهان نظامی و بیانات رهبری با خبر حمله ایران به اسرائیل… یعنی آنقدر موشک داریم که ماه ها با این جریان مبارزه کنیم. باشه کافیه دیگه برام مهم نیست
هر چیزی که برخی از مردم فکر می کنند مخفی است، سابقه پنهان کاری دارد. برای مثال، انتصاب ذوالقادر بیگ به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی می تواند به مدت دو روز مخفی بماند. بعد اعلام می کنند و همه می فهمند. فایده دانستن این خبر از قبل چیست؟ هیچی! فقط برای برخی مهم به نظر می رسد. آنها فکر می کنند مهم هستند زیرا چیزی را می دانند که دیگران نمی دانند.
دانستن چیزی که دیگران نمی دانند فقط در صورتی ارزش دانستن دارد که آن دانش مفید باشد. و اغلب چیزهایی که فکر می کنند مخفی هستند اصلاً دردناک نیستند.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 193 خود در وصف پرهیزگاران می فرماید: «متقین وقف شنیدن گوش خود و آموختن دانشی می شوند که به دردشان می خورد». آموختن و دانستن چیزی به معنای چیزی بیهوده، بیهوده و ناخوشایند است.
باشد که خداوند به همه ما توفیق دهد که زندگی خود را صرف یادگیری چیزی کنیم که باعث رشد، تعالی و احساس بهتر نسبت به خودمان شود.






ارسال پاسخ