سه تغییر مهم پس از جنگ آمریکا علیه ایران چیست؟

سه تغییر مهم پس از جنگ آمریکا علیه ایران چیست؟

بعدی- اندرو آکسوم از سال 2015 تا 2017 معاون دستیار وزیر دفاع در امور سیاست خاورمیانه و یک تحلیلگر ارشد برای آتلانتیک بود.

به گزارش انتخابتو، به نقل از مجله آتلانتیک، آتش بس شکننده بین آمریکا و ایران به جای پایان یک جنگ، نشانه ورود به مرحله پیچیده تر بحران است. این مرحله ای است که حداقل سه پیامد عمیق و پایدار برای خاورمیانه خواهد داشت.

نخست، پیامدهای اقتصادی این درگیری وجود دارد که دامنه آن فراتر از منطقه و به اقتصاد جهانی گسترش می یابد. اگرچه آمریکا به دلیل منابع عظیم انرژی از اروپا و آسیا مقاوم‌تر است، اما واقعیت این است که آثار این جنگ تا سال‌های آینده محسوس خواهد بود.

دوم وضعیت سیاسی و امنیتی خلیج فارس است. این وضعیت اکنون بسیار ناپایدارتر از گذشته است. برخلاف تصور اولیه، این جنگ نه تنها تعادل را به نفع یک بازیگر خاص تغییر داد، بلکه باعث افزایش بی اعتمادی همه طرف ها شد.

سوم، این درگیری را می توان نقطه عطفی در دورانی دانست که در آن سیاست های تهاجمی اسرائیل به پایان رسید. دوره ای که به عنوان واکنش به حملات حماس در 7 اکتبر 2023 آغاز شد و اکنون به نظر می رسد به حد بازنگری خود رسیده است. در این زمینه، روابط دفاعی واشنگتن و تل‌آویو نیز وارد مرحله جدیدی از ارزیابی شده است و نشانه‌هایی از بازنگری در هر دو طرف اصلی آمریکایی وجود دارد.

تاثیر تورمی و بلندمدت جنگ بر انرژی و کالاهای جهانی

جنگ در خاورمیانه اثراتی بر اقتصاد آمریکا و جهان فراتر از میدان جنگ خواهد گذاشت. اثراتی که بسیاری از شهروندان آمریکایی هنوز به طور کامل درک نمی کنند. حتی اگر جنگ امروز متوقف شود، کشورهای خلیج فارس با چالش بازسازی زیرساخت های خود و همچنین تقویت تسلیحات خود مواجه خواهند شد، روندی که ممکن است سال ها طول بکشد.

این تلاش‌های بازسازی موجی از تأثیرات اقتصادی را در سطح جهانی و به‌ویژه در اقتصاد ایالات متحده ایجاد خواهد کرد. در سال‌های اخیر، صندوق‌های خلیج فارس با سرمایه‌گذاری مستقیم در استارت‌آپ‌ها یا تخصیص منابع به صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر مستقر در آمریکا، نقش مهمی در توسعه و پیشرفت فناوری‌های جدید به‌ویژه هوش مصنوعی ایفا کرده‌اند. اکنون انتظار می رود که صندوق ها و موسسات سرمایه گذاری مستقل منطقه به دلیل نیاز به تمرکز بیشتر بر اولویت های داخلی، حجم سرمایه گذاری خارجی را کاهش دهند.

تاثیر اقتصادی این جنگ به تازگی آغاز شده است و اثرات تورمی آن حتی قبل از باز شدن تنگه هرمز قابل مشاهده است. علیرغم وعده ترامپ مبنی بر اعمال تحریم ها، قیمت سوخت جت، گازوئیل و صدها محصول فرعی نفتی و مواد اولیه پتروشیمی در بیشتر سال آینده بالا باقی خواهد ماند. کشورها مجبورند ذخایر استراتژیک خود را بازسازی کنند و عرضه را برای مصرف کنندگان محدود کنند و قیمت ها را افزایش دهند.

شرکت های جهانی نگران کمبود احتمالی منابع حیاتی، از هلیوم و کود تا انرژی و فرآورده های نفتی هستند. مشکل بازسازی زیرساخت های آسیب دیده پیچیده تر از تعمیر خطوط لوله است. تاسیسات جمع آوری، مایع سازی و فرآوری در زیرحوضه هدف حملات ایران، دارای قطعات ویژه با تکنولوژی و متالورژی خاص است و امکان تعویض فوری وجود ندارد. برای مثال، انتظار می‌رود حملات ایران به تاسیسات گاز طبیعی مایع راس لافان در قطر حدود 4 درصد از ظرفیت جهانی LNG را برای حداقل سه سال از بین ببرد.

چشم انداز وابستگی امنیتی خلیج فارس پس از جنگ به آمریکا

توان دفاع هوایی و موشکی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هنوز به حد ایده آل نرسیده است. سال‌هاست که اقتصاد این کشورها به ترانزیت نفت و گاز از طریق تنگه هرمز وابسته بوده است و انتظار می‌رفت که نیروهای دریایی توانایی‌های بیشتری برای حفاظت از این مسیر حیاتی فراهم کنند، اما این سرمایه‌گذاری‌ها تاکنون کوتاهی کرده است. اما سیستم های یکپارچه دفاع هوایی و موشکی که از پایان جنگ خلیج فارس در سال 1991 توسعه یافته اند، کارآمدی خود را ثابت کرده اند. این سامانه‌ها مؤثر هستند، اما گران هستند، چندین برابر موشک‌ها و راکت‌های ایرانی که برای مقابله با آن‌ها طراحی شده‌اند و نیاز به نوسازی و به‌روزرسانی مداوم دارند.

یکی دیگر از چالش های پیش روی منطقه، تهدید هواپیماهای بدون سرنشین ایران است. کشورهای عربی خلیج فارس باید استراتژی های جدیدی برای مقابله با این پهپادها ایجاد کنند، تهدیدی که حتی ارتش آمریکا نیز با آن دست و پنجه نرم می کند. هفته‌های اخیر نشان داده‌اند که جنگ آسانی در فضای پهپاد وجود ندارد و درگیری‌های آینده احتمالاً شاهد موجی از پهپادهای نیمه‌خودمختار هستند که می‌توانند به سرعت بر دفاع‌های موجود غلبه کنند.

اوضاع سیاسی و امنیتی خلیج فارس پس از این جنگ برای همه طرف های درگیر بدتر شد. ایران آسیب دیده است اما رهبری آن محکم و انقلابی باقی می ماند. رژیم تهران اکنون مصمم است نه تنها سلاح های متعارف خود را بازسازی کند، بلکه برنامه هسته ای خود را نیز تسریع بخشد.

یکی از مهم ترین پیامدهای استراتژیک این امر، کنترل ایران بر تنگه هرمز است. قبل از شروع درگیری، تنگه باز بود و نفت و کالا بدون محدودیت حمل می شد، اما جنگ که عمدتاً توسط ایالات متحده و اسرائیل تحریک شد، به ایران اجازه داد تا جریان های دریایی را به گروگان بگیرد. ایران حتی نیازی به بستن فیزیکی تنگه نداشت. این می تواند به طور موثر ترافیک دریایی را با بیمه نشدن کشتی ها و تهدید حمله محدود کند. کشورهای منطقه و بازیگران بین المللی اکنون باید واقعیت توانمندی ایران را بپذیرند و راهبردهای جدیدی را برای مقابله با این گلوگاه حیاتی انرژی در جهان توسعه دهند.

عربستان سعودی و امارات متحده عربی راه هایی برای مقابله با محدودیت های اعمال شده توسط ایران بر تنگه هرمز یافته اند. آرامکو و ADNOC، شرکت‌های ملی نفت این کشورها، با سرمایه‌گذاری زیرساختی توانستند مقاومت خود را در برابر جنگ تضمین کنند.

با این حال، کشورهایی مانند عراق، کویت و قطر که موقعیت جغرافیایی حساس تری دارند، با بسته شدن عملی این تنگه با پیامدهای بسیار شدید و ویرانگری مواجه خواهند شد. با وجود ناکامی های آمریکا در این کارزار، انتظار می رود منطقه خلیج فارس تا دهه آینده به آمریکا وابسته بماند. هیچ جایگزین موثری برای تضمین امنیت و ثبات منطقه وجود ندارد. از سال 2022، روسیه هیچ توانایی معناداری برای فرافکنی قدرت در خارج از مرزهای خود نداشته است و چین نیز هیچ تمایلی برای پذیرش مسئولیت امنیت منطقه نشان نداده است. در نتیجه، همکاری امنیتی بین ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس، علیرغم همه چالش‌ها و چالش‌ها، احتمالاً در دهه آینده تعمیق و تقویت خواهد شد.

تأمل در مورد شکست دیپلماتیک اسرائیل و تأثیرات آن بر وجهه جهانی آن

رادیکال ترین رهبران اسرائیل شروع به درک این موضوع کرده اند که افزایش یهودی ستیزی جهانی به تنهایی احساس انزوای اسرائیل را توضیح نمی دهد. حقیقت غم انگیز این است که جهان از کشته شدن ده ها هزار غیرنظامی فلسطینی، لبنانی و ایرانی در جنگ های سه سال اخیر به شدت وحشت زده شده است. نخست وزیر بنیامین نتانیاهو به دلیل سبک رهبری و تعامل طولانی مدتش با رهبران جمهوری خواه و دموکرات ایالات متحده، نقش کلیدی در انزوای اسرائیل ایفا کرد. این شامل تشویق رئیس جمهور برای شروع جنگ های غیرمردمی است. برای آمریکایی های زیر 50 سال، نتانیاهو مترادف با دولت اسرائیل است. بنابراین، اکثریت این نسل از هر دو حزب، نگاه مثبتی به اسرائیل ندارند. در نتیجه، بسیاری از اسرائیلی ها و حامیان اسرائیل در آمریکا امیدوارند که انتخابات اکتبر او را از قدرت کنار بزند و مسیر جدیدی را در سیاست خارجی و داخلی اسرائیل ایجاد کند.

برکناری بنیامین نتانیاهو از قدرت به تنهایی نمی تواند روابط پیچیده و طولانی مدت بین ایالات متحده و اسرائیل را ترمیم کند. هفته گذشته، نماینده الکساندریا اوکاسیو کرتز خواستار پایان دادن به حمایت نظامی ایالات متحده از اسرائیل شد. این موضعی است که احتمالاً ظرف یک دهه به جریان اصلی حزب دمکرات تبدیل خواهد شد. زمانی که آخرین یادداشت تفاهم 10 ساله بین ایالات متحده و اسرائیل در سال 2016 تنظیم شد که شامل 3.8 میلیارد دلار سالانه از مالیات دهندگان آمریکایی بود، بسیاری از مقامات آمریکایی از میزان کمک ها و رفتار رهبران اسرائیل شگفت زده شدند. در گذشته، رفتار متکبرانه رهبران اسرائیل با روسای جمهور آمریکا، از جمله رئیس جمهور وقت، تردیدهایی را در میان سیاستگذاران آمریکایی در مورد مشروعیت و دوام این کمک ها ایجاد کرده است.

شهروندان و سیاستگذاران آمریکایی تعجب می کنند که چرا اسرائیل باید یارانه دریافت کند، به ویژه زمانی که این کمک ها قرار است وابستگی اسرائیل به ایالات متحده را کاهش دهد. قرار بود برنامه فروش تسلیحات ایالات متحده تضمین کند که اسرائیل هرگز آمریکا را برای جنگ های خود مقصر نمی داند، اما در طول دو سال و نیم گذشته بسیاری از آمریکایی ها بر این باورند که این پیش بینی محقق نشده است.

بنیامین نتانیاهو آشکارا خواستار کاهش وابستگی اسرائیل به حمایت نظامی آمریکا شده است، زیرا این موضوع می تواند در آینده به ابزار فشار علیه واشنگتن تبدیل شود. ایالات متحده و اسرائیل به همکاری در توسعه و تولید تسلیحات پیشرفته از جمله دفاع هوایی و موشکی یکپارچه ادامه خواهند داد. اما این جنگ روابط دفاعی سنتی و مستحکم دو کشور را تغییر داد و توازن استراتژیک قوا را بازتعریف کرد.