جنگ و صنعت گردشگری؛ یک ضربه سریع، یک چرخش تدریجی

جنگ و صنعت گردشگری؛ یک ضربه سریع، یک چرخش تدریجی

تجارب کشورهای مختلف نشان می‌دهد که گردشگری در زمان بحران‌های نظامی به سرعت کاهش می‌یابد، اما در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند به یکی از موتورهای مهم تجدید ساختار اقتصادی در دوران پسابحران تبدیل شود. اولین تأثیر جنگ بر گردشگری کاهش شدید تقاضا برای سفر بود. گردشگران طبیعتاً از مقاصدی که در آن درگیری های نظامی رخ می دهد یا حتی نزدیک به مناطق بحرانی دور می مانند. یکی دیگر از پیامدهای جنگ آسیب به زیرساخت های گردشگری است. فرودگاه ها، جاده ها، مراکز تاریخی و جاذبه های توریستی ممکن است به دلیل درگیری از بین رفته یا دسترسی محدود شود. حتی در مواردی که آسیب فیزیکی مستقیم رخ نمی دهد، ناامنی یا محدودیت های ترافیکی باعث می شود که گردشگران از سفر به آن منطقه منصرف شوند.

علاوه بر این مشکلات، صنعت گردشگری با مشکل مهم دیگری نیز مواجه است و آن از بین رفتن تصویر مثبت مقصد در ذهن گردشگران است. برند گردشگری یک کشور نتیجه سال ها بازاریابی و سرمایه گذاری های اعتماد سازی است، اما یک بحران نظامی می تواند به سرعت به این تصویر آسیب برساند. بازسازی این اعتماد اغلب به زمان نیاز دارد و گاهی اوقات چندین سال طول می کشد تا گردشگران دوباره یک مقصد را به عنوان گزینه سفر در نظر بگیرند. از منظر اقتصادی، جنگ بر بسیاری از مشاغل مرتبط با گردشگری تأثیر می گذارد.

بخش گردشگری تنها به هتل ها محدود نمی شود. رستوران ها، حمل و نقل، راهنمایان تور، فروشندگان صنایع دستی و بسیاری از مشاغل کوچک محلی به این صنعت وابسته هستند. این در حالی است که تجربیات جهانی نشان می دهد که در صورت برنامه ریزی و حمایت های لازم، پس از بحران می توان بخش گردشگری را احیا کرد. یکی از مهم ترین راهکارها در زمان بحران، تمرکز بر گردشگری داخلی است.

در شرایطی که گردشگران خارجی کمتر سفر می‌کنند، فعال‌سازی بازار داخلی می‌تواند بخشی از تقاضای از دست رفته را جبران کند و به کسب‌وکارهای هتلداری و گردشگری کمک کند تا به فعالیت خود ادامه دهند. از سوی دیگر حمایت های دولتی نقش مهمی در جلوگیری از فروپاشی این بخش دارد. ارائه تسهیلات مالی، تعویق مالیات و تعویق بدهی های بانکی می تواند از تعطیلی گسترده فعالان این حوزه جلوگیری کند. بهتر است صندوقی با مشارکت بخش خصوصی و شرکت‌های بیمه که در زمان صلح حق بیمه دریافت می‌کنند ایجاد شود تا هزینه‌های ثابت شرکت‌های گردشگری مانند حداقل حقوق کارکنان و هزینه‌های نگهداری تسهیلات در مواقع بحران را پوشش دهد.

چنین حمایت هایی در بسیاری از کشورها در چارچوب سیاست های بهبود اقتصادی پس از بحران اجرا شده است. با این حال، من معتقدم که بزرگترین چالش پس از بحران نظامی تغییر نام تجاری است زیرا جهان این منطقه را به عنوان یک منطقه خطرناک می شناسد. از این نظر، بازسازی تصویر مقصد بسیار مهم است. دولت باید قویا وارد عرصه دیپلماسی گردشگری شود و در کمپین هایی سرمایه گذاری کند تا تصویر ذهنی پس از آرامش بازسازی شود. در نهایت باید گفت که اگرچه جنگ ممکن است ضربه جدی به گردشگری وارد کند، اما این بخش قابلیت بازیابی و بازگشت را دارد، اما شرط اصلی این بازگشت مدیریت صحیح بحران، حمایت فعالان بخش و برنامه ریزی برای بازسازی اعتماد گردشگران است.

متخصص عالی در زمینه گردشگری

212

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین