آیا پایه های اتحاد فراآتلانتیک ضعیف می شود؟

آیا پایه های اتحاد فراآتلانتیک ضعیف می شود؟

بعدی- الدار ممدوف، تحلیلگر ارشد امور اروپا در اتاق فکر کوئینسی

به گزارش انتخابتو به نقل از مجله Responsible Statecraft، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در کنفرانس امنیتی مونیخ در محیطی شرکت کرد که روابط فراآتلانتیک تحت الشعاع افزایش اضطراب و بی اعتمادی قرار گرفت. مقامات اروپایی در پی انتقاد شدید JD. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، انتظار داشت که نماینده واشنگتن در سال 2025، این بار با لحنی آرام تر و مطابق با سنت دیپلماسی کلاسیک آمریکایی ظاهر شود. سبکی که بر احیای اتحادهای دیرینه به جای تقسیم تاکید دارد.

احیای تمدن غرب؛ ماموریت جدید واشنگتن علیه اروپا

اما آنچه روبیو در مونیخ ارائه کرد فراتر از یک پیام معمولی دیپلماتیک بود. او سعی کرد با ترکیب زبان مدنی، نوستالژی برای قدرت غربی و هشدارها درباره آینده چارچوب جدیدی برای روابط آمریکا و اروپا ترسیم کند. چارچوبی که نه تنها بر اساس همکاری سیاسی بلکه بر یک مأموریت بزرگتر است: “رستاخیز تمدن غرب”.

روبیو در سخنان خود بر تداوم روابط تاریخی بین دو سوی اقیانوس اطلس تاکید کرد و گفت: ما به دنبال گسست نیستیم، ما می خواهیم دوستی قدیمی را احیا کنیم و بزرگترین تمدن تاریخ بشریت را تجدید کنیم. این بیانیه به وضوح تلاش او را برای بازتعریف اتحاد آمریکا و اروپا نه فقط به عنوان یک اتحاد ژئوپلیتیک بلکه به عنوان یک پروژه تمدنی مشترک آشکار کرد.

وزیر خارجه آمریکا که به عنوان یکی از چهره های برجسته جنبش نومحافظه کاران در حزب جمهوری خواه قبل از دوران ترامپ شناخته می شود، همچنان بر نقش محوری واشنگتن در هدایت این مسیر تاکید می کرد. وی اعلام کرد: ایالات متحده آمریکا بار دیگر با الهام از چشم اندازی که آینده ای به اندازه گذشته تمدن ما سربلند، مستقل و حیاتی است، مسئولیت نوسازی و بازسازی را بر عهده خواهد گرفت.

اما روبیو علاوه بر تاکید بر رهبری آمریکا، پیام دیگری نیز به متحدان اروپایی داد: واشنگتن ترجیح می دهد این مسیر را در قالب یک اتحاد مشترک دنبال کند. وی توضیح داد: «در حالی که ما آماده هستیم در صورت لزوم به تنهایی این کار را انجام دهیم، ترجیح و امید ما این است که با شما دوستان اروپایی خود این کار را انجام دهیم.

پیام روبیو؛ تهدیدات فرهنگی در مرکز نگرانی های راهبردی غرب قرار دارد

پس از سخنرانی مارکو روبیو در کنفرانس امنیتی مونیخ، پیام وزیر امور خارجه آمریکا به دعوت برای احیای اتحاد غرب محدود نشد. اما همچنین حاوی هشدارهای صریح و ضمنی در مورد آنچه واشنگتن به عنوان نشانه هایی از “فرسایش تمدنی” در اروپا می دید، بود. کلماتی که نشان می دهد دولت ترامپ رقابت ژئوپلیتیکی را نه تنها در قالب قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه در چارچوب تضاد هویتی و تمدنی تعریف می کند.

روبیو اگرچه در بخش قابل توجهی از سخنان خود بر ریشه های مشترک آمریکا و اروپا تاکید کرد، اما به موضوعاتی اشاره کرد که توسط دولت ترامپ تهدیدی برای پایه های تمدن غرب تلقی می شود. وی به ویژه نسبت به “مهاجرت دسته جمعی” هشدار داد و اعلام کرد که این روند “می تواند هماهنگی جوامع ما، تداوم فرهنگ و آینده مردم ما را تهدید کند.”

این اظهارات منعکس کننده همان لفاظی هایی است که دولت ترامپ قبلاً تحت عنوان “تخریب تمدن” مطرح کرده بود. این مفهومی است که در سال های اخیر در میان برخی از جنبش های سیاسی دست راستی در اروپا مطرح شده است.

این بخش از سخنرانی روبیو نشان دهنده تلاش واشنگتن برای هماهنگ کردن گفتمان امنیتی خود با نگرانی های فرهنگی و هویتی است. نگرانی هایی که به یکی از محورهای اصلی درگیری های سیاسی داخلی در برخی کشورهای اروپایی تبدیل شده است. در زیر، وزیر امور خارجه آمریکا مستقیماً به برخی از ارکان کلیدی جهان بینی دولت ترامپ پرداخته است. او آنچه را که «فرقه تغییرات اقلیمی» نامید، به شدت مورد انتقاد قرار داد و آن را مانعی بر سر راه رقابت اقتصادی غرب دانست. این موضعی است که با دیدگاه های قبلی ترامپ در مورد اولویت دادن به رشد اقتصادی بر سیاست های آب و هوایی مطابقت دارد.

روبیو همچنین از کشورهای اروپایی خواست که سهم بیشتری از هزینه های دفاعی خود را بر عهده بگیرند. خواسته ای که سال هاست به یکی از محورهای همیشگی انتقاد واشنگتن از متحدان اروپایی اش تبدیل شده است. وی در همین زمینه از عملکرد نهادهای بین المللی به ویژه سازمان ملل نیز انتقاد کرد و آن ها را در مقابله با چالش های جهانی ناکارآمد اعلام کرد.

سکوت جدی در مورد اوکراین پیام مخفی روبیو و شکاف عمیق در اتحاد غرب

گرچه نگرش های مارکو روبیو در کنفرانس امنیتی مونیخ برای بسیاری از ناظران اروپایی تازگی نداشت، اما پیش از این در اسناد JD Vance و استراتژی امنیت ملی ایالات متحده به آن اشاره شده بود، اما نحوه صحبت او فضای متفاوتی ایجاد کرد. روبیو همان پیام های تند را در قالبی دیپلماتیک تر، با لحنی ملایم تر و روایتی آمیخته با زبان متمدن و تاریخی ارائه کرد. رویکردی که مرا به یاد جمله معروف فیلم «مری پاپینز» می اندازد: «یک قاشق شکر هضم دارو را آسان می کند». این سبک بیان با واکنش مثبت برخی شرکت کنندگان مواجه شد و حتی با تشویق و تشویق ایستاده برخی شرکت کنندگان همراه شد.

اما شاید مهم‌ترین بخش سخنرانی روبیو این نبود که او چه گفت، بلکه آن چیزی بود که به عمد یا آگاهانه از گفتن آن اجتناب کرد. به ویژه در مورد جنگ در اوکراین، که برای بسیاری از دولت های اروپایی بزرگترین تهدید امنیتی این قاره است. وزیر امور خارجه آمریکا تنها یک بار به اوکراین اشاره کرد. نه در چارچوب حمایت نظامی یا تعهد راهبردی بلندمدت، بلکه صرفاً برای برجسته کردن نقش واشنگتن در آوردن روسیه و اوکراین به میز مذاکره. این اشاره محدود در تضاد آشکار با مواضع سنتی آمریکا در سال های اخیر بود.

چیزی که بیش از همه مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت، غیبت کامل برخی کلیدواژه های آشنا در گفتمان غرب بود. روبیو هرگز به شعار اصلی خود، «تا زمانی که طول بکشد از اوکراین حمایت کنید» اشاره نکرد. شعاری که در سال های اخیر به ستون سیاست غرب در قبال جنگ اوکراین تبدیل شده است. علاوه بر این، چارچوب ایدئولوژیک «دموکراسی علیه استبداد» که مقامات آمریکایی پیش از این بارها برای توصیف این جنگ به کار برده بودند، به کلی از سخنان وی حذف شد.

این سکوت زنگ خطر جدیدی را در محافل سیاسی و تحلیلی اروپا ایجاد کرد. شاشانک جوشی، تحلیلگر اقتصادی هشدار داد که این تغییر لحن می تواند نشان دهنده تغییر عمیق تر در استراتژی آمریکا باشد. به گفته وی، نگرانی ها در مورد اینکه ایالات متحده دیگر روسیه را به عنوان یک دشمن استراتژیک یا یک تهدید مستقیم نمی بیند، در حال افزایش است. این تصوری است که سخنان روبیو آن را انکار نمی کند.

پیام اصلی واشنگتن در سایه لغو این سفر؛ آیا آمریکا اروپا را در مسئله اوکراین تنها خواهد گذاشت؟

در حالی که مارکو روبیو در کنفرانس امنیتی مونیخ با لحنی آشتی جویانه درباره «احیای تمدن غرب» صحبت کرد، اقدامات او در عمل پیامی متفاوت و حتی نگران کننده را برای متحدان اروپایی ارسال کرد. پیامی که بیش از هر سخنرانی واقعیت استراتژی جدید واشنگتن را آشکار می کند.

شب قبل از سخنرانی، روبیو نشست برنامه ریزی شده با رهبران اروپایی درباره جنگ در اوکراین را لغو کرد. این تصمیم که رسما با «مداخله برنامه ریزی شده» توجیه شده بود اما در پشت صحنه اتخاذ شد، واکنش های تند مقامات اروپایی را برانگیخت. به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، برخی از مقامات اروپایی این اقدام را نشانه آشکاری از تمایل کمتر آمریکا برای همکاری نزدیک با متحدان خود برای پایان دادن به جنگ توصیف کردند.

در حالی که یکی از این مقامات این تصمیم را “دیوانه” توصیف کرد، دیگری اظهار داشت که برگزاری چنین نشستی بدون آمریکا در واقع بی معنی است. این واکنش ها نشان داد که شکاف میان واشنگتن و متحدان اروپایی اش فراتر از اختلافات تاکتیکی به ابعاد استراتژیک رسیده است.

این تحولات در حالی رخ می دهد که دونالد ترامپ به طور فزاینده ای برای پایان سریع جنگ در اوکراین فشار می آورد. حتی اگر این مستلزم امتیازات ارضی از کیف باشد. ترامپ به طور خاص به ولودیمیر زلنسکی برای خروج از منطقه دونباس فشار آورد. اقدامی که از دیدگاه او می تواند راه را برای توافق صلح هموار کند.

رئیس جمهور آمریکا اخیراً از زلنسکی خواست تا “اقدامی انجام دهد” و هشدار داد که اوکراین “فرصت بزرگ” را از دست خواهد داد اگر او این مسیر را طی نکند. ترامپ همچنین بر آمادگی روسیه برای معامله تاکید کرد. این موضعی است که نشان دهنده تلاش واشنگتن برای تسریع روند پایان دادن به جنگ است، حتی اگر به معنای تغییر مرزهای ژئوپلیتیک باشد.

از سوی دیگر، زلنسکی معتقد است که وضعیت نظامی اوکراین هنوز به مرحله ای نرسیده است که چنین امتیازاتی اجتناب ناپذیر باشد. این موضع، اگرچه توسط برخی از اطرافیان او حمایت می شود، در داخل اوکراین نیز بحث برانگیز است. زیرا بسیاری از مردم نگران هستند که ادامه جنگ هزینه های انسانی و زیرساختی سنگین تری برای کشور به همراه داشته باشد.

در سطح اروپا هم اتفاق نظر وجود ندارد. در حالی که امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه نشانه هایی از تمایل خود برای گفتگو با مسکو نشان داده است، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان چنین اقدامی را زودهنگام می داند و بر حفظ استراتژی فعلی، از جمله حمایت نظامی از اوکراین و حفظ فشار تحریم ها بر روسیه، اصرار دارد. در همین حال، ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ به واقعیتی اشاره کرد که بسیاری از رهبران اروپایی به طور ضمنی به آن معتقدند: تا زمانی که جنگ در اوکراین ادامه داشته باشد، اروپا در چارچوب نظم امنیتی موجود باقی می‌ماند و از ورود به مرحله بازتعریف نامشخص امنیت اجتناب می‌کند.

با این حال، برخلاف این دیدگاه، دولت ترامپ به وضوح به سمت راه حل دیپلماتیک حرکت می کند. حتی اگر این مسیر با دغدغه ها و اولویت های متحدان اروپایی همخوانی نداشته باشد. در همین حال، سخنان روبیو در مورد “احیای بزرگترین تمدن تاریخ بشر” به جای یک نقشه راه عملی، یک ایده آل ژئوپلیتیکی را نشان می دهد. زیرا در نهایت سرنوشت اروپا نه در سخنرانی های مونیخ، بلکه در تصمیمات دشواری که رهبران اروپایی باید خودشان بگیرند مشخص می شود: آیا آنها همچنان به چتر امنیتی آمریکا تکیه می کنند یا آماده هستند تا مسئولیت استراتژیک امنیت خود و شاید حتی پایان مستقیم جنگ در اوکراین را بر عهده بگیرند.