در میان تعمیق بحران های اقتصادی و فرسایش قدرت خرید، این بار نوبت به یکی از حساس ترین لایه های سرمایه انسانی کشور رسیده است. جایی که معیشت اعضای هیأت علمی نه تنها به یک مطالبه صنفی، بلکه به موضوعی راهبردی در سطح «امنیت تحصیلی» تبدیل می شود. بحث افزایش حقوق اساتید دانشگاه اکنون از اختلافات اداری بین نهادها فراتر رفته و به نمادی از شکاف بین سیاست گذاری و واقعیت های زندگی نخبگان تبدیل شده است.
بر اساس گزارش فردا، گزارش ها و اظهارات رسمی حاکی از آن است که جامعه دانشگاهی ایران در یکی از سخت ترین مراحل خود قرار دارد. دوره ای که در آن ترکیب تورم مزمن، کاهش ارزش درآمدها و فقدان چشم انداز پایدار نه تنها انگیزه تولید علم را تضعیف کرده است، بلکه خروج نخبگان را به سطوح هشدار دهنده ای رسانده است. این پدیده ای است که برخی آن را «مهاجرت ژنتیکی دانشگاه ها» می نامند.
کاهش کرامت، افزایش مهاجرت
احسان عظیمی راد سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس به شکاف جدی جایگاه اساتید ایرانی با استانداردهای بین المللی اشاره می کند و تاکید می کند هنوز در بسیاری از کشورها استاد دانشگاه بودن یکی از مشاغلی است که اعتبار اجتماعی و امنیت اقتصادی دارد. اما در ایران فشارهای اقتصادی و افزایش رقابت برای جذب هیات علمی این جایگاه را تضعیف کرده است.
نتیجه این روند یک دوگانگی خطرناک است: از یک سو موج مهاجرت اساتید و از سوی دیگر کاهش تمایل نخبگان جوان برای ورود به دانشگاه. در آموزش و پرورش نیز می توان وضعیت مشابهی را مشاهده کرد. جایی که معلمان برای اطمینان از حداقل شرایط زندگی به مشاغل دوم و سوم روی می آورند.
سرمایه گذاری ملی در راه است
هزینه آموزش یک هیئت علمی از مقطع کارشناسی تا فوق دکتری فقط یک رقم در بودجه نیست، بلکه یک سرمایه گذاری ملی چند لایه و انبوه است که توسط یارانه های آموزشی، زیرساخت های علمی و منابع انسانی شکل می گیرد. به خصوص در فضایی که کشورهای منطقه با پیشنهادهای چند هزار دلاری در ماه اساتید ایرانی را جذب می کنند، از دست دادن این سرمایه چیزی جز «خروج سرمایه ملی» نیست.
در حالی که حقوق استادان در کشورهایی مانند امارات، عربستان و عمان بین ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰ دلار در ماه تخمین زده میشود، درآمد بسیاری از اعضای هیات علمی در ایران اگرچه بالا بود، اما به زیر ۳۰۰ دلار رسید. این تفاوت فقط یک تفاوت عددی نیست. بلکه شکافی در زندگی حرفه ای و امکانات آینده نگری است.
گره اداری، بحران واقعی
در چنین شرایطی تصمیم برای افزایش حقوق اعضای هیأت علمی که می توانست تا حدودی از این فشار بکاهد، به خودی خود محل بحث شد. به گفته نمایندگان مجلس، این افزایش در شورای حقوق و دستمزد تصویب شد و با وجود اینکه به امضای رئیس سازمان برنامه و بودجه رسیده بود، در مرحله اجرا با مقاومت هایی مواجه شد.
جبار کوچینی نژاد، نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه، نارضایتی گسترده دانشگاهیان را به صراحت بیان می کند و تاکید می کند که اختلاف نظر در مجلس نه از اصل افزایش حقوق، بلکه از «روند تصویب» ناشی می شود. اما همین اختلافات نهادی عملاً یک تصمیم بزرگ را به تأخیر انداخت.
دانشگاه؛ هزینه یا رانندگی؟
یکی از اشتباهات راهبردی در نگاه به نظام آموزش عالی، کاهش آن به یک موسسه پرهزینه است. در حالی که در اقتصادهای توسعه یافته دانشگاه ها به عنوان موتورهای ثروت و نوآوری عمل می کنند، در ایران دیدگاه غالب همچنان بودجه محور و حداقلی است.
در این زمینه، افزایش حقوق اساتید پاداش نیست، بلکه تلاشی برای جبران تاخیر حقوق در مقابل تورم و تضمین حداقل تمرکز برای فعالیت های علمی است. استاد علاقه مند به زندگی روزمره بعید است که در خط مقدم حل مشکلات پیچیده ملی باشد.
ما تلاش می کنیم نسل جوان را زنده نگه داریم
در عین حال، برخی از سیاست ها نشانگر تلاش برای کنترل بحران هستند. به گفته مسئولان دانشگاه، افزایش های اخیر بیشتر بر روی اعضای هیأت علمی جوان متمرکز شده است تا از خروج این گروه با بیشترین تمایل به مهاجرت جلوگیری شود. با این حال، تاثیر این رویکرد محدود خواهد بود مگر اینکه مشکل معیشتی به طور ریشه ای حل شود.
پیوند معیشت و امنیت ملی
شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در این پرونده مشارکت داشت و به وضوح بر اهمیت راهبردی موضوع تاکید کرد. دبیر این شورا معیشت اعضای هیات علمی را یکی از مولفه های اصلی حفظ موجودیت نخبگان دانست و حتی آن را با پیشرفت های علمی و دستاوردهای ملی از جمله در حوزه های راهبردی پیوند داد.
این دیدگاه یک اخطار واضح دارد: تضعیف دانشگاه فقط یک موضوع صنفی نیست. بلکه ممکن است پیامدهای مستقیمی برای قدرت علمی کشور و حتی قدرت ملی آن داشته باشد.
چشم های کشیش
اکنون بیش از هر زمان دیگری، اصل ماجرا به تصمیم قوه مجریه بستگی دارد. نمایندگانی که اعلام کردند رئیس جمهور آمده و موضوع را به معاون اول منتقل کرده اند، امیدوارند این بار تصمیم افزایش حقوق از نوسانات اداری عبور کند.
در شرایطی که صندلی های هیئت علمی دیگر جذابیت گذشته را ندارد و بسیاری از نخبگان جوان در دوراهی «بمان یا ترک» باقی مانده اند، تصمیم نهایی دولت می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد. تصمیمی که نه تنها میز اساتید بلکه آینده علمی کشور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
این دیگر فقط در مورد افزایش حقوق نیست. سوال اینجاست که آیا سیاستگذار همچنان دانشگاه را یک سرمایه استراتژیک می داند؟






ارسال پاسخ