اکونومیست: به نظر می رسد ترامپ تمایلی به دستور حمله پرخطر ندارد

اکونومیست: به نظر می رسد ترامپ تمایلی به دستور حمله پرخطر ندارد

اکونومیست نوشت: کمی شمشیربازی و لاف زدن می تواند در سیاست خارجی مفید باشد. با این حال، اگر زیاده روی کنید، ممکن است شمشیر به شما نتیجه معکوس بدهد. آمریکا پس از دو ماه بن بست با ایران در چنین وضعیتی قرار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ دستور تشکیل نظامی گسترده در خاورمیانه را صادر کرده است. برخی می گویند این بزرگترین استقرار در دو دهه اخیر بوده است. اما به نظر می رسد که او تمایلی به دستور حمله خطرناک ندارد. تهدیدهای او ایران را مجبور به انجام معامله برای جلوگیری از حمله نکرد. اکنون او با یک انتخاب دشوار روبرو است: دستور حمله علیه همه شانس ها یا پذیرش یک عقب نشینی تحقیرآمیز.

در ادامه این مقاله آمده است: این بحران، آخرین نمونه از تیرگی روابط آمریکا با جمهوری اسلامی، از اواخر آذرماه آغاز شد، زمانی که آمریکا در موقعیتی برای حمله نبود: حتی یک ناو هواپیمابر در منطقه نداشت.

اکنون چنین محدودیتی وجود ندارد. ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن در اواخر ژانویه وارد دریای عرب شد. کشتی دوم، USS Gerald Ford، هفته گذشته به منطقه اعزام شد. این کشتی روز 17 فوریه از تنگه جبل الطارق گذشت و قرار است تا چند روز آینده به مقصد برسد. در همین حال، ده ها هواپیمای جنگی از اقیانوس اطلس عبور کردند، از جمله هواپیماهای F-35 و A-3 هشدار اولیه، جدیدترین هواپیمای جنگی در زرادخانه ایالات متحده. آنها را هواپیماهای سوخت رسان هوایی همراهی می کردند.

ایالات متحده از زمان حمله به عراق در سال 2003، چنین زرادخانه هوایی بزرگی را در خاورمیانه مستقر نکرده است. هنگامی که تابستان گذشته تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد، یک عملیات محدود و یکباره بود: هفت بمب‌افکن B-2 از میسوری در سراسر جهان پرواز کردند و یک زیردریایی موشک‌های کروز را در نزدیکی ایران شلیک کرد.

این نشست نظامی در حالی ادامه یافت که دیپلمات ها برای دستیابی به توافق تلاش کردند. استیو ویتکاف، فرستاده کل آقای ترامپ و دامادش جرد کوشنر دو دور دیدار غیرمستقیم با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران داشتند. دور دوم این نشست در تاریخ 17 فوریه در ژنو برگزار شد. آقای عراقچی گفت که مذاکره کنندگان “بر سر برخی از اصول راهنما به توافق کلی دست یافتند.”

جی دی ونس در همان روز در مصاحبه ای با فاکس نیوز گفت: “رئیس جمهور خطوط قرمزی را ترسیم کرده است که ایرانی ها هنوز تمایلی به پذیرش و کار روی آن ندارند.” چنین بدبینی از سوی معاون رئیس جمهور که به شاخه انزواطلب جنبش ماگا تعلق دارد و عموماً به دیپلماسی با ایران خوشبین است، چشمگیر بود.

هنوز مشخص نیست که دولت دقیقا چه نوع معامله ای را می خواهد. حداقل، یک توافق جدید باید برنامه هسته ای ایران را محدود کند. برنامه ای که قبل از حملات تابستان گذشته بیش از 400 کیلوگرم اورانیوم نزدیک به سلاح غنی سازی کرد. برخی از متحدان جمهوری خواه آقای ترامپ بر این باورند که دیپلماسی باید بسیار فراتر از این باشد: آنها همچنین می خواهند که ایران با محدودیت های سخت گیرانه در مورد زرادخانه موشک های بالستیک خود و پایان دادن به حمایت از شبه نظامیان در جهان عرب موافقت کند. این نیز انتخاب اسرائیل است.

مثل همیشه، تفسیر اظهارات خود آقای ترامپ دشوار است. او گفت که خواهان توافقی برای توقف برنامه موشکی ایران ظرف یک هفته است. او بعداً گفت که ممکن است به یک توافق تمام اتمی رضایت دهد.

مذاکره کنندگان هنوز تاریخی برای سومین نشست تعیین نکرده اند. آمریکایی ها می گویند که انتظار دارند ایرانی ها ظرف دو هفته آینده پیشنهاد مفصلی ارائه کنند. وزارت امور خارجه اعلام کرد که انتظار می رود مارکو روبیو وزیر امور خارجه در 28 فوریه به اسرائیل سفر کند. این جدول زمانی نشان می دهد که حمله آمریکا قریب الوقوع نیست. اما می تواند فریبنده باشد.

با این حال، انتظار نمی رود هیچ یک از این اقدامات به نتایج قطعی منجر شود. هرگونه آسیب به برنامه هسته ای یا موشکی ایران فقط موقتی خواهد بود. به نظر می رسد فقدان شفافیت در مورد اهداف بلندمدت یکی از دلایل تردید ترامپ برای دستور حمله باشد.

منبع: انتخابات