بازار خودرو 550 همتی پشت پرده اجاره

قیمت ماشین

برآورد ارزش بازار خودروهای سواری در سال گذشته نشان می دهد که اگرچه این دو خودروساز بزرگ اکثریت خودروهای کشور را تولید می کنند، اما نمی توانند سهم خود را از ارزش اقتصادی بازار به طور کامل تصاحب کنند. بخشی از این ارزش بین قیمت کارخانه و بازار آزاد تقسیم می شود.

به گزارش دنیای اقتصاد، یک مرکز تحقیقاتی وابسته به خودروسازان در تحلیل آماری خود از وضعیت صنعت و بازار خودرو تاکید کرد که ارزش بازار خودروهای سواری نو در سال گذشته با قیمت کارخانه حدود 1800 میلیارد تومان بوده است. اما همین خودروها با قیمت روز در بازار آزاد حدود 2350 همات ارزش دارند. اختلاف این دو رقم تقریباً به 550 هزار میلیارد تومان می رسد. شکافی که معادل بیش از 30 درصد ارزش کل بازار خودرو است و می توان آن را محصول مستقیم سیستم قیمت گذاری دستوری دانست.

قیمت ماشین

دلیل اصلی این وضعیت بر اساس سیاستی است که سال ها تحت عنوان حمایت از مصرف کننده اجرا می شود. قیمت گذاری تجویزی سیاستگذار برای کنترل قیمت خودرو، نرخ فروش محصولات را در سطحی کمتر از قیمت بازار تعیین می کند. در نتیجه قیمت کارخانه از قیمت واقعی بازار منحرف شده و شکاف ایجاد می شود. هر چه این اختلاف بیشتر باشد ارزش اقتصادی بیشتری از کارخانه به بازار منتقل می شود.

یک کارشناس خودرو می گوید تفاوت 550 سهمی بین ارزش کارخانه و ارزش بازار خودروهای سواری در سال 1404 در واقع نشان دهنده میزان ثروت توزیع شده از ترازنامه خودروسازان است. این رقم به خوبی نشان می دهد که سودهایی که می توانست در صنعت خودرو باقی بماند در حال منحرف شدن است.

در سال های اخیر زیان انباشته خودروسازان بزرگ کشور بارها مطرح شده است. ایران خودرو و سایپا با وجود فروش گسترده محصولات خود با بدهی های سنگین و زیان انباشته مواجه شدند. پاسخ دقیقاً در تفاوت بین قیمت کارخانه و قیمت بازار نهفته است.

این خودروساز محصول خود را با قیمتی که مراجع نظارتی تعیین می کنند به فروش می رساند اما همین محصول چند روز بعد با قیمت بسیار بالاتری در بازار معامله می شود. بنابراین سودی که در حالت عادی باید نصیب تولیدکننده شود به رینگ های خارج از زنجیره تولید منتقل می شود.

به این ترتیب، سیستم قیمت گذاری دستوری تضمین می کرد که بزرگترین برندگان بازار خودرو کسانی هستند که نقشی در روند تولید ندارند. واسطه هایی که موفق به خرید خودرو به قیمت کارخانه می شوند، سرمایه گذارانی که خودرو را یک دارایی می دانند و دلالان خودرو از این تفاوت قیمت سود می برند.

این در حالی است که خودروساز نه تنها نمی تواند سهمی از این ارزش افزوده داشته باشد، بلکه به دلیل محدودیت قیمتی با کمبود نقدینگی مواجه است. نتیجه چنین وضعیتی کاهش قدرت سرمایه گذاری، کند شدن روند توسعه محصول و تاخیر در فناوری تولید است.

تجربه در بازار خودرو نشان داده است که اکثر مصرف کنندگان هرگز موفق به خرید خودرو به قیمت کارخانه نمی شوند. بنابراین مصرف کننده خودرو را به قیمت بازار خریداری می کند. در چنین حالتی نه تولید کننده و نه مصرف کننده سود نمی برند. برعکس سود واقعی نصیب کسانی می شود که از تفاوت قیمت کارخانه و بازار سود می برند.