باکسر که کشیش یک کلیسای کوچک روستایی است

باکسر که کشیش یک کلیسای کوچک روستایی است

به گزارش انتخابتو، وطن امروز نوشت:

«مرد مرده بیدار شو» یک فیلم معمایی آمریکایی محصول سال ۲۰۲۵ به نویسندگی و کارگردانی رایان جانسون است که پیش از این جایزه «کارگردان برجسته» را از انجمن کارگردانان آمریکا به عنوان یکی از کارگردانان مجموعه «برکینگ بد» دریافت کرده بود. جانسون که فعالیت سینمایی خود را با یک فیلم پلیسی در سال 2005 آغاز کرد، به جز کارگردانی «جنگ ستارگان: آخرین جدای» در سال 2017، تنها در این ژانر پلیسی به کار خود ادامه داد. او در سال 2019 فیلمی معمایی به نام «چاقو» را فیلمبرداری کرد و سپس در سال 2022 فیلم دیگری به نام «Staaake» را به نام «Staaake Supply Oninix:» را روانه بازار کرد. مرد”. “راز”. «چاقو زدن» ادامه غیر مستقیم همین اثر است.

داستان در مورد بوکسوری سابق است که گذشته خشونت آمیز خود را پشت سر گذاشته و اکنون کشیش یک کلیسای روستایی کوچک است. پس از یک رویارویی غیرمنتظره با یکی از مقامات کلیسا، او به کلیسایی دورافتاده در شمال نیویورک منتقل می شود تا دستیار مردی سخت گیر با گذشته شطرنجی شود. این وضعیت جدید آغاز یک سری ماجراهای جنایی درهم تنیده است. دنیل کریگ بار دیگر در این فیلم نقش کارآگاه بنوا بلان را بازی می کند و جاش اوکانر، گلن کلوز، جاش برولین، میلا کونیس، جرمی رنر، کری واشنگتن، اندرو اسکات، کلی اسپینی، داریل مک کورمک و توماس هایدن چرچ از دیگر بازیگران فیلم هستند.

“Wake Up Dead Man” در سپتامبر 2025 در جشنواره فیلم تورنتو اکران شد، پس از آن در 26 نوامبر در سینما اکران شد و در نهایت در 12 دسامبر 2025 در نتفلیکس اکران شد. این فیلم با واکنش گرم و مشتاقانه منتقدان مواجه شد. در جمع‌آوری مرور Rotten Tomatoes، 92 درصد از 257 مرور مثبت بودند. این فیلم بر اساس نظرات 57 منتقد در سایت متاکریتیک امتیاز 81 از 100 را دریافت کرد و مورد تحسین همگان قرار گرفت. در زیر ضمن پرداختن به جنبه‌های فنی این فیلم که به یکی از بهترین فیلم‌های پلیسی سال گذشته تبدیل شده است، به برخی از جنبه‌های روان‌شناختی و فلسفی فیلم و همچنین نقدها و مفاهیم نهفته در پیشینه آن درباره رهبری کلیسا در غرب پرداخته شده است.

از بوکس گرفته تا تبلیغ دین

رایان جانسون کارگردان و فیلمنامه نویس مشهور آمریکایی که پیش از این با فیلم های جنایی و معمایی خود به شهرت رسیده بود، با اثری خارق العاده که حول محور فلسفه، دین و باورهای انسانی می چرخد، به صحنه بازمی گردد و مخاطب خود را با پرسش های عمیقی مواجه می کند. جانسون مخاطبان خود را از دنیای پر زرق و برق امروزی به دنیایی مرموز و تاریک می برد. تنها رازی که در داستان پنهان است، مکانی نیست که مخفی ترین اسرار بشریت در آن نگهداری می شود و کلیسایی که قتل در آن انجام شده است.

دوربین فیلم کلیسا، نیازمندان و مردم مضطر، کشیش و رهبران مذهبی را به ما نشان می دهد. افرادی با ظاهر مذهبی که اسرار تاریک را در درون خود نگه می دارند. این ما را به یاد مرز باریک بین ایمان و گناه می اندازد. داستانی پر از مفاهیم مذهبی و اجتماعی مسیحی. در دنیای مفاهیم مذهبی که در این اثر دیده می شود،

پیچیدگی های رمز و راز جنایی کلاسیک و روایت نیز مشهود است. اثری که ما را به یاد پوآرو، شرلوک هلمز و میس مارپل با بازی حرفه ای «دنیل کریگ» در نقش کارآگاه می اندازد. در حالی که هوش و صداقت «دانیل کریگ» در نقش بنوا بلان مخاطب را به خود جلب می کند، نقش اصلی فیلم «جاش اوکانر» است که نقش جاد، کشیش معصوم و حساسی را بازی می کند.

او در گذشته سابقه بازی های بوکس را داشت و حریف خود را با ضربه ای کشت. از همان لحظه زندگی او تغییر کرد و به کلیسا پناه برد. دیالوگ هایی در این فیلم وجود دارد که نشان دهنده غریزه مبارزه جاد است. غریزه ای که با وجود کشیش بودن هرگز تغییر نمی کند و با عصبانیت خودش را نشان می دهد. یعنی تا زمانی که جاد به منطقه جدیدی فرستاده شود تا زیر نظر یک راهب بداخلاق به نام مونسینور جفرسون ویکس (جاش برولین) خدمت کند.

اندکی بعد، ویکس از کشیش جدید می خواهد که اعترافات او را بشنود، اما اعترافاتی که از دهان او بیرون می آید تکان دهنده است و شخصیت مذهبی ویکس را زیر سوال می برد. این وضعیت طعنه آمیز بیننده را به این فکر می اندازد که در چه کلیسایی قدم می گذارد. ویکس که شخصیتی عجیب، بدبین و احساسی دارد، با افکار و سخنان خشم آلود خود توجه ها را به خود جلب می کند و از پیروان خود می خواهد در این عصر مدرن به سهم خود عمل کنند و کلیسا چیزی کمتر از آن مطالبه نکند. جاد که این فضای سرد و خصمانه را تماشا می کند، می بیند که مردمی که در کلیسا پناه گرفته اند آرام نمی گیرند و روز به روز وضعیتشان بدتر می شود.

آنها که روز به روز خشمگین‌تر و مضطرب‌تر می‌شوند، به این باور گمراه‌کننده‌ای که ویکز آن را نادرست معرفی کرده است، می‌چسبند. جاد در دیالوگ ها به ویکس هشدار می دهد که سبک او را نمی پسندد و خود عیسی مردم را با عشق دعوت می کند و خود را خدمتگزار جهان می داند نه دشمن جهان. برای مسیح، جهان محل شفقت، عشق و خدمت بود، اما مسیر ویکز تماماً در مورد طمع و خصومت است.

این انتقادات باعث می شود که ویکس نسبت به جاد سرد شود تا اینکه نفرت در دل جاد شکل بگیرد. عجیب ترین و جنجالی ترین سکانس فیلم زمانی است که ویکز به طور ناگهانی کشته می شود و معما تازه شروع می شود. عده معدودی که از طرفداران ویکز بودند بسیار ناراحت بودند و جاد را مظنون اصلی پرونده می دیدند تا اینکه بازی بنوا بلان شروع شد و لحظات هیجان انگیز، سرگرم کننده و سوال برانگیزی را فراهم کرد. سوالات جدی مانند: ایمان واقعی چیست؟ آیا مسیحیت یک دین واقعی است یا یک دین تحریف شده؟ مرز ایمان و گناه چیست؟

نشانه فساد عمیق

یکی از جنجالی ترین صحنه های فیلم زمانی رخ می دهد که بیننده متوجه می شود که یکی از طرفداران ویکز، یک زن فلج، تمام پس انداز خود را به ویکز داده است تا برای بهبودی او دعا کند. در این میان، ویکس اذعان می کند که از دست بازندگان اطراف خود خسته شده است و می خواهد با تمام دارایی خود بازنشسته شود و سؤالات دیگری پیش می آید: پایان تقوای یک رهبر دینی چه باید باشد؟ این روش انتفاعی رهبران مسیحی تا چه اندازه با آموزه های مسیح سازگار است؟ آیا مسیحیان نیازمند باید تمام ثروت خود را در این راه هدر دهند؟

مخاطب با دیدن اقدامات مخفیانه ویکس (شراب خواری مخفیانه، احتکار، عصبانیت و کینه) بیشتر و بیشتر پاسخ این سوالات را می گیرد که به خوبی مهارت کارگردان را نشان می دهد. این فیلم نقدی است بر عقاید خشک و مسیحیت کاتولیک. در این میان دوستی و همدلی جاد (کشیش) با بنوا بلان (کارآگاه) یکی از نقاط قوت فیلم است که دوستی یک مؤمن و یک ملحد را نشان می دهد.

پس از قتل ویکس و فاش شدن نقشه مخفی پشت آن، درگیری‌های بین شخصیت‌ها و شخصیت‌هایی که می‌میرند اما دوباره زنده می‌شوند، همگی به خوبی به تصویر کشیده می‌شوند و فیلم تداوم رسمی خود را حفظ می‌کند. در حالی که فیلم کلیسا را ​​در جامعه مدرن نشان می دهد، با نزدیک شدن به پایان، لایه های عمیق تری را آشکار می کند و همه چیز را تغییر می دهد. غیرقابل پیش بینی بودن پایان و پیچیدگی شخصیت ها از دیگر نقاط قوت فیلم است.

در فیلم «مرد مرده را بیدار کن» میزانسن و نورپردازی نیز نقش مهمی داشت. وقتی نور به طور کامل خاموش می شود، تنها فضای تاریک و سرد هماهنگ با شخصیت ها باقی می ماند و زمانی که نور خورشید مطابق با عواطف و احساساتی که تجربه می کنند بر چهره شخصیت ها با درخشش فراوان منعکس می شود، هماهنگی 2 عنصر فنی کارگردانی را نشان می دهد. چرا وقتی درهای کلیسا باز می‌شود و صلیب عیسی آشکار می‌شود، به زیبایی می‌درخشد و نور را روی سطح چوبی خود می‌تاباند؟

نکته مهم دیگر فیلم، رسیدن ثروت و واکنش و وسوسه افراد مومن به این وضعیت است. ثروتی که حتی رهبر مذهبی (ویکس) را به بازیچه ای در دستانش تبدیل می کند، ایمان همه افراد فیلم را می سنجد و آنها را یکی یکی اغوا می کند. این نشانگر خصوصیات فطری انسان و پل بین ایمان و گناه است و در بستری با معنای نمادین بالا شکل گرفته است. مکان‌ها، کادربندی‌ها و نورپردازی‌ها همگی به القای حس شک، گناه و قضاوت کمک می‌کنند.

فیلمنامه تلاش می کند قتل را نه به عنوان یک راز بلکه به عنوان نشانه ای از فساد عمیق تر به تصویر بکشد. فسادی که ریشه در روابط انسانی، ساختار قدرت و حتی باورهای اخلاقی دارد. به این ترتیب داستان اغلب از مسیر کلاسیک ژانر منحرف می شود و به گفتگوهای طولانی و موقعیت های ایستا پناه می برد; انتخابی که شاید برای برخی بینندگان خسته کننده باشد، اما برای علاقه مندان به سینمای متفکر ارزشش را دارد.

دعوت به چالش

بزرگترین نقطه قوت فیلم در شخصیت پردازی آن است. شخصیت ها فقط تیپ های مشکوک یا آشنا نیستند، هر کدام از آنها نوعی بحران درونی را به همراه دارند. فیلم با آنها صبورانه رفتار می کند و اجازه می دهد تضادهای آنها آشکار شود. بازی‌ها عموماً محدود و درون‌گرا هستند و از اغراق‌های معمول ژانر اجتناب می‌کنند. بازیگر اصلی فاصله سرد و تحلیلی را حفظ می کند و موضعی فرماندهی اتخاذ می کند و شخصیت خود را نه به عنوان یک قهرمان که به عنوان یک ناظر خسته و آگاه از تاریکی انسان به تصویر می کشد. در کنار او، برخی از نقش‌های فرعی وزن عاطفی روایت را به دوش می‌کشند، اما تعداد زیاد شخصیت‌ها به این معناست که همه آنها شانس برابری برای درخشش ندارند.

Wake Up Dead فیلمی است که مخاطب را نه برای سرگرم کردن بلکه به فکر وادار کردن او به چالش می کشد. این اثر کمتر در مورد کشف حقیقت بیرونی است تا مقابله با حقیقت درونی; واقعیتی که اغلب ناخوشایند، مبهم و درک آن دشوار است. این فیلم شاید همه را راضی نکند، اما به عنوان تلاشی جدی برای فراتر رفتن از قالب های رایج و نزدیک شدن به لایه های تاریک بشریت، اثری ارزشمند و بحث برانگیز محسوب می شود.

«مرد مرده را بیدار کن» فیلمی است که با یک راز قتل شروع می شود، اما خیلی زود مشخص می شود که دغدغه آن صرفاً کشف قاتل نیست، بلکه بررسی وضعیت اخلاقی انسان در دنیایی است که حقیقت، ایمان و قدرت در آن به هم گره خورده است. فیلم از همان دقایق ابتدایی مخاطب را به فضایی سنگین و سرد می کشاند. فضایی که مرگ یک اتفاق تکان دهنده نیست، بلکه چیزی اجتناب ناپذیر و حتی آشناست. این انتخاب لحن جسورانه اما مخاطره آمیز است، زیرا فیلم آگاهانه تصمیم می گیرد به آرامی، تدریجی و متفکرانه حرکت کند و از هیجان ناگهانی اجتناب کند.

اما فیلم کامل نیست ریتم آهسته و تاکید بیش از حد بر مفاهیم انتزاعی، درگیری عاطفی مخاطب را در برخی بخش ها تضعیف می کند. گاهی فیلم چنان درگیر طرح پرسش های فلسفی می شود که روایت را کنار می زند. در نتیجه تنشی که باید تکیه گاه چنین داستانی باشد در لحظاتی تضعیف می شود.

علاوه بر این، پایان، اگرچه از نظر فکری قابل دفاع است، اما ممکن است برای بینندگانی که انتظار یک نتیجه قطعی و هیجان انگیز را دارند، رضایت بخش نباشد. به هر حال بازی حرفه ای کاراکترها، غیرقابل پیش بینی بودن کار، تم سرگرم کننده فیلم، ترکیب ژانرها و… همه و همه باعث می شود «مرد مرده را بیدار کن» اثری باشکوه و فراموش نشدنی; در نهایت اثری است که مخاطب را با سوالات بی شماری مواجه می کند.

۲۴۲۲۴۳

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین