بعدی- علی باباچاهی در چند دهه اخیر به یکی از شهران برجسته ایران تبدیل شد. باباچاهی از جمله شاعرانی بود که در کنار شعر، نقد ادبی نیز می نوشت.
بر اساس گزارش فردا، با انتشار خبر درگذشت علی باباچاهی، نام او بار دیگر بر سر زبان ها افتاد. باباچاهی در ۱۳ اسفند ۱۳۰۴ پس از یک دوره بیماری درگذشت.
شعر و زندگی علی باباچاهی
علی باباچاهی در 29 آبان 1321 در بندر کنگان استان بوشهر به دنیا آمد و از جوانی در عرصه ادبیات و روزنامه نگاری فعالیت داشت. با ادامه تحصیل در رشته های مرتبط با ادبیات و علوم انسانی، به تدریج در تهران و سپس کرج ساکن شد. از دهه 1340 با مجموعههایی چون «در بیتیکیهگاهی» و «جهان و سنگسهنگاخی» بهعنوان شاعری نوگرا شناخته شد و در کنار شعر و نظریهپردازی درباره شعر پس از صحنه، به نوشتن مقالات و مقالههایی درباره شعر معاصر پرداخت. او علاوه بر فعالیت های ادبی، سال ها در عرصه مطبوعات، مطالعات فرهنگی و نقد ادبی نیز حضور داشت و به یکی از صداهای جدی در بحث های نظری شعر فارسی تبدیل شد.
اشعار علی باباچاهی از مجموعه های اولیه اش مانند «در بی تیکیه گاهی» چهره ای احساسی و تصویر محور داشت. غم عمیق، خودشیفتگی و اشعار اجتماعی که بین شعارهای سیاسی بلاغی و جنبش «هنر برای هنر» قرار گرفته است. منتقدان این آثار را کودکانه و پر از شدت احساسی میدانستند، اما همین ویژگی او را بیش از پیش به شهرت رساند. این روند در «دنیا و چراغ های غم انگیز» ادامه یافت. شعر گفتار- تصویر متاثر از فروغ فرخزاد و در جنون شاعرانه.
سومین مجموعه از “نوادگان خورشید” تغییرات وزن و وزن را آشکار کرد. تأکید لطیف و کامل، در ادامه دستاوردهای فروغ و م. آزاد، به سمت شعر سپید معطوف شد، هرچند فاقد عمق و دگرگونی کیفی فراوان بود. پس از انقلاب، سیر شعری او به تدریج به «شعر پس از صحنه» و سپس به «شعر در موقعیتی دیگر» تبدیل شد; جایی است که از تصاویر احساسی به بازی های زبانی یعنی کثرت گرایی، فرار از نظم مستقر و بازی با تضادها می رود.
در آثار بعدی مانند «پیکاسو در آبهای خلیج فارس» یا «ذهنم مرا عذاب میدهد»، نحو شکسته، جملات ناقص، ارجاعات بینامتنی و انسجام متناقض برجسته شد. شعری که از بلاغت کلاسیک و وحدت ارگانیک فاصله گرفته و خواننده را به مشارکت در تولید معنا تشویق می کند.
این دوره باباچاهی را از شاعر احساساتی دهه 40 به نظریه پرداز شعر معاصر دهه 70 و 80 تبدیل کرد. جایی که شعر او نه تنها به یک مقاله زبانی بلکه به تأملی انتقادی در سنت و مدرنیته تبدیل می شود. بیش از 30 مجموعه شعر از «آوای دریانوردان» تا «آدم ها عصرها نام ندارند» منتشر شده است که تنوع و پویایی را نشان می دهد.
علی باباچاهی را می توان یکی از معدود شاعرانی دانست که نه تنها بیش از نیم قرن شعر سرود، بلکه مدام تجربه کرد و رشد کرد; از شعر احساسی و تصویری دهه 40 و 50 تا شعر معرفتی و «وضع دیگر» مبتنی بر زبان، اجتناب معنایی و انسجام متناقض.
سپس شعری از علی باباچاهی را بخوانید:
قبل از سفر
همزمان از ده ها کشتی پیاده شدم
در بندر در زمان های مختلف و
عصر / معمولا!
طولانی نیست، طولانی است و این سایه شبیه یک دختر است!
با اینکه چهره و چشم دارد، اما در مه دیده نمی شوند.
تمام صورت و چشمانشان!
حدس زدن (پیش بینی) زدن عدد در حد احتمالات مشخص می شود!
آنها می توانند من را به خانه خود ببرند
به طور همزمان در پورت های مختلف
نان و نمک شاید!
هر بندری غروب خاصی دارد
چه کسی دختر و زن را می زند؟
من مخصوصاً غروب بندرهای مختلف را دوست دارم
من متفاوتم!
من سفری نرفته ام و نمی روم
هیچ و هیچ / صفر!
اما گهواره من پر از بیست است!
آنها قایق های کاغذی و قطار کودکان دارند
آنها مکان های تلفن همراه دارند
و مبارزان فرضی هیجان انگیزترند!
قلب من با توست، تو، تو، تو، تو، تو
بله! یه جورایی خوبه!
من شما را خوب می شناسم
تا زمانی که زمین بخوری، تو خوبی!
نیمی از بدن من باید اینجا باشد
در ده مکان و در همان زمان باشید!
رفت ولی تا ردیف های پنج و شش و ده هم رفت!
به غروب های جدیدی که دوباره و دوباره می آیند
این را بگو






ارسال پاسخ