تفل به حافظ: ما نمی بینیم چه بر سر یاران آمده است

تفل به حافظ: ما نمی بینیم چه بر سر یاران آمده است









تفل به حافظ: ما نمی بینیم چه بر سر یاران آمده است


فال امروز خود را از حضرت حافظ بپرسید: هیچ کس نمی گوید یاور حق دوستی دارد.



بعدی- قدردان دیوان خواجه شیراز باشید.

فال

نمی بینیم چه بر سر یاران آمده است
بالاخره کی دوستی فرا رسید، عشاق چه شد؟
آب حیوان تیره شد، خضر فرخ کجاست؟
چه شد خونی که از شاخ گل بهار می چکید؟
هیچ کس نمی گوید یاری حق دوستی دارد
علمای حقوق چه شد، صحابه چه شد؟
لالی سالهاست که از معدن ماروت برنگشته است
پرتوهای خورشید، باد و باران چه شد؟
شهر دوستانه بود و زمین با این سرزمین مهربان بود
چه زمانی مهربانی به شهران آمد؟
آنها توپ را به دور موفقیت و شهرت انداختند
هیچکس به میدان نمی آید، دوچرخه سواران چه شدند؟
صدها هزار گل شکوفه دادند، اما مرغ بانگ نکرد
چه بر سر اندلیبان آمد، چه بر سر هزاران نفر آمد
مسموم شدن انسان را خوشحال نمی کند مگر اینکه بخور بخورد
هیچکس طعم مستی را ندارد، چه بلایی سرشان آمده است؟
نگهبان اسرار الهی که هیچکس نمی داند ساکت است
از چه کسی می‌پرسید در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟

تفسیر فال

به اطرافیان خود نگاه می کنید، اما نمی توانید کسی را شایسته دوستی صمیمانه بیابید، فکر می کنید آداب و رسوم جوانمردی و مردانگی از بین رفته است و بنابراین احساس تنهایی می کنید. رنج هیچ مشکلی را حل نمی کند. شما نباید وقت خود را تلف کنید و دستان خود را رها کنید. سعی کنید مشکلات خود را با توکل به خدا و اراده قوی حل کنید. ناامیدی مانند طاعونی است که وجودت را فرا گرفته، از شر آن خلاص شو. هیچکس جز خدا از اسرار زمان و حوادث آینده خبر ندارد.