بحران هرمز قوانین تجارت جهانی نفت را تغییر داد. تا جایی که ایالات متحده سال ها برای ادامه صادرات نفت خلیج فارس به روش های منتسب به ایران متوسل شده است. انتقال از کشتی به کشتی، به حرکت تانکرهای بی صدا. تحولی که شکنندگی زنجیره تامین انرژی را آشکار می کند.
به گزارش ورلد اکونومی، جنگ آمریکا علیه ایران در ماههای اخیر تنها به درگیریهای نظامی بین دو کشور محدود نشده، بلکه به بازتعریف برخی از قوانین سنتی تجارت جهانی انرژی نیز منجر شده است. تنش ها در هرمز، اختلال در زنجیره تامین نفت و تلاش بازیگران مختلف برای حفظ جریان صادرات، بازار جهانی انرژی را به مرحله بی سابقه ای رسانده است.
در همین حال، آخرین گزارش ها حاکی از یک تحول مهم است. برای جلوگیری از توقف صادرات نفت خلیج فارس، ایالات متحده به چیزی متوسل شده است که سال ها به عنوان یکی از شناخته شده ترین تاکتیک های ایران برای دور زدن محدودیت ها و ادامه صادرات نفت شناخته می شد. استفاده از انتقال کشتی به کشتی، جابهجایی نفتکشهای بیصدا و شبکههای غیرشفاف جابهجایی محمولهها اکنون نه تنها در تجارت نفت ایران، بلکه در عملیاتهای مورد حمایت واشنگتن نیز دیده میشود.
از منظر بسیاری از ناظران، موضوع یکی از بزرگترین تضادهای ژئوپلیتیکی بحران هرمز است. جایی که آمریکا مجبور به استفاده از ابزارهای مشابه برای حفظ جریان جهانی انرژی شده است و این را نشانه ای از سال ها تجارت سایه نفت و دور زدن قوانین بازار می داند.
راه های غیر متعارف
به گزارش رویترز، ارتش آمریکا از ابتدای ماه می (45 روز گذشته) عملیات گسترده ای را در امتداد تنگه هرمز آغاز کرده است که هدف آن انتقال نفت از تولیدکنندگان در خلیج فارس به بازارهای جهانی از مسیرهای غیرعادی است. در این عملیات نفتکشهای کوچک از مسیرهای پرخطر هرمز عبور میکنند و سپس محمولههای خود را به نفتکشهای غولپیکر در آبهای نزدیک فجیره امارات و بندر صحار عمان منتقل میکنند و به این کشتیها اجازه میدهند به بازارهای مصرف بروند. داده های ماهواره ای و اطلاعات حمل و نقل نشان می دهد که تاکنون حداقل 92 کشتی به این شبکه انتقال پیوسته اند.
اهمیت موضوع زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بخش قابل توجهی از نفتکش های شرکت کننده در این عملیات با خاموش بودن سیستم های شناسایی خودکار (AIS) و کاهش سیگنال های نوری کار می کردند. این روشی است که سال هاست به عنوان یکی از ابزارهای کاهش توانایی ایران در ردیابی محموله های نفتی شناخته شده است. اکنون همین مدل در ابعاد بسیار بزرگتر و با مدیریت مستقیم نیروهای آمریکایی اجرا شده است.
بر اساس این گزارش، نفتکش ها قبل از رسیدن به هرمز در نقاط از پیش تعیین شده جمع می شوند و سپس با فاصله زمانی مشخص وارد مسیر می شوند. پس از عبور از منطقه مورد نظر، در کنار تانکرهای نفتی بسیار بزرگ (VLCC) نزدیک آب های عمان پهلو می گیرند و عملیات انتقال نفت آغاز می شود. این فرآیندی است که بین 24 تا 40 ساعت طول می کشد.
پس از تخلیه، کشتی های کوچک برای تحویل محموله های جدید به خلیج فارس باز می گردند. مدیریت این عملیات به کشتی های نظامی محدود نمی شد. رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که از پهپادهای هوایی، کشتی های بدون سرنشین و بالگردهای نظامی برای هدایت و حفاظت از کاروان های نفتی استفاده شده است. در واقع طبق برخی گزارش ها، هلیکوپتر آپاچی آمریکایی که در 9 ژوئن مورد حمله قرار گرفت و سقوط کرد نیز در همین ماموریت بوده است. با این حال مقامات آمریکایی نقش این بالگرد را در این عملیات به طور قطع تایید نکرده اند.
بزرگترین اختلال در تامین انرژی
این تحول در شرایطی صورت میگیرد که بسته شدن عملی تنگه هرمز در ماههای اخیر بزرگترین اختلال در عرضه انرژی در تاریخ معاصر را رقم زده است. قبل از شروع جنگ، تقریباً یک پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از تجارت LNG از این آبراه عبور می کرد. محدودیت تردد کشتی ها باعث شد میلیون ها بشکه نفت و فرآورده های نفتی از بازار خارج شود و فشار تورمی جدی بر اقتصادهای واردکننده انرژی وارد شود. در همین حال، ایران نیز سازوکار مستقل خود را برای مدیریت عبور و مرور کشتی ها در هرمز ایجاد کرده بود.
گزارشهای قبلی رویترز نشان میدهد که تهران با استفاده از ایستگاههای کنترل دریایی، توافقهای دوجانبه و مسیرهای تعیینشده، برخی از ترافیک نفتکشها را مدیریت میکند. اکنون، در آن سوی آبراه، آمریکا نیز شبکه موازی خود را برای انتقال نفت ایجاد کرده است. وضعیتی که هرمز را به عرصه رقابت برای دو مدل مختلف مدیریت جریان انرژی تبدیل می کند. با وجود موفقیت نسبی این عملیات، کارشناسان معتقدند این روش نمی تواند جایگزین دائمی برای عبور عادی کشتی ها از هرمز باشد.
انتقال کشتی به کشتی هزینه های حمل و نقل را افزایش می دهد، زمان تحویل محموله را افزایش می دهد و خطرات عملیاتی و زیست محیطی بیشتری را در بر می گیرد. علاوه بر این، هر گونه تشدید تنش نظامی می تواند کل این شبکه را مختل کند. برخی تحلیلگران بر این باورند که مهمترین پیام این حادثه نه در میزان انتقال نفت، بلکه در تغییر رفتار واشنگتن است.
ایالات متحده که سال ها انتقال کشتی به کشتی، خاموش کردن سیستم های شنود و حرکت نفتکش های «تاریک» را به عنوان بخشی از استراتژی مقابله با تحریم های ایران اجرا کرده است، اکنون برای حفظ جریان صادرات نفت متحدانش به همان ابزار متوسل شده است. اگرچه توافق اولیه تهران و واشنگتن بر سر بازگشایی تدریجی تنگه هرمز ممکن است به تدریج از اهمیت این عملیات بکاهد، اما تجربه ماه های اخیر احتمالا تا سال های آینده در خاطره بازار انرژی باقی خواهد ماند.






ارسال پاسخ