تنها فرد زنده ای که ون گوگ را از نزدیک دید. او بی ادب بود

تنها فرد زنده ای که ون گوگ را از نزدیک دید. او بی ادب بود

ژان کالمن، قدیمی ترین فرد ثبت شده در تاریخ بشر و اهل فرانسه، بیش از یک قرن عمر طولانی داشت و این فرصت را داشت که با افراد مشهور بسیاری از جمله نقاش مشهور و بسیار گوشه گیر ونسان ون گوگ ملاقات کند. اما او نظر چندان مثبتی درباره او نداشت.

ژان در سال 1875 به دنیا آمد و 122 سال و 164 روز بعد در سال 1997 درگذشت. او که در قرن نوزدهم و تنها سه سال قبل از آغاز هزاره جدید متولد شد، توانست تاریخ خود را در کتابی ثبت کند.

لوسیندا اسمیت در پرسپکت نوشت: “در طول زندگی خود شاهد اختراع لامپ، تلفن، خودرو، تلویزیون، کامپیوتر، ترور فرانتس فردیناند و سه رئیس جمهور آمریکا … دو جنگ جهانی، دو جنگ بوئر، عصر جاز، هیروشیما، کنترل تولد، جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان در آمریکا و ظهور اینترنت بود.”

ژان توضیح می دهد که یکی از این برخوردها فروش لوازم هنری به ون گوگ در کودکی بود. این اتفاق بسیار نادر بود زیرا از زندگی این نقاش به جز آثار او اطلاعات زیادی در دست نیست. اسمیت می گوید: «بسیاری از شهرت معاصر او ناشی از ناشناخته ماندن در طول زندگی اش است. هیچ‌کس او را نمی‌شناخت، چه رسد به اینکه شخصاً او را بشناسد.»

اگرچه ون گوگ اکنون مشهور بود، اما در طول فعالیت هنری خود درآمد چندانی کسب نکرد و برای تامین مالی به برادر کوچکترش تئو ون گوگ متکی بود. او به دلیل مشکلات مالی دائماً نقل مکان کرد و در هلند، لندن، پاریس و بلژیک زندگی کرد و سرانجام در «خانه زرد» در آلس فرانسه ساکن شد. شهری که ژان در آن زندگی می کند.

ژان گفت که در 13 سالگی با نقاش آشنا شد و او گاهی در مغازه پارچه فروشی خانواده به او کمک می کرد. او به یاد می آورد که ون گوگ چندین بار برای خرید بوم به فروشگاه آمد. شاید یکی از این بوم ها اکنون در یک گالری معروف باشد، زیرا برخی از معروف ترین آثار او در این دوره خلق شده اند.

ژان درباره ون گوگ گفت: “او زشت بود، بد خلق بود و بوی الکل می داد.”

این برخورد حتی در فیلم Vincent et moi نیز بازسازی شد. ژان نقش خود را بازی کرد و رکورد مسن ترین بازیگر تاریخ سینما را در سن 114 سالگی به دست آورد.

ژان همچنین در همان فروشگاه با همسرش فرناند آشنا شد و این خاطره بسیار بهتری برای او بود.

تحقیقات بعدی و نامه های قدیمی ون گوگ نشان داد که او در حین زندگی در آلس با یک بحران روانی جدی روبرو بوده است. این دوره دوره ای بود که او با وجود بهره وری بالای هنری، در واقع خودش نبود.

او در نامه ای به پل گاچه نوشت: «به نظر من بهترین تسلی، اگر نگوییم تنها راه حل، دوستی های عمیق است. […]. “باز هم از ملاقات شما متشکرم، این باعث خوشحالی من شد.”

با این حال، به نظر می رسد که دوستی بین ژان و ون گوگ هرگز برقرار نشد.