جنگ یا دیپلماسی؛ مشکل همینه؟

جنگ یا دیپلماسی؛ مشکل همینه؟

بعدی-دوگانگی جنگ یا مذاکره هنوز در سطح جامعه سیاسی به شدت احساس می شود. در حالی که برخی رسانه ها و نمایندگان مجلس فکر می کنند مذاکرات اشتباه بوده و جنگ 12 روزه نتیجه مذاکرات جاری بوده است، برخی دیگر فکر می کنند اکنون در شرایطی هستیم که مشکلات کشور باید از طریق دیپلماسی حل شود.

بر اساس این گزارش، فریدون مجلسی، کارشناس ارشد سیاست خارجی و تحلیلگر روابط بین الملل وی در این زمینه با افراد زیر دیدار کرد:

مخالفان مذاکره در مسیر تلفات جانی و اقتصادی هستند

شورای فریدون به انتخابتو گفتاین تصور که ایران دقیقا در همان لحظه مذاکره در دور قبلی مذاکرات مورد حمله قرار گرفت و بنابراین نمی توان دوباره به مسیر دیپلماسی اعتماد کرد، ناشی از یک روایت غلط است. آنچه در واقع اتفاق افتاد در متن مذاکره نبود، بلکه در دوره ای بود که انتظار می رفت نتیجه مشخص شود و میزان پذیرش حداکثری شرایط طرف مقابل علیه ایران، در همان دوره تداوم فشارهای تند و تند دولت ترامپ، ادامه یافت. بنابراین، تکیه بر این روایت برای زیر سؤال بردن اصل مذاکره نه از نظر تاریخی دقیق است و نه از نظر تحلیلی قابل اعتماد است: «دیپلماسی همیشه فشار است، در بستر تهدید یا رقابت انجام می‌شود و ایده مذاکره در خلأ امن و بدون تنش با واقعیت سیاست بین‌الملل همخوانی ندارد.»

وی افزود: مخالفان گفتگو، آگاهانه یا ناآگاهانه در موقعیتی قرار می گیرند که گزینه جایگزین مذاکره یعنی جنگ را تقویت می کند. این جمله که جنگ و مذاکره دو روی یک سکه هستند نه اغراق آمیز است و نه توصیف احساسی. بلکه بیان یک واقعیت است که هر تحلیلگر روابط بین الملل به خوبی آن را درک می کند. مذاکره راهی برای مدیریت اختلافات و کاهش هزینه هاست. از سوی دیگر، جنگ همان درگیری ها را با هزینه های متعدد و پیامدهای غیرقابل پیش بینی تداوم می بخشد. کسانی که مخالف اصل گفتگو هستند در واقع تنها راهی را که می تواند از خسارات انسانی، اقتصادی و استراتژیک جلوگیری کند را انکار می کنند.

مخالفت با جنگ ریشه در بلوغ سیاسی دارد

این کارشناس باسابقه سیاست خارجی ادامه داد: مخالفت با جنگ ریشه در ترس یا عقب نشینی ندارد، بلکه می تواند نشانه بلوغ سیاسی و درک واقع بینانه از ماهیت قدرت باشد، در ادبیات سیاست خارجی شجاعت نه در شروع جنگ، بلکه در توانایی پیشگیری از آن تعریف شده است و هر سیاستمدار باتجربه ای می داند که شروع جنگ به معنای وارد شدن به چرخه ای است که عواقب سنگین و حتی ناسازگاری آن جنگ است. تلفات جبران ناپذیر، ذاتاً خود ویرانگر و غیرقابل محاسبه است. به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است.”

وی افزود: «در تجربه جنگ 12 روزه، اگرچه خساراتی وجود داشت، اما بخش قابل توجهی از حملات به سمت اهدافی بود که مستقیماً زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار ندادند و از نظر مدیریت آسیب قابل کنترل‌تر بودند. با این حال، چنین تجربه‌ای قابل تعمیم نیست. و مناطق مرتبط.” امروز هیچ یک از طرفین تعهدی برای محدود کردن جنگ ندارند و نه شرایط منطقه مانند گذشته است، بنابراین می‌توانیم به مدل‌های قبلی متوسل شویم».

بخش های ایدئولوژیک سیاست سعی در القای ضرورت جنگ دارند

این دیپلمات سابق ایرانی ادامه داد: برخی از طیف های سیاسی از نوعی دیدگاه ایدئولوژیک حاکی از آن است که مشکلات در حوزه سیاست خارجی تنها از طریق جنگ قابل حل است؛ گویی وارد شدن به درگیری نظامی راه میانبر برای تغییر موازنه یا برقراری اقتدار است، این دیدگاه فاقد پشتوانه کارشناسی است و در شرایط پیچیده کنونی خطرناک ترین نوع تحلیل تلقی می شود. ضد ضربه در عین حال کسانی که جنگ را ساده می کنند، هزینه های انسانی و اقتصادی جنگ را نادیده می گیرند. آنها تصور می کنند که عواقب آن قابل کنترل است، اما واقعیت برعکس این خیال است.

وی افزود: با وجود فضای شدید تهدید، هنوز می توان از جنگ جلوگیری کرد. این گفته خوشبینانه نیست، بلکه از منطق تعاملات بین المللی نشات می گیرد. عواطف درونی، چه در قالب شعار و چه در قالب شعار، می تواند این پنجره را ببندد و کشور را در مسیری قرار دهد که بازگشت از آن دشوار است.

آیا در شرایط کنونی می توان بار جنگ را بر دوش مردم گذاشت؟

این تحلیلگر سیاسی افزود: منطق راهبردی ایجاب می کند که تصمیم گیرندگان هر اقدامی را با محاسبه هزینه ها و منفعت ها بسنجند، آغاز جنگ چه محدود و چه گسترده، لزوماً هزینه هایی را به کشور تحمیل می کند که در شرایط اقتصادی کنونی بسیار شدیدتر خواهد بود، درست است که قدرت بازدارندگی ایران امکان مقابله به مثل را ممکن می کند، اما این سوال اساسی نیز وجود ندارد که هیچ حمله ای متحمل نمی شود. در شرایطی که اقتصاد با تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و مشکلات ساختاری مواجه است، آیا هر تنش جدیدی با موجی از فشار اقتصادی، افزایش بی‌ثباتی بازارها، کاهش ارزش پول ملی، افزایش توقعات تورمی در سال‌های گذشته همراه خواهد بود؟ تأثیرات متعددی بر محیط اقتصادی دارد، چه رسد به اینکه واقع گرایی منافع ملی و صلح اجتماعی را بر هر ماجراجویی ترجیح دهد.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازخوانی تجربیات تاریخی داریم. وقتی دیپلماسی کنار گذاشته می‌شود، هزینه‌ها از کنترل خارج می‌شود. مذاکره ابزار ضعف نیست، بلکه ابزار مدیریت قدرت است. آنچه برای ایران مهم است حفظ ثبات، کاهش فشار بر مردم و جلوگیری از چرخه‌ای است که خروج از آن بسیار دشوار خواهد بود. برعکس، مذاکره فرصت بازگشت، اصلاحات، مدیریت و بازسازی را فراهم می‌کند، در نهایت، مسئله انتخاب بین عقلانیت و هیجان نیست، بلکه کشورهایی که توانسته‌اند از طریق مذاکره، راه‌حلی بالاتر از آن باشند. هنوز زمان وجود دارد و تا زمانی که زمان وجود دارد، درب مذاکره باید باز بماند.