ساعت 5 عصر است. در حالی که در کتابخانه مطالعات بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نشسته بودم، ناگهان نیمی از چراغ های سالن مطالعه خاموش شد. مدیر کتابخانه، مردی میانسال با کت قهوهای میگوید: یک نفر نمیتواند کتابخانه را باز نگه دارد، لطفاً به کتابخانه مرکزی بروید، وسایلم را جمع میکنم و از پشت در بیرون میروم.
به گزارش شرق، راهروهای دانشکده حقوق و علوم سیاسی به دلیل سقف بلند تاریک است. همه چیز خاموش است به جز چند چراغ در نیمه دوم طبقه همکف. در حالی که به سمت در خروجی می روم، گروهی متشکل از سه دانشجو و تعدادی پرسنل خدماتی را می بینم. اگرچه هنوز در دوره امتحانات ترم اول هستیم، دانشکده ما تعطیل است. این تصویر این روزهای دانشگاه های ایران است.
در حالی که از هفته سوم دی ماه که به طور ناگهانی وزارت علوم اعلام کرد دانشگاه ها مجازی می شود، همه ساختمان ها در سکوت فرو رفته اند، دانشگاه نیز باید در این شرایط نقش خود را ایفا کند و به فضایی برای گفت و گو تبدیل شود. تصمیم مجازی شدن آزمون ها نیز از سوی وزارت علوم به منظور طولانی شدن سکوت دانشگاه اعلام شد.
از زمان روی کار آمدن دولت جدید، مسئولان دولتی تاکید کردند که دانشگاه باید ایفای نقش کند. مثلاً حسین سیمای صراف وزیر علوم در 31 فروردین 1404 گفت: مؤلفه بعدی گفتمان جدید، مسئولیت اجتماعی دانشگاه است. این مفهوم یکی از ارکان دانشگاه نسل چهارم محسوب می شود و باید به طور جدی به آن بازگردیم. دانشگاه نباید از جامعه جدا شود. ارتباط دانشگاه با صنعت، اخلاق و ارزش های اجتماعی باید حفظ شود. بی توجهی به مسائل اجتماعی برخلاف اصل دانشگاه است.
اما در دوره ای که این وعده نیاز به تایید عملی داشت و فضای نقش آفرینی به دانشگاه داده شد، همه درهای آن بسته شد و حتی حضور دانشجویان در مقطع کارشناسی در برخی دانشگاه ها ممنوع شد.
فضای سرد دانشگاه تهران
کیفم را روی میز اتاق مطالعه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران گذاشتم. به جز من هشت دانشجوی دیگر در کتابخانه نشسته اند و در طبقات و کیوسک های کتابخانه رفت و آمد دارند. چراغ های طبقه اول خاموش است و فقط تعدادی از چراغ ها در طبقه دوم که بوفه و اتاق مطالعه در آن قرار دارد روشن است. از در ساختمان خارج می شوم و به سمت دانشگاه تهران راه می روم. دانشگاهی که به «نماد آموزش عالی» معروف است.
چند دانشجو جلوی دانشکده هنر صحبت می کنند، از آنها می پرسم اینجا چه کار می کنند؟ یکی از دخترها پرسید: چرا ما اینجا نیستیم؟ او پاسخ می دهد. دانشگاه که فقط یک کلاس درس نیست محل گفتگو و ملاقات ماست. جوان کنارش سرش را تکان می دهد و می گوید: من می خواهم دانشجو شوم، مثل یک دانشجو زندگی کنم و بتوانم مثل یک دانش آموز با دوستانم در مورد درس هایم صحبت کنم، بدون رفتن به دانشگاه نمی توان دانشجو بود.
در حین بازدید از دانشکده ادبیات از آنها جلو می افتم. از دانش آموز خبری نیست حتی چراغ هم روشن نیست. در انتهای طبقه اول فقط یک پنجره باز وجود دارد. باد پرده را تکان می دهد. احتمالاً پنجره را برای گردش هوا باز گذاشته اند. دانشکده ادبیات را ترک می کنم و به سمت دانشکده هنرهای زیبا می روم. در بین راه، دانش آموزان یا با کتاب در دست به کتابخانه مرکزی می روند و یا در قسمت های اداری کار خود را تمام می کنند و به سمت در خروجی حرکت می کنند.
انبوهی از برگ های ریخته شده در گوشه و کنار دانشگاه وجود دارد و صدای کشیده شدن جارو بر روی زمین به شدت در فضای خالی طنین انداز می شود. هیچ دانشجویی در دانشکده هنرهای زیبا وجود ندارد. هنوز آثاری از هفته طراحی تهران در محوطه باز روبروی دانشکده وجود دارد. آثاری که زیر برف و باران زنگ می زند. تنها سه دانشجو در کتابخانه این دانشکده نشسته اند.
ممنوعیت ورود دانشجویان مقطع کارشناسی
باد سردی از بالای خانه می آید. روسری ام را بیشتر دور خودم می پیچم. تعداد زیادی از نیروهای امنیتی مقابل دانشگاه شهید بهشتی ایستاده اند. من با کارت یکی از دوستان وارد دانشگاه می شوم. از تپه به سمت دانشگاه شهید بهشتی می روم، کتابخانه مرکزی این دانشگاه در ایام امتحانات 24 ساعته باز است اما به نظر می رسد امسال خبری از این امکانات نیست.
یوسف یکی از دانشجویان این دانشگاه در این باره توضیح می دهد: «رئیس دانشگاه گفته است که استاندار دستور داده است تا استفاده از کتابخانه را به ساعات کاری کاهش دهیم تا مصرف انرژی را کنترل کنیم، اکنون کتابخانه به جای 24 ساعت فقط از ساعت 8 صبح تا 17 بعدازظهر باز است. این برنامه جدید نیز روی یک تکه کاغذ کوچک روی یکی از تابلوهای کتابخانه نوشته شده است، زمانی که تعداد زیادی از دانشجویان کتابخانه در کتابخانه سال های گذشته وجود ندارد، مانند سال های گذشته کتابخانه تعداد زیادی از دانشجویان در کتابخانه وجود ندارد. این دانشگاه همیشه پر از دانشجو بود.»
یکی از دلایل این امر ممنوعیت دانشجویان مقطع کارشناسی است که به دلیل مجازی شدن امتحانات اجازه ورود به دانشگاه را نداشتند. «یوسف» ادامه می دهد: دانشجویان مقطع کارشناسی نه تنها اجازه ورود به دانشگاه، بلکه استفاده از کتابخانه را هم ندارند، وقتی ما مخالفت کردیم حراست گفت که چنین تصمیمی نداریم و با ارائه کارت دانشجویی به افراد برگه ورود و خروج دادیم و اجازه ورود پیدا کردند، اما در واقعیت این کار را نمی کنند.
این ممنوعیت آسیب های زیادی به دانش آموزان وارد کرد. دانشجوی سال دوم کارشناسی «مهسا» می گوید: می دانم که بسیاری از دوستانم به خاطر این وضعیت افسرده هستند، روزهایی که همه غمگین و نگران بودند، دانشگاه فضایی به ما می داد تا دور هم جمع شویم و غصه بخوریم، الان باید کنار هم باشیم.
با گفتن این کلمات گلویش سفت می شود: “دانشگاه برای ما مانند خانه است. جایی که می توانیم صحبت کنیم، یاد بگیریم و رشد کنیم.” همین موضوع باعث شد «شورای صنفی دانشگاه شهید بهشتی» نامه ای سرگشاده به وزیر علوم ارسال کند. در این نامه آمده است: تصمیمات اخیر هیأت رئیسه دانشگاه از ممنوعیت ورود دانشجویان مقطع کارشناسی گرفته تا تعطیلی ناگهانی اتاق های مطالعه، تعطیلی مطالعه، لغو خدمات رفاهی، تخلیه خوابگاه ها و هرج و مرج کامل در نحوه و زمان برگزاری امتحانات، توهین آشکار به اصول و عملکرد دانشجویان و برخلاف اکثر تصمیمات دانشگاه است. بدون اطلاع و در تخطی کامل از مذاکرات با شورای صنفی گرفته شده است.»
شورای صنفی در اعتراض به تعلیق دانشجویان در این نامه نوشت: دانشگاه فضای اجتماعی با هم بودن است، قفل کردن درهای دانشگاه، بستن خوابگاهها، تعطیلی حوزههای تحصیلی نه «مدیریت شرایط» است و نه «مدیریت منابع»، حذف آگاهانه دانشجویان از فضای دانشگاه چیزی نیست.
اما این نامه سرگشاده و قانونی از سوی یک نهاد رسمی مورد پذیرش مدیران دانشگاه شهید بهشتی قرار نگرفت. فعالان صنفی این دانشگاه می گویند حراست آنها را تهدید به شکایت کرده و به آنها دستور داده که نامه را حذف کنند و برای پاسخگویی به حراست مراجعه کنند. اما وقتی به وضعیت دانشگاه شهید بهشتی نگاه می کنیم، چیزی خلاف آنچه شورای صنفی گفته است وجود ندارد. درب ورودی اکثر کالج ها یا بسته است یا سیستم گرمایشی و چراغ آنها خاموش است.
پردیس شهید رضایی نژاد دانشگاه خواجه نصیر در خیابانی طولانی و آرام واقع شده است. اطراف این دانشگاه پر از زمین های خالی است. نگهبانی دانشگاه اجازه ورود به جلوی در را می دهد. ماکت هواپیمای ملخی میدان مرکزی دانشگاه به دلیل برف هفته گذشته بسته شد. زمین یخ زده در گوشه های مسیر و پله ها.
زمانی که قبلا به این دانشگاه آمدم، دانشجویان زیادی روی پله ها و میزها نشسته بودند، زیرا خوابگاه و چهار دانشکده به هم نزدیک بودند، اما اکنون دانشگاه متروکه و بدون دانشجو است. در دانشکده هوافضا، چراغ های کف غیر از چراغ های لابی خاموش هستند. به همین ترتیب، به جز چند دانش آموز، دانش آموز دیگری در کتابخانه وجود ندارد. دانشکده های شیمی، فیزیک و ریاضی نیز در این پردیس قرار دارند، اما این دانشکده ها نیز ساکت هستند. روی یک نیمکت می نشینم و به این فضای خالی نگاه می کنم. منطقه ای که همیشه محل تجمع دانشجویان بود، اکنون خالی و ساکت است.
قطعی برق مطلق
نیمی از نرده درب برداشته شده و تنها یک درب به سمت ورودی باز است. باد پرچم های ایران را که بر دیوار سفید کم رنگ دانشگاه آویخته بود به باد داد. این «دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی» است. دانشکده ای که همیشه با تشکیل جلسات و گفتگو به رویدادهای اجتماعی واکنش نشان می داد، اکنون خالی است. نگهبان می گوید: «اگر کاری به آموزش و پرورش دارید، بفرمایید، امروز ساعت 15.00 کتابخانه تعطیل می شود.
این در حالی است که ساعات کاری کتابخانه در ایام امتحانات افزایش یا کاهش می یابد. وارد راهرو می شوم، صندلی های سفید روی میزهای قرمز گذاشته شده اند، ظروف خشک کن در باغ وجود دارد. از حضور دانشجویان در اتاق های انجمن های علمی و تشکل های سیاسی خبری نیست. فقط سه دانشجو در حیاط سمت راست مشغول نوشیدن چای هستند. حتی بوفه هم بسته است.
یکی از این دانشجویان می گوید: همه جا تعطیل است معمولاً دیگر اساتید به دانشکده نمی آیند. او به دستگاه قهوه ساز اتوماتیک اشاره می کند: «حتی دستگاه قهوه خاموش است». از پله ها بالا می روم، داخل دانشگاه حتی سردتر از بیرون است، به جز نشت مایع طبقه سوم، بقیه بخاری های مدرسه خاموش است.
در راهروهای سفید و طولانی دانشگاه، هیچ در اتاقی به جز دفتر آموزش باز نیست. وارد راهروی اساتید می شوم، همه چراغ ها خاموش است و راهرو در تاریکی فرو رفته است. فقط صدای مته از یکی از اتاق ها می آید. از پنجره راه پله به پارک روبرو نگاه می کنم. این پارک مانند حیاطی برای دانش آموزان است، مکانی که دانش آموزان مدام در آن گپ می زنند. اما الان هیچ خبری نیست جز دو نفر که سگشان را در پارک قدم می زنند و چند نفر.
بیش از 20000 دانشجو خواستار افتتاح دانشگاه شدند
در 19 بهمن ماه کمپینی در سایت این کمپین توسط برخی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به بازگشایی دانشگاه ها و تداوم فضای مجازی راه اندازی شد. تا دهم بهمن ماه بیش از 20 هزار دانشجو در این نامه اعتراضی خطاب به وزیر علوم و معاونان آموزشی و فرهنگی وزارت علوم نام و امضای خود را ثبت کردند. در متن این نامه آمده است: هم ما و هم شما می دانیم که آموزش مجازی در عمل به این معناست که دانشجویان نتوانند از فرصت های آموزشی و اجتماعی دانشگاه بهره مند شوند و این هیچ تفاوتی با تعطیلی دانشگاه ندارد. دانشگاه را نمی توان تعطیل کرد و حضور فیزیکی در دانشگاه بدیهی ترین و حداقل حق دانشجویان است. دانش آموزان تحت هیچ شرایطی و به هیچ بهانه ای نباید از این حق محروم شوند. تفویض تصمیم آموزش حضوری یا مجازی به مسئولین هر دانشگاه به معنای رفع مسئولیت وزارت علوم است.
این دانشجویان همچنین بر مسئولیت وزارت علوم تاکید کردند و سه خواسته را بیان کردند: “1. تصمیم گیری برای آموزش حضوری یا مجازی مربوط به وزارت علوم است. 2. شروع نیمسال دوم تحصیلی بلافاصله پس از امتحانات نیمسال اول. 3. وزارت علوم تضمین می کند که خود دانشگاه تاسیس شود و همه دانشجویان در هر شرایطی مجاز به بهره مندی از کمک های آموزشی و اجتماعی باشند.”






ارسال پاسخ