در مورد بسته شدن سایت 360 فوتبال ابتدا باید گفت که باید از بسته شدن انواع رسانه ها ناراحت شویم و سانسور را محکوم کنیم. با این حال ساده لوح نباشیم و عادل فردوسی پور را فردی مستقل از ساختار رسمی بدانیم.
بهترین برای: داستان عادل واقعا دردناک است، رسالت قلانوی و میثاقی و امثال آنها کاملاً مشخص است، یک سری بازنده های کوتاه، اشک های عادل را نمی بینی و متاثر نمی شوی، او مظهر یک موقعیت است، ترکیب نادری از استعداد و سخت کوشی، اما اینجا نظر سوم را منعکس کردیم، آنهایی که میثاقی را دوست ندارند و قلانه ای را هم می گویند اما عادل.
برای کسانی که دوربین ندارند
مهدی تدینی نویسنده و پژوهشگر درباره این جمله خبرساز عادل فردوسی پور در فضایی غم انگیز می نویسد: هر کسی که در ایران زندگی کرده باشد می تواند این را بگوید: چرا نمی گذارید مردم کار کنند؟ از ون محترم میوه فروش گرفته تا کارشناسان برتر در پیچیده ترین زمینه ها. حقیقت این است که شرایط ایران به جای موفقیت برای شکست طراحی شده است و لایههای خاصی هستند که از این موقعیت سوء استفاده میکنند یا مهارتهای ویژهای در کشیدن ریسمان در این شرایط دارند که شهروندان عادی، پرتلاش یا شریف نمیتوانند به آن دست یابند.
به نظر شما اگر این میلیون ها کارشناس ایرانی راحت کار می کردند و درآمد خوبی داشتند، سختی تبعید را متحمل می شدند؟ اما مجبور بودند با مشکلات ایرانی بودن هر روز پر از کودتا بسازند و بسوزند. حداقل هر روز درگیر فیلترینگ نیستند.
اقتصاد ایران که مردم مثل قفس گرفتار شده اند چه فایده ای دارد جز اینکه «چرا مردم را سر کار نمی گذارید؟ دویدن و نرسیدن گذشته است، می دویم و جلوتر می رویم. بدو و گم شو؛ می دود و فقیرتر می شود. کدام کشور مانند ایران کاهش درآمد سرانه و تورم بی امان را تجربه کرده است؟ یعنی دویدیم و یک متر از دایره فاصله گرفتیم. ما از کالاهای مصرفی فرار کردیم، یعنی نتیجه کارمان سوخت.

اگر برای کسانی که می توانند گلایه کنند، صف می شود که «چرا نگذاشتی ما کار کنیم؟»، فردوسی پور احتمالاً یا در انتهای صف است یا در انتهای صف. پس آنهایی که حتی نمی توانند از جلوی در تلویزیون عبور کنند چه می گویند؟ متاسفانه دوربینی نیست که اشک های ایرانیان دیگر را ثبت کند وگرنه همه ما سهمیه گریه جلوی دوربین داریم. شاید چند سهمیه وجود داشته باشد. اما زندگی این غم را بر چهره ما حک کرد. غم در چشم اکثریت ایرانیان ثبت شده است. اکثریت به اقلیت اجازه کار ندادند.
آیا کلانوی روی دیگر سکه است؟
این هم بخشی از یادداشت محمد باقرپور درباره تعطیلی سایت فوتبال 360 و دوبلور عادل و قلعهنوی: در مورد بسته شدن سایت فوتبال 360 ابتدا باید گفت که باید از بسته شدن انواع رسانه ها تاسف خورد و سانسور را محکوم کرد. با این حال ساده لوح نباشیم و عادل فردوسی پور را فردی مستقل از ساختار رسمی بدانیم. وی که سال ها در سیما فعالیت می کند، اکنون شریک راهبردی یکی از سکوهای پخش زنده مسابقات ورزشی است. پلتفرمی که صداسیما و ساترا با باز کردن و بستن محصولات خود تبلیغ رایگان دریافت می کنند. بنابراین، بازدیدها پس از هر تعلیق و حذف افزایش می یابد.
آیا شریک استراتژیک کسانی که ساترا و صداوسیما از این طریق به آنها خدمت می کنند را می توان مستقل دانست؟ عادل فردوسی پور نیز روی دیگر سکه قلانوی قرار دارد. بیرتوش و عادل مربیان تیم ملی هم جزو جریان فرهنگی هستند.

شاید شما مثل ما نیستید!
و در آخر این یادداشت از اشکان زارع را بخوانید: غم و اشک فردوسی پور را دیدم. شرایطی که او را تحت فشار قرار داده است در مقابل آنچه بر ملت می گذرد هنوز هیچ است. الان وقت تاج گل نیست. سال ها بود که در مقطع دکتری قبول شده بودیم، اما درخواست ما دریافت نشد. ما سال هاست که از بهترین دانشگاه ها فارغ التحصیل شده ایم، آنها راه ما را هیچ جا نمی دانند. به قول عادل می خواستیم اشتغال ایجاد کنیم اما اجازه ندادند. ما یک داستان نوشتیم. اجازه ندادند. ترجمه کردیم ولی اجازه ندادند. ما می خواستیم از ایران برویم اما نگذاشتند. ما سال ها پشت در بودیم، راه ما را نمی دانند. پس اشک نریز، عادل جان. شاید شما مثل ما نیستید!
به گزارش رسانه انتخابتو






ارسال پاسخ