علی نیکویی، دکتری. در این پژوهش کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان در یادداشتی نوشت:
در 39 روز آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد جنگ شدند [مورخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ (مصادف با ۳۰ مارس ۲۰۲۶)] در جنگی که وزارت جنگ آمریکا با نام رسمی «عملیات حماسه خشم» آغاز کرد، یک حادثه بزرگ رخ داد و نیروهای مسلح ایران موفق شدند تنگه هرمز را ببندند و کنترل کشتیها را در حساسترین آبراه جهان به دست بگیرند. این رویداد تأثیر گسترده ای بر اقتصاد وابسته به نفت جهان گذاشت و پیروزی بزرگی را در جنگ به ایران بخشید. شورشیان ایرانی که فکر می کردند از روی عصبانیت می توانند حماسه سرایی کنند، آنها را وادار کردند تا به کشورهای همسایه ایران پیام بدهند و خواستار آتش بس شوند و پای میز مذاکره بنشینند! بسته شدن آبراه پارس به دلیل تسلط بر جزیره هرمز و انفجار قیمت نفت، نام تنگه هرمز را این روزها در صدر اخبار جهان قرار داده است و شاید دانستن ریشه نام تنگه هرمز برای برخی جالب باشد.
تنگه هرمز یعنی تنگه منسوب به هرمز; پس هرمز چیست یا کیست؟ پس چرا باید این تنگه حیاتی در آبراه خلیج فارس به نام او نامگذاری شود؟! «هرمز» مخفف اهورامزدا، کلمه ای اوستایی است که از دو کلمه اهورا و مزدا تشکیل شده است. اهورا نام مذکر اوستایی است که از ریشه ah به معنای «بودن» و از پسوند ایرانی باستان «را» به شکل راتای گرفته شده است که در پهلوی اورمزد و در فارسی مزدا به نام های دانایی هرمز، اورمزد و هرمزد نامیده می شود. برای ایرانیان باستان «هرمز» برترین خدا، خالق آفرینش و ارباب ذهن است. زرتشت بر یکی از گات ها می گوید: «ای هرمزد، چون دین ما را از نو آفریدی و از طبیعت به ما حکمت دادی…» هرمزد نیرویی است که با دشمن می جنگد، او راس همه جهان، به ویژه حافظ پادشاهان و رئیس همیشگی جهان است. ویژگی او حکمت است; او نه فریب می دهد و نه فریب می دهد. او پروردگار مهربان و خیر است، او پدر و مادر خلقت است، راه خورشید و ماه و ستارگان را قرار داد، او بود، هست و خواهد بود، و عرش او در عرش بزرگ، در نور آسمانی است، او در آنجا بارگاهی دارد. فرشتگان در خدمت او هستند و دستورات او را اجرا می کنند. بر اساس جهان بینی دینی ایرانیان باستان، اورمزد همه خیر مطلق است، هیچ ارتباطی با شر ندارد و سرچشمه همه خیرهاست. نور، زندگی، زیبایی، شادی و سلامتی؛ پشت هر سر قدرتی نهفته است و نماد زمینی آن انسان پارسا است.
اعتلای عظمت جهانی اهورامزدا لقب بسیاری از کتیبه های داریوش بزرگ در شوش و نقش رستم است: «اورمزد ارباب بزرگی است که این زمین و آسمان را آفرید، انسان را آفرید، برای انسان خوشبختی را آفرید و داریوش را شاه آفرید». یا در کتیبه دیگری در نقش رستم، داریوش شاه خود را چنین معرفی می کند: «من طرفدار هرمز هستم، او عدالت دوست است و با دروغ پردازان دوستی ندارد». از منظر تاریخ دینی، کتیبه مهمی وجود دارد که در آن خشایارشا اعلام می کند: «در میان این کشورهای سرکش کشوری بود که شیاطین در آن زندگی می کردند. [خدایان دروغین] پس با کمک اورمزد شیاطین را نابود کردم و اعلام کردم: تا کسی شیاطین را نپرستد. جایی که در گذشته شیاطین را می پرستیدند، من اورمزد را می پرستم.» در بخشی دیگر از این کتیبه خشایارشا با درک هخامنشیان از زندگی پس از مرگ آشنا می شویم که تنها اطلاعاتی است که در این زمینه داریم: «هر که دستورات اورمزد را انجام دهد و اورمزد را پرستش کند، در زندگی شاد خواهد شد و این نام را در زمان شاهنشاهی پس از مرگ ایرانیان بخشیده می شود». شاهزاده ای ساسانی بر تخت پادشاهی ایران نشست و نام خود را به هرمز برکت داد. [۶ پادشاه ایرانِ ساسانی نامشان هرمز بود]
اکنون که ریشه نام هرمز مشخص شد، به این می پردازیم که چرا به نام جزیره ای واقع در ورودی خلیج فارس و متصل به دریای عرب نامگذاری شده است.
تاریخ هرمز به دوره ساسانیان برمی گردد
داده های تاریخی به ما می گوید که اولین گزارش ها نه در جزیره ای به نام هرمز امروزی، بلکه بر روی محلی به نام هرمز در زمان پادشاهی ایران ساسانی بوده است! بلکه به بندری باشکوه در مصب رودخانه «آنامیس» در کنار ساحل مکران (منطقه میناب کنونی) اطلاق می شد. این شهر که «هرمز قدیم» یا «هرمزنا» نام داشت، مرکز ثقل تجارت شرق و غرب و نگین تجار جاده ابریشم دریایی بود. بنای این شهر را به اردشیر بابکان یا فرمانروای ساسانی هرمز اول نسبت می دهند. گویی ایرانیان با انتخاب این نام، امنیت و فراوانی بالاترین مقام یزدی را برای شریان اقتصادی خود می خواستند. این بندر طلایی و پر رونق تا سال 1300 شمسی که مصادف با حمله مغول به فلات ایران بود در سواحل ایران زنده ماند. پس از هجوم ویرانگر مغولان و ناامنی منطقه، بهاءالدین ایاز (حاکم وقت بندر هرمز) تدبیری دوراندیشانه در پیش گرفت. او مردم و مرکز تجارت را از خشکی به جزیره ای صخره ای و نمکی در 8 کیلومتری بندرعباس که در آن زمان «جرون» نامیده می شد، منتقل کرد. با این مهاجرت تاریخی نام «هرمز» با مردمش کوچ کرد و جزیره جرون به «جزیره هرمز» تغییر یافت تا شکوه هرمز قدیم در دل دریا ادامه یابد. حتی مارکوپولو نیز با حیرت از غنای بی حد و حصر این «هرمز نو» در دفتر خاطرات سفر خود صحبت کرد. موقعیت استراتژیک این سنگ نمک در گذرگاه اتصال خلیج فارس به دریای عرب از دید کاوشگران دور نماند. آلفونسو آلبوکرکی پرتغالی با درک اهمیت این بزرگراه، در سال 1507 میلادی به جزیره حمله کرد و قلعه سرخ را برای کنترل شریان حیاتی تجارت جهانی ساخت. این سلطنت بیش از یک قرن به طول انجامید تا اینکه حماسه آزادسازی هرمز در زمان شاه عباس بزرگ رقم خورد. با شجاعت امام کالی خان (فرزند الله وردی خان) و همکاری ناوگان انگلیسی، پرتغالی ها برای همیشه بیرون رانده شدند. اگرچه پس از آن مرکز تجاری به بندر گمبرون (بندر فعلی بندرعباس) منتقل شد، اما نام هرمز به عنوان نمادی از حاکمیت و اقتدار ایران بر این گذرگاه جاودانه بر پیشانی جزیره باقی ماند.
آری، «هرمز» بیش از آنکه نامی در نقشه های جغرافیایی برای وجدان بیدار ایرانی باشد، تجلی میراثی الهیات در سرزمین ناسوت است. نامی که از آغاز تاریخ با تار و پود «حکمت» و «حق» پیوند خورده، بار دیگر در برابر امواج متلاطم سیاست قد علم می کند. هرمز «کاخ نور» و «نگهبان همیشگی جهان» خواهد ماند و هر مهاجمی که بخواهد به این رگ حیات چنگ بزند، با سد عظیم ملتی روبرو خواهد شد که نام خدایش را بر پیشانی دریای خود حک کرده است.
منبع: خبرآنلاین






ارسال پاسخ