احمد زیدآبادی کارشناس مسائل سیاسی گفت: این جنگ قدرت نبود! وی در کانال تلگرامی خود نوشت: بزرگترین سوال در مورد حادثه کربلا این است که چرا در اواسط قرن اول هجری چنین فاجعه ای در جهان اسلام و در بین مسلمانان ممکن شد؟ پاسخ ساده ای برای این سوال وجود ندارد، اما پاسخ های ساده ای داده می شود.
وی ادامه داد: در حالی که برخی ناظران غیرمذهبی این موضوع را به جنگ قدرت نسبت می دهند، برخی از متدینین نیز همین منطق را با الفاظ دیگری پذیرفته اند! با این حال، حسین هرگز در هیچ مقطعی از زندگی خود وارد بازی قدرت نشد.
وقتی برادرش حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد و تمام نظام قدرت را به او واگذار کرد، حسین ده سال نزد حسن ماند و پس از مرگ برادرش، ده سال دیگر کاملاً به صلح پایبند بود و آن را نقض نکرد.
پس از آن گزارشی مبنی بر روی کار آمدن پس از مرگ معاویه منتشر نشد. او در مدینه با کمال صفا و عظمت و وقار زندگی می کرد و با احترام و عشق فراوان مورد استقبال مردم و بزرگان شهر قرار گرفت و حضور او را چراغ چراغی در محیطی می دیدند که در آن زندگی می کردند.
زیدآبادی همچنین نوشت: این وضعیت ادامه داشت تا اینکه فرستاده ای از دمشق رسید و اعلام کرد که او و فرزندان زبیر و عمر یا باید بر خلاف وجدان و به زور با یزید بیعت کنند و یا کشته شوند.
در واقع حسین، خانواده و دوستانش قربانی قدرت یک جانبه بنی امیه بودند که خلافت را از ابزاری برای برقراری عدالت، رفاه و امنیت به ابزاری برای سرکوب امیال جاه طلبانه خود با به انقیاد بردن افراد مسن و به بردگی کشیدن توده های مردم تبدیل کردند.
حسین و خانواده اش قربانی این نوع درک و درک قدرت شدند، زیرا تسلیم شدن در برابر مرگ آسانتر از اسارت یزید و ابن زیاد بود.
او جان به جان آفرین تسلیم کرد، نه برای تسلط بر شهری مانند کوفه، بلکه برای رسوا کردن چهره ظالم و کثیف قدرت و زبان و تحقیر بردگانش.»






ارسال پاسخ