30 آوریل 2026 [۱۰ اردیبهشت] هشتاد و دومین سالگرد خودکشی آدولف هیتلر در پناهگاه زیرزمین صدارتخانه رایش در برلین است. گزارشهای شاهدان عینی که توسط سرویس امنیتی پس از پایان جنگ جمعآوری شده است، بینش شگفتانگیزی از آخرین روزهای هیتلر در آوریل 1945 ارائه میکند.
شکار آدولف هیتلر
در ژوئن 1945، شوروی به دروغ اعلام کرد که بقایای هیتلر پیدا نشده است و احتمالاً او هنوز زنده است. این اعلامیه موج قابل پیش بینی “دیدگاه های هیتلر” را در سراسر اروپا برانگیخت. افسران متفقین در تلاش بودند بدون هیچ شکی ثابت کنند که هیتلر واقعاً در پناهگاه خود مرده است. به همین منظور در اواخر آوریل 1945 برخی از پرسنل ویژه هیتلر را بازجویی کردند.
هیو ترور-رپر، مورخ، که در طول جنگ در سرویس اطلاعات نظامی بریتانیا خدمت میکرد، از این گزارشها برای بررسی شرایط مرگ هیتلر و رد ادعاهایی مبنی بر زنده بودن هیتلر و زندگی در جایی در غرب استفاده کرد. او در سال 1947 یافته های خود را در کتاب “آخرین روزهای هیتلر” منتشر کرد.آخرین روزهای هیتلر) منتشر شد.
در پایان جنگ جهانی دوم، اعضای مختلف کارکنان شخصی هیتلر که در آوریل 1945 در پناهگاه بودند، توسط مقامات متفقین بازجویی شدند تا از مرگ هیتلر اطمینان حاصل کنند.
بازجویی ها عمدتاً بر وقایع رخ داده در پناهگاه در روزهای پایانی آوریل متمرکز بود. در آن زمان ارتش سرخ برلین را محاصره کرده بود و صدای شلیک توپخانه حتی در سنگر پیشوا به وضوح شنیده می شد و احساس می شد.
اراده و ازدواج
در ژانویه 1945، هنگامی که روس ها از لهستان به سمت شرق آلمان پیشروی کردند و نیروهای هوایی متفقین برلین را با حملات بمباران ویران کردند، هیتلر به یک پناهگاه فرار کرد. تا اوایل آوریل 1945، 2.5 میلیون سرباز روسی وارد پایتخت آلمان شده بودند. دو هفته بعد این نیروها به مرکز شهر رسیدند و در چند صد متری سنگر هیتلر وارد نبرد شدند.
در ساعات کم نور بین 28 تا 29 آوریل [۸ و ۹ اردیبهشت ۱۳۲۴] هیتلر وصیت نامه شخصی و سیاسی خود را توسط یکی از دستیاران مخفی خود، گرترود “ترودل” یونگه نوشته بود. پس از مدتی هیتلر و معشوقه اش اوا براون ازدواج کردند.
اظهارات دو منشی حاضر حاکی از احضار آنها برای دیدن این زوج تازه داماد است. هیتلر و اوا به همراه گوبلز، همسرش ماگدا و منشی خصوصی هیتلر، مارتین بورمن، از اتاق نقشه که مراسم عروسی در آن برگزار می شد بیرون آمدند. اوا رو به گردا کریستین، منشی خصوصی هیتلر کرد، حلقه ازدواجش را به او نشان داد و تبریک او را دریافت کرد.
بعد از عروسی، جشنی برای جشن گرفته شد. به گفته کریستین، هیتلر بیشتر در مورد گذشته و زمان های بهتر صحبت می کرد. با این حال، او به ایوا اعتراف کرد که میدانست در جنگ شکست خورده است و اضافه کرد که هرگز اجازه نمیدهد به دست روسها اسیر شود و قصد دارد خود را بکشد. او به یونگ گفت که ازدواج یک تجربه عاطفی است، اما مرگ برای او فقط به معنای قربانی کردن آزادی شخصی از نگرانی های فراوان و زندگی بسیار دشوارش است.
کریستین که در برخی از شام ها در کنار هیتلر و ایوا می نشست، پس از پایان مراسم به صبحانه عروسی دعوت شد، اما زود رفت و به یونگ گفت که نمی تواند فضای غم انگیز و ناامید کننده آن محیط را تحمل کند.
آمادگی برای مرگ
صبح 29 آوریل [۹ اردیبهشت ۱۳۲۴]ساکنان پناهگاه خبری دریافت کردند که موسولینی و معشوقه اش کلارا پتاچی توسط گردان های مردمی ایتالیایی اعدام شده اند. یکی از مصاحبه شوندگان توضیح داد که این خبر تأثیر زیادی بر عزم هیتلر داشت که نه او و نه اوا براون نباید به چنین سرنوشتی دچار شوند.
هیتلر به کارکنان خود دستور داد تا برای پایان کار آماده شوند. یک شاهد عینی گزارش داد که محافظان اس اس هیتلر اوراق شخصی او را نابود کردند. در جای دیگر، هیتلر یک دکتر را مأمور می کند تا سگ آلمانی بلوندی و اسپانیل اوا براون را مسموم کند. شاهدان همچنین توصیف کردند که هیتلر در بعدازظهر روز 29 آوریل از اتاقی به اتاق دیگر راه می رفت، با همه به جز کارکنان مستقیم خود دست می داد و از هر کدام چند کلمه تشویق و تشکر می کرد.
تا صبح 30 فروردین [۱۰ اردیبهشت ۱۳۲۴] نیروهای روسی به میدان پوتسدامر پلاتز رسیده بودند و صداهای جنگ از همه جا به گوش می رسید. بر اساس گزارشی ضبط شده، صدای گریه اوا شنیده شد: “ترجیح می دهم اینجا بمیرم.” من نمیخواهم فرار کنم.» سپس او و هیتلر، با کارکنان شخصیشان که جمع شده بودند، اتاقهایشان را ترک کردند و بدون هیچ حرفی در اتاق قدم زدند و با همه دست دادند. همه میدانستند که زمان آن فرا رسیده است.
مرگ را انتخاب کن
یونگ به یاد می آورد که هم او و هم کریستین از هیتلر قرص های سمی خواستند زیرا تأثیر سم را روی سگ هیتلر دیده بودند. هیتلر به هر یک از آنها یک قرص داد و در حین انجام گفت که از این بابت بسیار متاسفم، زیرا خاطره ای بهتر از این ندارم و ای کاش ژنرال هایش نیز مانند این دو نفر آرام و شجاع بودند. اوا در آخرین کلمات ضبط شده خود، جونگ را در آغوش گرفت و گفت: کت پوست من را به یادگار بگیر. من همیشه زنان خوش پوش را دوست داشتم.» سپس هیتلر گفت: “تموم شد، خداحافظ” و اوا را برای آخرین بار به اتاق خود برد. بعد از ظهر هیتلر به خودش شلیک کرد و اوا همان قرص سمی را که هیتلر به او داده بود قورت داد.
دفن و سوزاندن اجساد
اندکی پس از مرگ، اجساد هیتلر و اوا را از پله ها بالا بردند و در باغ کوچکی خارج از ورودی مجتمع پناهگاه قرار دادند. یکی از بازجوها، راننده هیتلر، مدتی به حمل جسد اوا کمک کرد و گفت که جسد او در کنار هیتلر روی زمین گذاشته شده است. او به بازجویان گفت که متوجه شد اوا یک لباس تابستانی آبی پوشیده از ابریشم واقعی، کفشهایش پاشنههای نخی و موهایش «بلوند مصنوعی» بود.
چند دقیقه بعد، همان شاهد، گروهی از مردم از جمله گوبلز و بورمان را دید که در کنار اجساد جمع شده بودند. یکی از آنها بنزین را از سطل روی اجساد ریخت. سپس وقتی صدای توپ های روسی از همه جا به گوش می رسید، همه به سمت امن دروازه فرار کردند. دستیار شخصی هیتلر پارچه ای آغشته به بنزین را روشن کرد و آن را روی اجساد انداخت که بلافاصله آتش گرفت. این گروه پس از سلام فاشیستی عقب نشینی کردند.
یکی از نگهبانان پناهگاه دیر رسید. او گفت که از دیدن این دو جسد که به طور ناگهانی آتش گرفته اند، شوکه شده است. او نتوانست گروه گوبلز را که در قاب یک در پنهان شده بودند ببیند و تنها بعداً به ماهیت واقعی ماجرا پی برد.
اجساد فقط تا حدی در اثر آتش سوزی از بین رفتند و بعداً با عجله در یک گودال کم عمق ایجاد شده در اثر انفجار بمب دفن شدند. بر اساس گزارش های روسیه، این اجساد توسط نیروهای شوروی نبش قبر شده و به ماگدبورگ در آلمان شرقی منتقل شدند. گفته می شود جسد هیتلر در آوریل 1970 توسط KGB به طور کامل نابود شد.
دو قسمت از بدن، یعنی استخوان فک و بخشی از جمجمه حفظ شد. این قطعات در نمایشگاهی در آرشیو فدرال روسیه در مسکو در آوریل 2000 به نمایش گذاشته شد.
تصاویر در سینما
روزهای پایانی هیتلر در پناهگاه برلین در بسیاری از فیلمها، از جمله آخرین آنها، سقوط، به نمایش درآمده است. (جمع کردن) توسط الیور هیرشبیگل در سال 2004.
منبع: خبرآنلاین






ارسال پاسخ